صفحه اصلی / فرهنگ و هنر / دیدنی های پرده نقره ای Logan Lucky

دیدنی های پرده نقره ای Logan Lucky

Behnam Marfou

 

کارگردان:  استیون سودربرگ

نویسنده: ربکا بلانت

 

نقش آفرینان:

دنیل کریگ (Daniel craig)

آدام درایور (Adam Driver)

چنینگ تاتم (Channing Tatum)

رایلی کئوف (Riley Keough)

ست مک فارلین (Seth macFarlane)

کیتی هولمز (Katie holmes)

 

 

خلاصه داستان:

جیمی لوگان (چنینگ تاتم) کارگر کارخانه ای در ایالت ویرجینیا است که به دلیل نگرانی کارفرما از وضعیت پاهایش، از کار بی کار شده و روزگار سختی را می گذراند. در این وضعیت، جیمی به سراغ برادر خود به نام کلاید (آدام درایور) می رود که او هم یک دست خود را در جنگ عراق از دست داده و این دو تصمیم می گیرند یک گروه سرقت تشکیل دهند، تا پولی به جیب بزنند.

جیمی قصد دارد در یک پروژه حفاری زیر پیست مسابقات ماشین سواری نقش داشته باشد. او در قلب ماجرای چگونگی انجام چنین سرقتی حضور دارد و برادرش کلاید و همینطور خواهرش میلی (رایلی کئوف) را به شرکت در این پروژه دعوت می کند. هر چند که این کار، سه نفره نمی تواند انجام بگیرد؛ آنها به یک قفل‌ بازکنِ ماهر و مطمئن احتیاج دارند، و تنها کسی که می شناسند جو بنگ (دانیل کریگ) معروف است، که در حال حاضر دستگیر شده و در دسترس نیست. اما جیمی این مساله را یک دردسر ناچیز تلقی می کند و نقشه را عوض می کند. قرار می شود جو را از زندان خارج کنند تا کارش را انجام بدهد و قبل از اینکه کسی متوجه غیبت او بشود، او را به زندان برگردانند.

نقد فیلم:

استیون سودربرگ در سال 2013، پس از ساخت فیلم <عوارض جانبی / Side Effects>، بازنشستگی خود در عرصه فیلمسازی را اعلام کرد؛ اما طی چند سال بعد، او کماکان مشغول کار بود و در مقام کارگردان، مدیر فیلمبرداری، مدیر اجرایی تولید و تدوینگر فعالیت کرد. اما پرده سینما جذابیت دیگری دارد، که موجب ساخت فیلم <لوگان خوش ‌شانس / Logan Lucky> شد و بازنشستگی را فقط به یک مرخصی چند ساله تبدیل کرد. بازگشت سودربرگ به امورات سابق بسیار خوشایند است. ریاست و مدیریت او، ضامن نوشتن یک داستان شایسته است و شخصیت ‌مداری اش به عنوان کارگردان، نقش بسزایی در رهایی از چرخه‌ های عبث دارد.

Logan Lucky یک فیلم کمدی و فرح ‌بخش در مورد سرقتی بزرگ از یک مکان امنیتی در جریان مسابقات ماشین سواری Nascar  است. حدود یک ساعت و نیم از فیلم اینطور نمایان می کند که سودربرگ طریقت برادران کوئن در فیلمسازی را در پیش گرفته است. دمدمی‌ مزاج بودن آمیخته به شوخ‌ طبعی و منحصربفرد بودن شخصیت‌ ها و قرار گرفتن در موقعیت های عجیب و غریب، همان افقی را می نگرند که برادران کوئن عاشق رصد کردن آنند. یعنی همان عناصری که سودربرگ سابقا با آنها در فیلم های  Ocean’s eleven ، Ocean’s twelve و  Ocean’s thirteen کار کرده است. متاسفانه تنها سه چهارم از فیلم خوب ساخته شده است. نیم‌ ساعت پایانی فیلم به یک داستان ‌سرایی پراکنده تبدیل می شود که فقط سعی دارد سر و ته داستان را، هر چند سست و بی قاعده، بهم آورد. دو شخصیت جدید، که یکی از نقش ها را هیلاری سوانک بازی می کند، اندکی در خط کلی داستان تاثیر دارند.  

هر چند که فیلم به عنوان یک فیلم ژانر سرقت شناخته شده است، اما نه پیچیدگی های داستان شما را متعجب می کند، نه بیننده برای تعلیقات آن نفس نفس می زند. اکثر تعلیق ها، کوتاه هستند و در نتیجه اشتباهات بزهکاران به وجود می ‌آیند. در ابتدا به نظر می آید سودربرگ با استفاده از کلیشه های منطقه ‌ای، منظوراتی کمدی دارد، اما با بازنگری فیلم، سودربرگ تمام توقعات ما را از بین می برد. به هرحال شخصیت ها همانقدر احمق هستند، که از همان نگاه اول می توانیم بفهمیم.

مجموعه بازیگران حاوی لیست بلند بالایی از هنرپیشه های نامی است. چنینگ تاتم تجربه زیادی از کار کردن با سودربرگ کسب کرده است. او نقش جیمی را بازی می کند؛ یک کارگر ساختمانی تازه بی کار شده که تصمیم می گیرد ثروتِ سخت به کف آمده ‌اش را صرف به دست آوردن پولی کند که از یک عملیات سرقت می تواند حاصل شود. همچنین شخصیت‌ های سرشناس دیگری از جمله کتی هولمز، کاترین واترسون، هیلاری سوانک و ست مک فارلن در این فیلم بازی می کنند.

اگرچه بیشترِ کمدی موجود در <لوگان خوش شانس> خشک و خنثی است، اما چند لحظه واقعا خنده دار وجود دارد. شخصیت جیمی که در قلب داستان حضور دارد، بهتر از تمامی شخصیت ها پرورش داده شده است. او به عنوان یک آدم خوش ‌طینت و سخت ‌کوش که عاشق دخترش است، به بیننده معرفی می شود؛ کسی که از همسر سابق اش بدش نمی آید، به رفقا و خانواده ‌اش وفادار است و در تقلا است که به عنوان یک آدم مسوول و <کار راه بنداز> شناخته شود. می خواهد که جرایم، قربانی نداشته باشد و در این یک مورد، موفق عمل می کند. در فیلم هیچ انسانی کشته نمی شود. دانیل کریگ که تحت عنوان جو بنگ وارد داستان می شود، نقطه عطف فیلم است. کریگ با آن لباس سیاه و سفید و مندرسش، بدش نمی آید از متانت و ادب جیمز باند فاصله بگیرد.

نکته جالب در مورد این فیلم اینکه، موجودیت فیلمنامه‌ نویس <لوگان خوش‌ شانس>، یعنی ربکا بلانت توسط هالیوود ریپورتر مورد بررسی قرار گرفته است، و گمان می رود که این اسم تنها یک اسم مستعار باشد. این مساله دور از ذهن نیست، زیرا بازیگران فیلم فقط از طریق ایمیل با بلانت تعامل داشتند. این اسم هیچ جای دیگری اعتبار ندارد، و از طرفی هم سودربرگ به استفاده از نام مستعار معروف است. نهایتا می توان اذعان داشت که این اسم، یک نکته انحرافی است. ربکا بلانت هر کسی که هست، چه مرد چه زن، تا قبل از رسیدن به پیچ و خم نیم ساعت پایانی فیلم، جایی که معماها حل می شوند، یک فیلمنامه ظریفِ آمیخته به شوخی را نگاشته است، که اجازه می دهد داستان، روان و بدون وقفه روایت شود.

با وجود اینکه <لوگان خوش ‌شانس> فیلم ایده آلی نیست، اما به عنوان یک سرگرمی برای تابستان مناسب است. به عبارتی فیلم ارزش این را دارد که دو ساعت از تابستان خود را به تماشایش اختصاص دهید.

درجه بندی: این فیلم 119 دقیقه ای در آمریکا PG-13   رده بندی شده و تماشای آن در کانادا برای افراد زیر 14 سال ممنوع است. نوجوانان 14 سال به بالا هم تنها می توانند، در کنار یک بزرگتر به دیدن آن بروند.


پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *