صفحه اصلی / فرهنگ و هنر / فیلم و سینما / دیدنی های پرده نقره ای King Arthur: Legend of the Sword

دیدنی های پرده نقره ای King Arthur: Legend of the Sword

Razi-Clinic

کارگردان:  گای ریچی

نویسندگان: گای ریچی و جوبی هارولد

 

نقش آفرینان:

جود لا (Jude Law)

چارلی هانام (Charlie Hunnam)

آسترید برژه-فریزبی (Astrid Berges-Frisbey)

اریک بانا (Eric Bana)

آیدان گیلن (Aidan Gillen)

 

خلاصه داستان:

فیلم داستان مردی جوان به نام آرتور (چارلی هانام) را روایت می کند که باید برای حضور در صحنه های نبرد آموزش و تعلیم ببیند، ولی برای رسیدن به این هدف، در ابتدا باید راه سرنوشت اش را پیدا کند. پس از سال ها تلاش و کوشش، سرنوشت او را لایق دانسته تا آرتور شمشیر افسانه ای که سال ها درون سنگ خفته است بیرون بکشد و به ظلم و ستم پایان دهد.

در آغاز فیلم، آرتور هنوز یک بچه است. پدر او اوتر پندراگون (اریک بانا) بر سرزمین کاملوت حکمرانی می ‌کرد و تهاجمی که به رهبری موردرد شکل گرفته بود را خنثی کرد. اما غلبه بر خطرات بیرونی کافی نیست چرا که برادر فاسد او، وورتیگرن (جود لا)، کودتایی خونین ترتیب می‌ دهد که نتیجه آن مرگ اوتر و همسرش است. آرتور که به وسیله‌ یک قایق نجات از مهلکه جان سالم به در می ‌برد، در روسپی ‌خانه ‌ای در لاندینیوم به عنوان یک یتیم بزرگ می‌ شود.

بیست سال بعد، آرتور به همراه سایر مردان هم سن و سال خود به کاملوت می ‌آیند تا مشخص شود که آیا هیچ کدام می‌ توانند شمشیر اکس‌ کالیبور را از سنگ بیرون بکشند؟ آزمونی که وورتیگرن ترتیب داده تا برادرزاده‌ گمشده‌ اش را پیدا کند. هنگامی که آرتور موفق می ‌شود شمشیر را بیرون بکشد، فورا زندانی شده و تصمیم به اعدامش گرفته می‌ شود. با این حال، نقشه برای کشتن شاه برحق و تکمیل نقشه دو مسئله‌ مجزا است. آرتور با کمک گوئین اور (آسترید برژه-فریزبی)، شوالیه بدیویِر (جایمن هانسو) و بیل (آیدان گیلن) از زندان می ‌گریزد و به گروه ضد وورتیگرن می ‌پیوندد؛ شاه خائنی که برای سرنگونی او باید قدرت، جادو و کمی شانس داشت.

نقد فیلم:

مسلما مهمترین نامی که در بین عوامل فیلم جدید از شاه آرتور به چشم می ‌خورد، گای ریچی است. ریچی بیش از اغلب کارگردان ‌های فعال امروزی، تفکرات خود را بر فیلمی که در دست دارد اعمال می ‌کند. رویکردی که شاید برخی از تماشاگران را به بیراهه بکشاند. به عنوان مثال همین فیلم <شاه آرتور: افسانه شمشیر> که در آن به بازگویی احوالات شاه، شوالیه‌ های او و دشمنانش پرداخته. این که چنین شخصیت تاریخی وجود داشته یا نه مد نظر ریچی نیست، چرا که او به آثار ادبی، سینمایی و تلویزیونی پیشین حول این افسانه‌ تاریخی توجه نکرده و رویه‌ خود را پیش گرفته است. در <افسانه شمشیر>، فیلمساز قصد بازسازی یا اقتباس از چیزی را نداشته. این فیلم، دیدگاه ریچی نسبت به اصل داستان آرتور تلقی می ‌شود، که مسلما پرشور و جذاب از آب درآمده.

شانسی که ریچی دارد این است که هیچ روایت قابل اتکایی برای داستان شاه آرتور وجود ندارد. در حقیقت، روایت ‌های متفاوت از این داستان باعث شده که دست فیلمساز برای اقتباس از آن آزاد باشد و بتواند با تلفیق المان‌ های برجسته‌ قصه با هرچه که مد نظر خودش است، فیلمی جذاب بسازد. توفیقی که ریچی به آن دست یافته. البته روایت و سبک او در این فیلم کاملا منحصربفرد نیست. افسانه آرتور بارها توسط مارک تواین، میکی ماوس و مانتی پایتون و سایرین تفسیر شده که در این بین برخی چون آنتوان فوکوآ در فیلم <شاه آرتور> مروری جدی بر این افسانه داشته‌ اند. در فیلم <شاه آرتور: افسانه شمشیر>، علاوه بر آرتور از نام‌ هایی چون موردرِد، وورتیگِرن، جناب بدیویِر، گوئین اوِر، اوتر پندراگون، اکس ‌کالیبور، بانوی دریاچه و مرلین نیز یاد می‌ شود. البته جای خالی لانسلوت، گالاهاد و چند شوالیه‌ دیگر احساس می ‌شود.

طبق گفته‌ ریچی، چون هدف نهایی شرح افسانه‌ کاملوت بوده، شروع فیلم با آرتور، منطقی به نظر می ‌رسد. سبک ریچی کاملا در فیلم نمایان است. مانند تقطیع های مملو از توضیح او به همراه تمرکز بر سوژه‌ در حال حرکت. ریتم فیلم بی ‌رحمانه است. حتی هنگامی که اتفاقات زیادی رخ نمی ‌دهند، ریچی با ترفندهای خود اجازه نفس کشیدن به تماشاگر را نمی ‌دهد. گاهی اوقات بیش از حد داستان را گسترش می‌ دهد. تمایل او به استفاده بیش از حد از فلش فوروارد (آینده نمایی) برای سوق دادن روایت به جلو، بیشتر از این که چیزی به فیلم اضافه کند موجب حواس‌ پرتی تماشاگر می ‌شود. این کار خودنمایانه است و به جای این که تماشاگر را در جریان فیلم غرق سازد، او را از جریان خارج می‌ کند. تعدادی صحنه‌ نبرد وجود دارد که به شکلی هنرمندانه پرداخته شده‌ اند. ریچی همچنین اجازه نداده که خرده داستان‌ های موجود به فیلمش لطمه‌ ای بزنند. مثلا صحنه‌ ای که در آن آرتور با همه نوع موجود غول‌ پیکری می‌ جنگد، کمتر از پنج دقیقه طول کشیده.

قدرت بصری فیلم از نکات مثبت آن محسوب می ‌شود. از لحاظ بصری، می‌ توان آن را مشابه با بخش‌ های تاریک‌ تر <سرزمین میانه>‌ پیتر جکسون عنوان کرد و البته یکی از بهترین تصویرپردازی ‌ها از دوران قرون وسطی. جلوه‌ های ویژه کیفیت بالایی دارند به گونه ‌ای که این حجم از جادو، ارتش‌ های عظیم و هیولا‌ها (مانند صحنه‌ نبرد فیل‌ های عظیم‌ الجثه) واقعی به نظر می ‌رسند و بیننده احساس نمی‌ کند با تصاویری مصنوعی سر و کار دارد. اگرچه <افسانه شمشیر> با وجود رویکرد ریچی در کارگردانی فیلم، تا حدودی شبیه فانتزی‌ های مرسوم به چشم می ‌آید.

هنرمند آنچنان سرشناسی به جمع بازیگران دعوت نشده تا این سوء تفاهم پیش نیاید که فیلم با تکیه بر نام او به فکر بالاکشیدن خود می‌ باشد. چارلی هانام در نمایش ابرقهرمان‌ گونه‌ شاه آرتور موفق بوده و توانسته آمیزه ‌ای از عدم اعتماد به ‌نفس و سرزنش خود را برای این کاراکتر به نمایش درآورد. جود لا به طرز خوشایندی در قالب ضد قهرمان فیلم درخشیده؛ باور این که او زمانی در نقش قهرمان فیلم حضور پیدا می ‌کرد سخت شده! البته جود لا در دو فیلم <شرلوک هولمز> در نقش دکتر واتسون با ریچی همکاری کرده و به همین دلیل با سبک و سیاق او آشناست. آیدان گیلن و جایمن هانسو بازی قابل قبولی به نمایش گذاشته‌ اند، البته گیلن به دلیل تجربه‌ وستروس کار سختی نداشته. آسترید برژه-فریزبی هم در نقش جادوگر جذاب و مرموز بی‌ نامی که در ظاهرِ گوئین اور درآمده است، حضور دارد.

ریچی و تهیه‌ کنندگان، <شاه آرتور: افسانه شمشیر> را به نحوی به پایان رسانده‌ اند که اگر زمانی به فکر دنباله‌ ای برای آن افتادند، دستشان باز باشد. در حالی که خود فیلم نیز مستقل است و حتی بدون داشتن دنباله‌ کامل به نظر می ‌رسد. با این حال، خطر فروش کم در گیشه این فیلم را تهدید می ‌کند؛ چرا که کمپانی برادران وارنر تاریخ اکران مناسبی برای آن در نظر نگرفته و شاید همین موضوع به آن لطمه بزند. در مجموع، بهتر است با توجه به شایستگی‌ های این فیلم و عدم انتظار برای بخش‌ های اضافی، از تماشای آن لذت برد.

درجه بندی:

این فیلم در آمریکا PG-13  رده بندی شده، و بنابراین تماشای آن در کانادا برای افراد زیر 14 سال ممنوع است. نوجوانان 14 سال به بالا هم تنها می توانند، در کنار یک بزرگتر به دیدن آن بروند.

 

Leeza

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *