مقالاتمقالات پزشکی

دو مادر از تجربه فرزندآوری با لقاح مصنوعی می گویند

 

به گزارش هافینگتون پست، کتی و مگان یک زوج همجنسگرا، و صاحب 3 فرزند هستند که یکی را مگان و دو فرزند را کتی به دنیا آورده است. آنها در این مصاحبه درباره روند پیدا کردن اسپرم اطلاعاتی را در اختیار افرادی که با این چالش رو به رو هستند می گذارند.

* روند انتخاب اهدا کننده اسپرم به چه صورت است؟ 

ابتدا باید به سوالات مختلفی مانند نژاد اهداکننده، تعداد اسپرم، نوع آن، و ملاک هایی که برای اهداکننده در نظر دارید پاسخ بدهید. البته در کانادا خرید و فروش اسپرم غیرقانونی است. بنابراین باید اهداکننده ای از آمریکا پیدا کنید و بخواهید اسپرم به کانادا فرستاده شود. یکی از ملاک های ما برای اهداکننده این بود که هویت قابل دسترسی داشته باشد. این یعنی اگر گیرنده اسپرم با موفقیت باردار شد و تولد فرزند در بانک اسپرم ثبت شد، بچه متولد شده پس از سن 18 سالگی می تواند اطلاعات تماس اهداکننده را دریافت کند. ما فکر کردیم خوب است که فرزندان مان این امکان را داشته باشند.

* چه طور انتخاب کردید که کدام اول باردار شوید؟

چون مگان 4 سال بزرگ تر بود، تصمیم گرفتیم اول او باردار شود که خوشبختانه در تلاش دوم، این اتفاق افتاد.

 

 

* آیا به دلیل اینکه یک زوج همجنسگرا بودید، با محدودیت هایی مواجه شدید؟

در واقع درمان در مراکز ناباروری برای زوج های معمولی طراحی شده و به همین دلیل ما را مجبور به انجام تست هایی می کردند که مربوط به سلامت رحم و تخمدان ها بود در حالی که ما نیازی به انجام این آزمایشات نداشتیم. تنها مشکل ما فقدان اسپرم بود، نه ناباروری.

* چه طور با هزینه های بالای خرید اسپرم کنار آمدید؟

بله هزینه بچه دار شدن به این روش خیلی زیاد است. هر واحد اسپرم 1000 دلار هزینه دارد و از هر اهداکننده می توان 3 تا 5 اسپرم دریافت کرد.

* در شناسنامه بچه ها با چه عنوانی از شما نام برده شده است؟

در شناسنامه دوک نام مگان به عنوان مادر و نام من با عنوان پدر/والد دوم ذکر شده است. من هم مرخصی بچه دار شدن گرفتم، اما به خاطر دارم که باید به همه توضیح می دادم که این مرخصی زایمان نیست، بلکه مربوط به زایمان همسرم است. جالب اینجاست که در فرم ها دو گزینه والدین بیولوژیک و پدرخوانده/ مادر خوانده وجود داشت و من هیچ کدام از آنها نبودم، زیرا نه در تولد او به صورت بیولوژیک نقش داشتم و نه او را به فرزندخواندگی گرفته بودم. در حقیقت بچه ماحاصل لقاح همسرم با یک اهداکننده بود.  

* زایمان دوم چگونه بود؟

وقتی فرزند اول مان 9 ماهه بود من باردار شدم. نمی خواستیم فاصله سنی شان این قدر کم باشد، اما در آن زمان دولت انتاریو کمک هزینه درمان ناباروری می داد و ما تصمیم گرفتیم با استفاده از این کمک هزینه IVF انجام دهیم که شانس بارداری را بالا می برد. بنابراین هزینه بارداری دوم ما پرداخت شد. البته درمان ناباروری با روش IVF بسیار گران تر است، چون باید به مدت سه ماه با داروهای استروژن و پروژسترون و سایر داروها از هورمون ها به شکل مصنوعی محافظت کنید. این روش هم بسیار پرهزینه است و هم به دلیل آمپول هایی که هر روز باید تزریق شود، بسیار طاقت فرسا است. من فکر می کنم مصرف 3 تا 4 ماه این داروها بین 5 هزار تا 10 هزار دلار هزینه دارد.

به این ترتیب دو فرزند اول ماحاصل لقاح تخمک های هر یک از ما با یک اهداکننده واحد بود. در مورد فرزند سوم، من به دلیل تجربه سختی که از بارداری و زایمان داشتم دیگر دلم نمی خواست باردار شوم. اما کتی عاشق دوران بارداری بود چون احساس می کرد هیچ وقت تنها نیست و همیشه یک نفر دیگر در درون او حضور دارد. بارداری برای او مترادف با هیجان، شور و شوق، انتظار و شگفتی بود. بنابراین فرزند سوم از لقاح تخمک من با همان اهداکننده در رحم کتی شکل گرفت.

* آیا فکر کرده اید که چه طور در آینده این مساله را برای فرزندان تان توضیح بدهید؟

آنها می دانند. ما با فرزندان مان کاملا صادق و روراست هستیم. ما می خواهیم آنها به خود افتخار کنند و همه جا با صدای بلند از نحوه تولد خود حرف بزنند. هیچ موضوع خجالت آوری در این بین وجود ندارد.

البته در شرایطی که در بعضی مردم نسبت به همجنسگرایی هراس وجود دارد بچه ها باید بدانند که آنها متفاوت هستند. ما وقتی به عنوان یک خانواده بیرون می رویم اغلب مردم تصور می کنند یکی از ما مادر و دیگری پرستار بچه ها است. خیلی ها هم شروع به پرسیدن سوالات خود می کنند که ما هم به آنها توضیح می دهیم. با اینهمه ما هر دو نگران روزی هستیم که کسی به بچه ها حرفی تحقیرآمیز درباره خانواده شان بزند.

برچسب ها
Don`t copy text!

Adblock رو غیر فعال کنید

بخشی از درآمد سایت با تبلیغات تامین می شود لطفا با غیر فعال کردن ad blocker از ما حمایت کنید