مقالاتمقالات اجتماعی

در نبرد با پاندمی کانادا متحد شده است، آمریکا از هم پاشیده است

به گزارش گلوب اند میل، اگر چیزی بتواند حس اتحاد و همبستگی را در آمریکا ایجاد کند همین ویروس کرونا، هولناک ترین چالش بعد از جنگ جهانی دوم است. آمریکایی ها معمولا به روحیه بالا، همبستگی و اتحاد، وطن پرستی و اراده در زمان های سخت شناخته می شوند. 

روزهای پس از حادثه 11 سپتامبر، گروگانگیری در ایران، بحران موشکی کوبا، یا انفجار شاتل فضایی چلنجر را به یاد بیاورید- حوادثی که فراتر از سیاست بودند. وقتی در سال 1979، 52 آمریکایی در تهران گروگان گرفته شدند، حس وطن پرستی را در سراسر آمریکا می شد دید. آمریکایی ها برای نشان دادن عزم راسخ خود برای آزاد کردن گروگان ها دور درخت ها روبان زرد می بستند، و در آخر هر برنامه اخبار، مجری تعداد دقیق روزهایی را که کارکنان سفارت در تهران گروگان گرفته شده بودند اعلام می کرد.

در دوران بحران، روسای جمهور از کلمات اطمینان بخش و تسلی دهنده ای استفاده می کنند. برای مثال، رونالد ریگان بعد از انفجار شاتل چلنجر گفت: هرگز آنها را فراموش نمی کنیم، و آخریان باری را که آنها را دیدیم. لحظه ای که با ما خداحافظی کردند و برای دیدار با خداوند، وابستگی های زمینی شان را رها کردند. 

در ماه گذشته، 55 هزار آمریکایی بر اثر کووید-19 وابستگی های زمینی شان را رها کردند. این تعداد مرگ و میر با کشته شدگان جنگ ویتنام برابری می کند. اما در کمال تعجب، امروز شاهد آن حس وطن پرستی و همبستگی نیستیم. از کاخ سفید هم سخنان تسلی بخش و متحد کننده ای به گوش نمی رسد. برعکس، بیشتر شاهد بحث و جدل رهبران سیاسی هستیم.

آمریکایی ها باید در این شرایط پیشرو و الگوی جهان بودند نه دنباله رو. پس از سونامی اقیانوس هند در سال 2004 که بیش از 225 هزار نفر را به کام مرگ کشاند، کاخ سفید دو رئیس جمهور اخیر خود، یعنی کلینتون و بوش را مسئول اجرای برنامه بزرگ رسیدگی به بحران کرد. امروز حتی تصور چنین برنامه ای هم دشوار است.

 

 

پاندمی به جای آن که برای آمریکا همبستگی به ارمغان بیاورد به تنش ها دامن زد. رئیس جمهور کشور باز هم به تنها استراتژی هایی که برای رویارویی با تهدید می شناسد، متوسل شده است: حمله، تفرقه و تحقیر. او رسانه ها را، دموکرات ها را، و سازمان بهداشت جهانی را سرزنش می کند؛ و به جای پخش کردن روبان های زرد، هر روز مشتی غرولندهای توییتری به خورد مردم آمریکا می دهد.

برعکس، پاندمی در کشورهای دیگر احزاب مختلف را کنار هم قرار  داده است. در کانادا دولت فدرال و استان ها دعواهای سیاسی را کنار گذاشته اند. نخست وزیر آلبرتا، جیسون کنی، به جای صحبت از جدایی طلبی غرب، برای بریتیش کلمبیا، کبک و انتاریو تجهیزات پزشکی می فرستد.

در حالی که کانادا را در قالب یک تیم می بینیم، در آمریکا اثری از همبستگی دیده نمی شود. در شمال مرز دو کشور درباره بازگشایی تدریجی اقتصادی اتفاق نظر وجود دارد، حال آن که همسایه جنوبی به دو دسته جمهوریخواهان طرفدار بازگشایی فوری و دموکرات های طرفدار تعطیلی تقسیم شده است. بیم آن می رود که دعوای سیاسی منجر به خودکشی اقتصادی شود که از ویروس کرونا هم خطرناک تر است. نمی توان رکود اقتصادی را بر حسب آمار قربانیان توصیف کرد اما اگر از آن غافل شویم قربانیان زیادی می گیرد. پس از بحران اقتصادی سال 2008، مجله پزشکی لانست مطالعه ای را منتشر کرد که نشان می داد 260 هزار مرگ ناشی از سرطان با بحران اقتصادی بی ارتباط نبوده است. 

محافظه کاران معتقدند همان طور که مردم در مشاغلی که اجازه فعالیت داشتند توصیه های بهداشتی و فاصله گذاری اجتماعی را رعایت کردند چرا با بازگشایی سایر مشاغل، به آنها اعتماد نکنیم؟

می توان تفاوت نظر را در میان احزاب مختلف درک کرد، اما در چنین زمان حساسی آمریکا باید همچون گذشته غرق در اتحاد و وطن دوستی و اراده رسیدن به هدف باشد. اما درعوض، تفرقه و بی اعتمادی آن را در برابر ویروس ضعیف کرده است؛ در عوض، سخنان بی اساس رئیس جمهور درباره انواع درمان های ویروس مضحکه جهانیان شده است؛ در عوض در ملتی که روزی ریگان آن را نگینی بر فراز تپه می خواند اثری از آن روح و روحیه سابق دیده نمی شود





برچسب ها

نوشته های مشابه

Don`t copy text!