مقالاتمقالات سیاسی

درس هایی که لیبرال های کانادا می توانند از پیروزی بایدن در آمریکا بگیرند

 

با انتخاب جو بایدن در آمریکا یک سد تاریخی بزرگ شکسته شد: تا امروز آمریکا فقط یک رئیس جمهور کاتولیک داشت. وقتی جان اف کندی به عنوان اولین رئیس جمهور کاتولیک به کاخ سفید راه یافت، در کشوری که در آن زمان اکثریت قاطع از آن پروتستان ها بود، همه درباره این اتفاق عجیب حرف می زدند. اما 60 سال بعد از آن، وقتی بایدن کاتولیک به ریاست جمهوری انتخاب می شود، هیچ کس اشاره ای به گرایش مذهبی او نمی کند چون دیگر برای کسی مهم نیست.

این یک خبر خوش است. در دنیای دو قطبی های سیاسی که جناح راست و چپ گویی از دو سیاره مختلف آمده اند و سعی می کنند حرف هم را نفهمند، اینکه ببینیم یکی از منشاءهای دیرینه اختلاف، قدرت تقسیم کردن آدم ها و تفرقه انداختن میان آنها را از دست داده حس خوشایندی است. این موضوع به ما یادآوری می کند با اینکه بعضی از سیاسیون، و الگوریتم های فیس بوک و توییتر معمولا احساسات افراد را در جهت های خاصی هدایت کرده و سعی در تعریف خودی و غیر خودی برای آدم ها دارند، یک جامعه لیبرال زمانی بهترین عملکرد را نشان می دهد که شهروندان آن از این مرزبندی ها فراتر رفته، و تفاوت عقیده را در عین خودی بودن افراد بپذیرند. 

این یادآوری خوبی برای محافظه کاران کانادا است و باید از هم حزبی های آمریکایی خود درس بگیرند.

راستی های طیف سیاسی کانادا، به خاطر آینده کانادا هم که شده، باید به سیاست دوقطبی سازی دونالد ترامپ پشت کنند. البته همیشه وسوسه استفاده از این روش وجود دارد. به هر حال، ترامپ توانست در سال 2016، علیرغم همه پیش بینی ها، قدرت را به دست گیرد و اگر در جورجیا، آریزونا و ویسکانسین فقط 43 هزار رای بیشتر به دست می آورد در سال 2020 هم دوباره به ریاست جمهوری می رسید.

اما ترامپ انتخاب نشد و محافظه کاران کنار رفتند. بنابراین اجازه بدهید ببینیم لیبرال ها چه درس هایی می توانند از رویکرد موفق بایدن بیاموزند.

 

 

بایدن خود را برای رای دهندگان خسته و ناامید آمریکایی به عنوان کاندیدایی با هدف بازگشت به تعقل معرفی کرد.

او در هر کلام و حرکت سعی کرد آرامش و شکوهی ضد ترامپی را به نمایش بگذارد، و قول داد- با همه سختی- سعی کند مردم آمریکا را یک بار دیگر در کنار هم جمع کند.

مردمی که او می خواهد با هم متحد کند شامل رای دهندگان به کاندیدای جمهوریخواهان هم می شود. او می دانست بسیاری از افرادی که از ترامپ حمایت می کنند، قبلا به او و اوباما رای داده اند. بنابراین رویکرد او این بود که در را برای بازگشت آنها باز بگذارد.

چهار سال قبل هیلاری کلینتون در رقابت های انتخاباتی اشتباه جبران ناپذیری مرتکب شد و آن چیزی نبود جز بیان احساس واقعی اش نسبت به طرفداران کاندیدای رقیب؛ کلینتون به ناگاه هواداران ترامپ را مشتی آدم رقت انگیز خواند و از همان اشتباه ضربه خورد. این درسی بود که بایدن از کلینتون گرفت و نقطه ضعف او را به نقطه قوت خود تبدیل کرد.

در بازی انتخابات، یکی از راه های مستقیم به سوی پیروزی، دوقطبی کردن مردم و ایجاد انگیزه در حلقه خودی ها است. هر قدر غیر خودی ها را دورتر و ترسناک تر جلوه بدهیم خودی ها بیشتر برای رای دادن ترغیب می شوند. و این روشی بود که ترامپ در آن تبحر داشت.

اما بایدن مسیر دیگری را انتخاب کرد و از تحقیر کسانی که 4 سال قبل ترامپ را برگزیده بودند اجتناب کرد. برعکس، او تلاش کرد آنها را نیز به سوی خود جذب کند.

یکی از تلاش های ترامپ برای کوبیدن دموکرات ها بهره جستن از اعتراضات زندگی سیاهان با ارزش است بود. او هوادارانش را ترغیب به برگزاری تظاهرات علیه اعتراضات ضد نژادپرستی کرد و سعی کرد به آنها بقبولاند دموکرات ها حامی جرم و جنایت و مخالف حمایت از نیروی پلیس هستند. او هوادارانش را مجبور کرد بین دو جبهه قطع بودجه پلیس و ارزش نهادن به پلیس یکی را انتخاب کنند.

اما بایدن چه کرد؟ او تظاهرات را محکوم و اعتراضات مسالمت آمیز را تایید کرد. در واقع هم از حاکمیت قانون حمایت کرد و هم از برقراری عدالت.

ترامپ به مردم ترس و دلهره می فروخت، اما بایدن مسیر مخالف را برگزید: او برای مشکلات عموم مردم آمریکا از مدیریت بحران شیوع کووید-19 گرفته تا برخورد نژادپرستانه پلیس تا بیمه سلامت، راهکارهای عملی ارائه کرد. 

تا سال ها تحلیلگران درباره علل پیروزی بایدن بحث خواهند کرد، اما آنچه مسلم است او پیروز شد و در این پیروزی درس های زیادی برای لیبرال ها و نیودموکرات ها وجود دارد.

برچسب ها

نوشته های مشابه

یک نظر

  1. Good point. Basically people do not like extreme division between political brands from left to right. What they don’t like is dividing country and people to the extent they have no choice but blindly following one of them. What people want to see from parties is a plan that shows why one is better pick than the others for their concerns. The last point is very important point that parties should understand their priorities is not always the same as people priorities. That was why Trudeau won National election and Ford won Ontario. Covid-19 in Canada showed all types of politicians from Liberal Trudeau to Progressive conservative Doug Ford and Traditional conservative John Tory are equally respected and accepted by Canadians because all of them put people first and stopped polarizing society for political agendas. This is the beauty of Canadian political atmosphere which you do not see in any other Democratic countries

دکمه بازگشت به بالا
Don`t copy text!
بستن

AdBlock را متوقف کنید

سیاست