صفحه اصلی / مقالات / املاک و مسکن / دردسرهای مالیاتی داشتن و فروختن ویلا و خانه دوم

دردسرهای مالیاتی داشتن و فروختن ویلا و خانه دوم

  1. به موازاتی که تابستان رو به پایان دارد، امکان دارد مسایلی مانند مالیات و طرح ریزی پیرامون فروختن و یا انتقال ویلاهای تفریحی/ خانه های ییلاقی فکر انسان را به خود مشغول کند.

با توجه به تغییرات در مالیات اقامتگاه اصلی افراد که مستلزم مواردی چند و از جمله انتقال و هدیه دادن اینگونه خانه های ییلاقی می شود، درک مسایل مالیات پیرامون داشتن خانه دوم (به هر شکل از جمله ویلا) نیز اهمیت بیشتری پیدا می کند. بااینهمه احتمالا عمده ترین مساله در پیوند با چنین مالیاتی، افزایش بهای بالقوه این ملک و املاک در هنگام فروش و یا هدیه دادن آنها، و یا موقع مرگ صاحب شان، می باشد.

آنچه در پی می آید، سه مساله مهم در این مورد است.

راه حل ساده

راه حل ساده این می باشد، که در زمان حیات، خانه ییلاقی را برای همسر و یا شریک زندگی بدون ازدواج خود به ارث گذاشت. در چنین صورتی به خودی خود قوانین مورد نظر در مورد آن به اجرا درمی آیند.

اما امکان دارد والدین بخواهند، چنین ملکی را به فرزندانشان بدهند. در این صورت اگر قیمت این خانه ییلاقی افزایش پیدا کرده باشد، چنین کاری فورا به سرمایه افزوده تفسیر گشته، و مطابق قانون با آن رفتار می شود. 

یکی از بهترین اقدامات در چنین حالتی این است، که ملک محل اقامت شامل خانه ییلاقی هم بشود. حتی اگر این ویلا در محل آن ملک قرار نداشته باشد. اما خود مالک، همسر/ شریک زندگی اش، و یا فرزندان او، بگونه ای مستمر از آن استفاده کنند. به عبارت دیگر این ویلا می تواند، به عنوان محل زندگی عادی کسی تلقی شود. حتی اگر او در برهه کوتاهی از هر سال مالی مورد نظر (مثلا تنها ماه های تابستان) را در آن به سر ببرد. زیرا در این صورت تنها مساله این است، که چنین ملکی نباید برای درآمدزایی مورد استفاده قرار داشته باشد.

خانه های بین المللی

باید توجه داشت که لازم نیست که خانه ییلاقی مورد اشاره در کانادا قرار داشته باشد، تا به عنوان اقامتگاه اصلی تلقی گردد. بلکه تنها شرط این است، که فرد مدعی در آن سال مقیم کانادا محسوب شود.

برای نمونه داشتن یک خانه ییلاقی در آمریکا از سوی یک مقیم کانادا می تواند با توجه به برخی از قوانین مربوطه، به عنوان اقامتگاه اصلی او تلقی شود. البته اعلام اینگونه ادعاها و یا دست زدن به چنین اقدامی، هم به میزان درآمد و هم به ملاحظات در پیوند با مالیات در هر کشور، بستگی دارد.

کمااینکه در سال های خوب پیشین یعنی قبل از 1982، برای هر یک از همسران/ شرکای زندگی این امکان وجود داشت که به تنهایی دارای ملکی باشند، و آن را به عنوان اقامتگاه اصلی خود تلقی نمایند. فراتر اینکه در هنگام تغییر مکان، هر گونه ارزش افزوده ای از مالیات معاف بود.

اما از آن هنگام به این سو این دو می توانند، در هر سال مالی مفروض تنها یک ملک به عنوان اقامتگاه اصلی برای هر دویشان داشته باشند. یعنی در وقتی که زوجی دارای بیش از یک خانه باشند و ناچار به انتخاب شوند، تا هنگام فروش نهایی یکی از دو ملک، اینکه کدام یک از آنها باید در هر سال مالی مفروض به عنوان اقامتگاه اصلی تلقی گردد، چالش به وجود می آورد.

در نتیجه تصمیم گیری برای فروش یکی از این ملک و املاک، باید عاقلانه و آگاهانه صورت بگیرد. مثلا اینکه کدام یک از آنها باید اقامتگاه اصلی تلقی، و برای کدام یک باید مالیات بر ارزش افزوده پرداخت شود.

ارزش های ملک و املاک

بی تردید گرفتن چنین تصمیمی به چندین عامل از جمله ارزش افزوده سالانه هر یک از این ملک و املاک در خلال طول مدت مالکیت آن (میزانی که بر بهای آن افزوده شده، تقسیم بر شمار این سال ها)، و امکان بالقوه کاهش و یا افزایش بهایش در سال های آتی، بستگی دارد.

همچنین ممکن است در وقت فروش آن به موازات نگرانی بیشتر در مورد تعهد به پرداخت فوری مالیات یا انجام چنین تعهدی در آینده (مثلا در هنگام مرگ)، عوامل غیراقتصادی نیز نقش داشته باشند.

به عبارت دیگر در صورت در نظر گرفتن هدیه دادن، انتقال و یا فروش خانه ییلاقی، حتی اگر به کلی از پرداخت مالیات معاف باشد، وضعیت تغییر می کند. بنابراین مالک باید برای هرگونه تصمیم گیری، بیشتر دقت و بررسی کند.

نتیجه گیری

لب کلام اینکه مالکان باید از داشتن و حفظ سوابق در پیوند با امور ملک و املاک خود به ویژه مالیات آن، احراز اطمینان کنند. زیرا داشتن ارزیابی مناسب درباره خانه ییلاقی و هر گونه ملک و املاک دیگر در هنگام هدیه دادن، انتقال و یا فروش آنها، می تواند مفید واقع شود. زیرا مثلا اگر در چنین مواقعی لازم افتد که ماموران مربوطه زنگ در را به صدا درآورند، می توان بدون دردسر مدارک لازم را به آنها ارائه کرد. 

town-country-bmw3

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *