مقالاتمقالات اجتماعی

خوش شانسی اقلیمی استرالیا به کانادا مهاجرت می کند

پاراگ کانا- گلوب اند میل

سال ها پیش از نشریه انگلیسی نیو ساینتیست خواستم بر اساس تحقیقات جدید، تاثیر افزایش دما را بر کشاورزی در جهان پیش بینی کند. نقشه حاصل که برای کتابم، کانکتوگرافی، تولید شده بود، نتیجه قابل توجهی را نشان داد: اوضاع – به شدت – به نفع همپشایر شمالی و به ضرر همپشایر جنوبی خواهد شد. مگر این که، بنا به اتفاق، گیاه کشت شده کیوی باشد و یا منطقه کشت جایی در راس غربی جنوبگان باشد (که در آن، صرف نظر از تغییرات آب و هوایی، در بیشتر اوقات سال تاریک است).

دو کشور وسیع استرالیا و کانادا در طول چندین دهه از مسیری بسیار مشابه عبور کرده اند. هر دو کشور غنی از منابع، و مستعمره انگلستان بوده اند و رشدی تقریبا بدون وقفه داشته اند. جمعیت اندک آنها از رونق کالا، تدابیر هوشمندانه مهاجرت و پیشرفت مردم سالاری پارلمانی بهره برده اند. هر دو کشور نیز در برخورد با پاندمی کووید-19 بهتر از بسیاری از کشورهای پیشرفته غربی دیگر، از جمله ایالات متحده، انگلستان یا آلمان عمل کرده اند. اما تغییرات آب و هوایی می تواند به ایجاد تغییری اساسی در مسیر این دو کشور منجر شود. در حالی که کانادا یک گام یا کمتر با برد فاصله دارد، سرنوشت تلخی در انتظار استرالیا نشسته است. برای مدت های مدید، استرالیا به عنوان کشور خوش شانس شناخته می شد. اما آیا ورق به نفع کانادا بر می گردد؟ و آیا استرالیا می تواند سرنوشت خود را تغییر دهد؟

در میانه قرن 20، برخی محققان این دغدغه را داشتند که افزایش شدید جمعیت دنیا و کمبود غذا جامعه جهانی را وادار خواهد کرد حق استرالیا را در مالکیت چنین قاره پر برکتی با این جمیعت کم به چالش بکشد. اما هرچه این کشور بیشتر قربانی تغییرات آب و هوایی می شود، بیشتر از خطر هجوم غریبه ها به آن و یا تصاحب منابعش توسط آنها در امان می ماند. در عوض خشکسالی، محصولات کشاورزی و دامی استرالیا را به یغما می برد، نرخ سنگ آهن و دیگر کالاها افول پیدا کرده است، امواج گرما و سوختن پوشش گیاهی شهرهای مهم این کشور را تهدید می کند، و اکنون ویروس کرونا اقتصاد املاک این کشور را در معرض نابودی قرار داده است. در استرالیا، تنها مناطق ساحلی قابل سکونت است؛ اما این نقاط از یک سو در معرض بحران دوگانه امواج گرما و آتش سوزی جنگل ها و از سوی دیگر بالا آمدن سطح آب قرار دارد. همه این عوامل می تواند باعث متواری شدن میلیون ها توریست در سال و همچنین بسیاری از مهاجرانی که استرالیا را به بهشتی برای جذب استعدادها و سرمایه های جهانی تبدیل کرده اند – از دانشجویانی که هرساله میلیاردها دلار پول وارد این کشور می کنند گرفته تا سرمایه گذاران میلیاردر که قصد خرید املاک در این کشور را دارند–  شود.

طبق نقشه نیو ساینتیست، استرالیا قرار است به تولیدکننده قدرتمند انرژی خورشیدی و استخراج اورانیوم تبدیل شود، اما نه چیزی بیش از این – اگرچه تاسمانیا باید قابل سکونت باقی بماند. استرالیا باید به جای این کشور خوش شانس حالا باید تلاش کند به سرنوشت برزیل گرفتار نشود. در این نقشه، جنگل های آمازون برزیل با یک واژه وحشتناک مشخص شده است: بیابان.

 

 

با این حال، سرنوشت سبزتری برای کانادا پیش بینی شده است. طبق این نقشه، کانادا قرار است به یکی از دو مرکز کشاورزی جهان تبدیل شود. در حال حاضر جمعیت کانادا در مرز ایالات متحده متمرکز است، اما گستره وسیع شمالی آن به تدریج حاصلخیزتر و قابل سکونت تر خواهد شد. جالب است، با اینکه مردم استرالیا نقاط دورافتاده خشک را بخشی از روح خود می دانند، اهالی کانادا با نواحی شمالی این کشور کمتر آشنا هستند و آن را فضای خالی گسترده ای بیش نمی دانند. با این وجود، این نواحی به طرز شگفتی سرشار از انرژی و مواد معدنی هستند و منطقه ای وسیع از جنگل های شمالی دربردارنده کاج های مخروطی و درختان صنوبر را شامل می شوند.

علاوه بر این، با گرم تر شدن کانادا محصولات کشاورزی آن رشد پیدا کرده است و کشاورزی ارگانیک و تناوب زراعی در میلیون ها هکتار زمین، باعث تولید محصولات هرچه بهتری از جمله گندم، حبوبات، ارزن، کتان و جو دوسر شده است. هواپیماهای بدون سرنشین تا سال 2030 بذر و کود را برای کشت و پرورش میلیاردها درخت جدید پخش می کنند. با روی آوردن شانس به کانادا، این کشور وارد عرصه رقابت شدید مهاجرت نیز شده است، تا حدی که میزان جذب اقامت دائم سالانه آن از ایالات متحده فراتر رفته است. کانادا حتی در حال جذب تعداد زیادی آمریکایی است؛ از استعدادهای تکنولوژی گرفته تا کسانی که از دست تدابیر ترامپ فراری اند و یا به دنبال سیستم خدمات درمانی ارزان تری می گردند. با افزایش دمای هوا و بارندگی، که منجر به تنوع بالای محصولات کشاورزی می شود، سرنوشت کانادا در آینده به روسیه شباهت بیشتری خواهد داشت تا استرالیا. در واقع، جمعیت کانادا نیز مانند روسیه تا سال 2040 ممکن است از 100 میلیون نفر بسیار فراتر برود. 

آینده کانادا عاری از خطرات آب و هوایی نیست. استان های آتلانتیک مثل نیوفاندلند در معرض بیشترین خطر ناشی از بالا آمدن سطح آب و آتش سوزی جنگل ها قرار خواهند داشت. اگر ایالات متحده از گریت لیکز برداشت غیرمجاز آب داشته باشد، کانادا احتمالا مجبور خواهد شد آب بیشتری را از شمال و یا یخچال های کوه های راکی برداشت کند. وابستگی کانادا به سوخت های فسیلی نه تنها فراتر از استانداردهای جهانی است، بلکه سرمایه گذاری های دائمی عظیم بر ماسه های نفتی قطعا در جهانی که نرخ نفت در آن راکد و یا حتی دارای رشد منفی است به شکست می انجامد. هر دو کشور کانادا و استرالیا می توانند برای کاهش تولید کربن، به استفاده از نیروی باد و خورشید روی آورند. به ویژه استرالیا لازم است پروژه های گسترده مهندسی آب مثل کانال آب شمال به جنوب برای انتقال آب از کویینزلند به نیوساوت ولز را آغاز نماید، و سرمایه گذاری بر فناوری های کشاورزی مانند تولید غذای آبزی در شهرها را افزایش دهد.

نه کانادا و نه استرالیا نمی توانند برای تعیین آینده تغییرات اقلیمی و گرم شدن زمین کاری کنند، اما هر دو راه های زیادی برای هماهنگ شدن با این تغییرات دارند. هیچ یک از این دو کشور بدون مهاجرت پایدار به تنوع اقتصادی دست پیدا نخواهند کرد، که به سرمایه گذاری بر هر دو حوزه انعطاف پذیری اقلیمی و به کارگیری فناوری هایی مانند پهنای باند اینترنت ملی بستگی دارد، و هیچ یک از دو کشور نیز آن را در نظر نگرفته اند.

بنابراین، هر دو کشور فرصت کافی در اختیار دارند و آینده از قبل تعیین نشده است. نقشه نیو ساینتیست بسیار تکان دهنده است، اما کمی دلگرمی نیز می دهد. ما فناوری و سرمایه لازم را برای گام برداشتن در مسیر انرژی پایدار و تولید منابع غذایی کافی علیرغم تغییرات آب و هوایی، در اختیار داریم. خوش شانس یا بدشانس، استرالیا و کانادا هر دو می توانند سرنوشت خود را به نفع جمعیت های امروز و آینده شکل دهند.





برچسب ها

نوشته های مشابه

Don`t copy text!