مقالاتمقالات سیاسی

جهان مشکل آلمان دارد

پل کراگمن- نیویورک تایمز

ممکن است انسان فکر کند که رویدادهای اخیر – آشفتگی بازار، تضعیف رشد و کاهش تولیدات – باید به ویژه دیدگاه دانلد ترامپ مبنی بر اینکه جنگ های تجاری خوبند و پیروزی در آنها آسان است، سبب ایجاد خودکاوی در کاخ سفید شود. اما آنچه او واقعا انجام می دهد، نسبت دادن مشکلات اقتصادی به توطئه ای گسترده در قبال کشور خودش می باشد. کمااینکه سخنان اخیر وی حاکی از این است که در حال آماده شدن برای باز کردن جبهه جدید در جنگ تجاری و این بار علیه اتحادیه اروپا می باشد، که به گفته خودش با ما برخورد وحشتناکی دارد.

البته نکته جالب این است که برخی از جنبه های سیاست اروپا به ویژه سیاست اقتصادی آلمان که به اقتصاد جهانی آسیب می رسانند، مستحق محکومیت هستند. اما ترامپ در پی آدرس غلط است. زیرا در حقیقت اروپا با ما رفتار بدی نمی کند. کمااینکه بازارهایشان تقریبا به همان اندازه به روی محصولات آمریکا باز است، که بازارهای ما به روی آنها! یعنی درواقع مشکل این می باشد که اروپایی ها و به ویژه آلمانی ها با وسواسی ویرانگر در مورد بدهی های دولتی با خودشان رفتار بدی می کنند، که هزینه هایش دارد به دوش کل دنیا می افتد. برای نمونه در حدود سال 2010  سیاستمداران و اندیشمندان هر دو سوی اقیانوس اطلس به تب بد ریاضتی مبتلا شدند. کمااینکه در حالی به نوعی علاقه خود به مبارزه با بیکاری را از دست دادند، که میزان آن همچنان به شکلی فاجعه آمیز بالا بود. اما در عوض خواستار کاهش هزینه شدند. کاهشی که در اقتصاد ضعیف سابقه نداشت، روند بهبود را کند کرد، و بازگشت اشتغال کامل را به تاخیر انداخت. بنابراین در حالی که هشدار بدهی هم در اینجا و هم در اروپا حاکم بود، در نهایت مشخص شد که در انگیزه بنیادین دو طرف تفاوت اساسی وجود دارد. کمااینکه در واقع طرف ما منافقینی بودند که به محض حضور یک جمهوریخواه در کاخ سفید، ناگهان تمام علاقه خود به بدهی را از دست دادند. اما منظور آلمانی ها واقعا همان بود، که می گفتند.

از دیگر سو درست است، که آلمان ملل به شدت بدهکار جنوب اروپا را مجبور به کاهش های نابود کننده کرد، اما همچنین ریاضت زیادی را به خود تحمیل نمود. زیرا گرچه کتاب اقتصاد می گوید که دولت ها باید در مواقع بیکاری زیاد کسری بودجه داشته باشند، اما آلمان در سال 2012 که بیکاری در منطقه یورو بیش از 11 درصد بود، کسری بودجه خود را اساسا از بین برد. و…. 

چرا این یک مشکل است؟ اروپا در بخش تقاضای خصوصی دچار کسری مزمن می باشد. کمااینکه به نظر نمی رسد مصرف کنندگان و شرکت ها بخواهند، به اندازه کافی برای حفظ اشتغال کامل هزینه کنند. در مورد علل این کمبود می توان بحث های فراوان کرد. اما محتمل ترین مقصر آن مساله جمعیت است. کمااینکه میزان باروری پایین در اروپا به شمار فزاینده ای از بزرگسالان در سال های عمده کاری خود منجر شده، که به معنی تقاضای کم برای مسکن جدید، ساختمان های اداری و غیره، می باشد. بانک مرکزی اروپا کوشیده، با نرخ سود بسیار پایین با این ضعف مزمن مبارزه کند. در واقع راه را برای نرخ زیر صفر گشوده، که اقتصاددانان فکر می کردند غیرممکن باشد. فراتر اینکه سرمایه گذاران اوراق قرضه آشکارا انتظار دارند، این سیاست های افراطی برای مدتی طولانی ادامه یابد. کمااینکه در آلمان حتی برای اوراق قرضه بلندمدت تا 30 ساله، نرخ بهره منفی پرداخت می شود.
برخی از تحلیلگران فکر می کنند، که چنین نرخی به عملکرد بخش مالی آسیب می رساند. البته من در این مورد تردید دارم. با این همه آشکار است که با سیاست های پولی ای که تا آخرین حد خود گسترش داده شد، در صورتی که اوضاع در مسیر بد بیفتد، اروپا هیچ راهی برای واکنش نخواهد داشت. در واقع ممکن است در حال حاضر بیشتر اروپا در رکود اقتصادی قرار داشته باشد، و از بانک مرکزی کار چندانی برنیاید. با این حال یک راه حل آشکار وجود دارد. اینکه ضرورت دارد دولت های اروپایی و به ویژه آلمان اقتصاد خود را با وام گرفتن و افزایش هزینه ها تحریک نمایند. کمااینکه بازار اوراق بهادار بگونه ای موثر به آنها التماس می کند، چنین کاری را انجام دهند. در واقع این بازار مایل است به آلمان پول با بهره منفی بدهد، تا وام بگیرد. برای هزینه کردن نیز موارد زیادی وجود دارد… اما آلمان مایل نیست، دست به چنین اقداماتی بزند. پس چه چیزی می تواند مفید باشد؟ درواقع آمريكا اصلا توانايی فشار آوردن به آلمان برای تغيير در سياست های داخلی خود را ندارد. البته اگر رهبری خودمان می توانست کمی اعتبار فکری یا خط مشی ای ارائه دهد، ممکن بود بتوانیم کاری کنیم. اما مطمئنا اینگونه نیست. بنابراین این حس وجود دارد، که آلمان مشکل کل جهان است. اما این خود آلمانی ها می باشند، که موظفند این مشکل را حل کنند.
درنتیجه از یک چیز مطمئنیم: شروع جنگ تجاری با اروپا حتی بیشتر از جنگ تجاری ما با چین، واقعا پیشنهاد باخت- باخت است. این آخرین چیزی می باشد، که آمریکا یا اروپا به آن نیاز دارند. اما بدان معنا هم هست، که احتمالا ترامپ این کار را انجام می دهد.

برچسب ها

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Don`t copy text!
بستن

 

نصب اپلیکیشن ایران جوان