صفحه اصلی / زنان / جنیفر لارنس: موفق تر از ستارگان اسطوره ای

جنیفر لارنس: موفق تر از ستارگان اسطوره ای

جنیفر لارنس تنها در خلال شش سال تمامی ستارگان هالیوود را پشت سر گذاشته است. در عین حال هیچ نشانی از توقف روند موجود به چشم نمی خورد. کمااینکه در بیست و یکم دسامبر شاهد اکران فیلم عاشقانه تخیلی- علمی مسافران با شرکت او خواهیم بود. در ادامه نیز چند اثر دیگر سینمایی از جمله فیلم این کاری است که من انجام می دهم، که با بازیگری او و کارگردانی استیون اسپیلبرگ ساخته شده، به نمایش درخواهند آمد. خودش در مورد این پرکاری خاطرنشان می کند: دوست ندارم همین طور راست راست راه بروم، و بدون اینکه کاری انجام داده و یا دستاوردی کسب کرده باشم، به بستر بازگردم. زیرا چنین روندی واقعا سبب فشار روحی ام می شود.

به عبارت دیگر در حالی که بیشتر همسن و سالان او با مشکلاتی مانند پس دادن وام های دانشجویی و آغاز اشتغال از سمت های پایین دست به گریبانند، برای این ستاره که در آگست 26 ساله شد، حتی در هالیوود تقریبا قله فتح نشده ای وجود ندارد. کمااینکه در سال 2013 به سبب نقش آفرینی در دفترچه امیدبخش جایزه اسکار را به خانه برد. همچنین در رده ستارگانی مانند جولیا رابرتز قرار گرفته، که برای بازی در هر فیلم تقاضای 20 میلیون دلار دستمزد دارند. با این تفاوت که جولیا رابرتز در 32 سالگی به چنین جایگاهی دست یافت. اما همانگونه که آمد، جنیفر لارنس تازه 26 ساله شده است. فراتر اینکه 30 درصد فروش خرج دررفته هر فیلمی با شرکت او، به این دستمزد افزوده خواهد شد. در عین حال مسافران بیستمین فیلم با شرکت وی می باشد. حال آن که مریل استریپ تا پیش از 28 سالگی در هیچ فیلم بلندی بازی نکرده بود.  

همانگونه که آمد جنیفر لارنس از دیدگاه مالی هم، از موفق ترین ها می باشد. کمااینکه با درآمد 46 میلیون دلاری در سال گذشته، برای دومین سال متوالی لقب پردرآمدترین بازیگر زن را به خود اختصاص داد.

او در مورد فیلم بعدی به نام گنجشک قرمز که در آن حضور خواهد داشت، می گوید: در نقش یک بالرین (که تبدیل به جاسوس می گردد) ظاهر خواهم شد. بنابراین نخستین گام این است، که با هر وعده غذای روزانه مشروب الکلی ننوشم.

جنیفر لارنس در زندگی خصوصی نیز، زنی موفق به شمار می رود. کمااینکه توانسته بین بودن خود به عنوان یک فرد واقعی، و شخصیت های غیرواقعی که در قالبشان فرو می رود، تعادل ایجاد کند. زیرا از جمله دوستان خوبی مانند اما استون دارد، که خودشان دست اندرکار بازی در فیلم ها هستند. بنابراین موقعیت او را به خوبی درک می کنند. این دو از طریق دوست مشترکشان وودی هارلسون همبازی جنیفر لارنس در سری فیلم های شکار گرسنگان، و اما استون در اثر سینمایی سرزمین زامبی، با هم آشنا شدند. از آن هنگام به این سو دوستان خوبی بوده اند. جنیفر لارنس در مورد سبب ادامه این دوستی خاطرنشان می کند: من عاشق کارم هستم. بگونه ای که حتی نمی دانم اگر بازیگر نمی شدم، چه شغلی را برمی گزیدم؟ بنابراین اگر کس دیگری هم عشق مشابهی داشته باشد، این ویژگی مشترک ما را به هم نزدیک می کند. البته بستگی به چگونگی شخصیت این فرد هم دارد. کمااینکه اما فردی بسیار عادی و دوست داشتنی است.  

اما استون هم از جمله خاطرنشان می کند: ما فرای بازیگری نیز، واقعا همدیگر را به عنوان انسان های معمولی دوست داریم. وقتی پای کار هم به میان می آید، من کاملا از او پشتیبانی می کنم. احساسم این است، که وی نیز در قبال من همینگونه می باشد. درعین حال می دانم اگر شغل مان هم یکی نبود، باز هم با یکدیگر دوست می شدیم.

 

جنیفر لارنس برای دوستانش در خارج از عالم سینما نیز، رفیقی وفادار است. اما از تجربه ساقدوش عروس بودن دل خوشی ندارد. کمااینکه می گوید: همه دوستانم دارند ازدواج می کنند، و بچه دار می شوند. اما من دیگر حاضر نیستم، ساقدوش هیچ عروس دیگری بشوم… البته از اینکه دوستی از من چنین چیزی بخواهد، سپاسگزار خواهم بود. اما پاسخم منفی است. زیرا این کار چنان مشکل می باشد که اگر به فرض روزی خودم هم بخواهم ازدواج کنم، ساقدوش نخواهم داشت.

البته این بازیگر همواره تا این اندازه رک گو نبوده است. اما این ویژگی از 25 سالگی اش حسابی به چشم خورده است. خودش در این مورد خاطرنشان می کند: وقتی 25 سالم شد، واقعا چیزی در درونم جرقه زد. از آن هنگام تاکنون دیگر از اینکه منظور واقعی ام را به زبان بیاورم، نمی ترسم. مثلا فکر نمی کنم نکند آنها فکر کنند، من از دستشان عصبانی هستم؟ بلکه می گویم چه بهتر که فکر کنند، از دستشان عصبانی هستم.

بزرگترین چالش زندگی جنیفر لارنس حفظ حریم خصوصی می باشد. زیرا گرچه توانسته با ویژگی های سرشناس بودن از جمله چگونگی برخورد با هواداران کنار بیاید، اما به آرامی به آنها هشدار هم می دهد. کمااینکه می گوید: امکان دارد، شما مرا بشناسید. اما هنگامی که به من نزدیک می شوید، برایم کاملا بیگانه هستید. بنابراین این نزدیک شدن مرا می ترساند. البته مدت های زیادی طول کشید که بتوانم برای حفاظت از حریم خصوصی ام آنگونه که در نظر داشته ام، رفتار کنم. مثلا حالا دیگر اگر در حال غذا خوردن در رستورانی باشم، کسی نزدیکم شود، و با تلفن دستی اش عکسی از من بگیرد، واقعا واکنشم به این کار او با پررویی توام خواهد بود. بنابراین بقیه افرادی که در رستوران نشسته اند، حساب کار دستشان می آید. من از آن رو چنین رفتاری را بروز می دهم، که حفظ حریم خصوصی یک کار تمام وقت است، و من در این حوزه خیلی پرکارم.

احتمالا همین برداشت در مورد حفظ حریم خصوصی سبب می شود، که وی درباره زندگی عاطفی- عاشقانه خود ابدا حرفی نزند. کمااینکه در مورد همه شایعاتی که درباره اینگونه روابطش بر سر زبان ها افتاده و می افتد، نفیا و اثباتا کلامی به زبان نمی آورد.

بااینهمه شایعات گوناگونی پیرامون همه مسایل زندگی ش نوشته، گفته و شنیده، می شود. اما جالب اینکه خودش هیچ کدام از اینگونه مطالب را نمی خواند. البته اطرافیانش اینگونه نیستند. کمااینکه خاطرنشان می کند: یک روز مادرم با ناراحتی اظهار داشت، همه در دنیای مجازی می گویند، دیگر تو و ایمی (شامر) با هم دوست نیستید. من پاسخ دادم، نه بابا، واقعا؟ البته که همه چیز در دنیای مجازی واقعا حقیقت دارد.


پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *