صفحه اصلی / مقالات / تعطیلی یا فروش کسب و کار همیشه هم اقدام بدی نیست

تعطیلی یا فروش کسب و کار همیشه هم اقدام بدی نیست

behzad-azizi

به قلم دیوید فولر

پایان دادن به یک کسب و کار معمولا از فروش آن بسیار سخت تر است. چراکه برق ها را خاموش می کنیم، روی در نوشته ای مبنی بر تعطیل شدن کسب و کارمربوطه می گذاریم، کارکنانمان را به خانه می فرستیم و می گوییم که همه چیز تمام شده است. اما واقعیت این می باشد که در این میان چیزهای بسیار زیاد دیگری هم وجود دارند. زیرا چنین تعطیل کردنی همواره با میزان زیادی از فشار روحی، شرمندگی، و ناامیدی همراه می باشد. به عبارت دیگر این اقدام بر دارندگان کسب و کارها فشار زیادی وارد می نماید. اما درعین حال بگونه ای روزمره رخ می دهد.

خود من ناچار دست به چنین کاری زده ام. مثلا یکی از نخستین فعالیت های اقتصادی ام در 30 سال پیش، راه اندازی شرکتی به نام Winewear Fashions Ltd. بود. زیرا والدینم در این زمینه و از جمله در مورد وسایل و مخزن های سرد کننده شراب ایده های خوبی داشتند. اما به جای اینکه مرا نومید کنند، مرتب می گفتند بعدا درمورد نظرات شان با من سخن خواهند گفت. در نتیجه من و برادرم فکر کردیم، راه اندازی چنین شرکتی نظر درست و مناسبی است. اما او ناگهان به جنوب رفت و من تصمیم گرفتم خودم آن ایده را عملی کنم. بنابراین نمونه نخست آن را درست کردم، طرحی ریختم، سهام شرکت را به دوستان و اعضای خانواده فروختم و دست به کار فروش محصولات شرکت شدم.

تلاش من دو سال ادامه یافت. در خلال این مدت اصلا حقوق و دستمزدی برای خودم برنداشتم که هیچ، بلکه پس انداز خویش و حسن نیت خانواده را هم، بر باد دادم. زیرا کار به جایی رسید که باید به سرمایه گذاران پول پرداخت می کردم. اما نمی دانستم، این کار را چگونه باید انجام بدهم. بنابراین زیاد دست به دعا می شدم! در عین حال از اینکه به اندازه ای که نشان می دادم موفق نبودم، احساس شرمندگی و ناامیدی زیادی داشتم. زیرا می دانستم، فعالیت اقتصادیم رو به شکست دارد. احساسی که بسیار قوی بود و فشار روانی زیادی به من وارد می کرد.

سرانجام روزی فکر فروش آن شرکت به سرم زد. در آن هنگام آنقدر خوش شانس بودم که ایده ام به نظر دو نفر جالب آمد و خواستند آن را بخرند. البته پولی که بایت این خرید دادند، به اندازه ای نبود که من می خواستم. اما آنقدری بود که بتوانم بیشتر پول کسانی را پس بدهم که برای آن شرکت سرمایه گذاری کرده بودند. شرکتی که محو شد و تمامی آن فشارها را هم با خود ناپدید کرد.

گاهی اوقات با دارندگان برخی از کسب و کارها صحبت می کنم که دلشان می خواهد کاروبارشان ناپدید شود. مثلا می گویند: می خواهم از من دور شود. اگر خریداری پیدا کنم، همان لحظه می فروشمش. چراکه به اندازه ای خسته شده ام که نمی دانم چکار کنم. دوست دارم دست از این کار بردارم. اما نمی توانم.

اغلب دارندگان کسب و کارها چنان به کار و بارشان وابسته هستند که جز گزینه ادامه کار هیچ ایده دیگری ندارند. زیرا نه تنها پس انداز خودشان، بلکه پول های دیگران را هم در آن سرمایه گذاری کرده اند. احتمالا کسب و کار آنها سود اندکی نیز، دارد. اما نه به آن اندازه که کسی بخواهد آنها را بخرد.

پس چه باید کرد؟ آنچه در  پی می آید، پنج گام مفید است که می توان در چنین مواقعی برداشت:

* باید مفرهای از بین رفتن سود را بست.

اگر هم فرد خودش نمی داند چگونه باید این کاررا انجام بدهد، لازم است با حسابدارش در این مورد حرف بزند. یااینکه یک مربی آگاه بگیرد تا به خودش کمک کند.

* باید از یک گروه برای همکاری بهره برد.

زیرا هیچکس نمی خواهد کسب و کاری را بخرد که همه جزئیات آن از سوی یک فرد واحد مدیریت می شوند.

* باید درجستجوی بازارهای بیشتر برای تولیدات و یا خدمات مربوطه بود.

چراکه خریداران مایلند بدانند امکان رشدشان وجود دارد.

* باید برای آینده طرح داشت.

زیرا بدون داشتن طرحی جهت آینده خود و کسب و کار موردنظر، رسیدن به موفقیت تنها یک رویای پوچ است. زیرا ضرورت دارد که فرد بداند، می خواهد به کدام سمت و سو حرکت کند.

* در صورتی که همه موارد بالا با شکست روبرو شوند.

اگر نتوان برای ادامه کار هیچ اقدامی به عمل آورد، بستن درهای کسب و کار مربوطه به هیچ روی شرم آور نیست. زیرا باید به خاطر داشت که دارنده کسب و کار، خود آن نیست. بنابراین امکان دارد، کسب و کار شکست بخورد. اما این به معنی شکست دارنده آن نمی باشد. چراکه درواقع دست به اقدامی زده که بسیاری از مردم تنها رویای آن را در سر می پرورانند. در این روند نیز کلی چیز یاد گرفته و پخته شده است.

البته ناپدیدشدن واحدهای اقتصادی بسیار مشکل می باشد. همچنین جزئیات فراوانی وجود دارند که باید به همه آنها پرداخته شود. اما درنهایت تعطیل کردن کسب و کاری که هیچ خریداری ندارد، می تواند جان دارنده خود را نجات دهد. زیرا امکان دارد فشارهای روحی و زیاد ناشی از تلاش های بیهوده و بی نتیجه برای حفظ آن، جان انسان را بگیرد. من این را می دانم. زیرا خودم در چنین وضعیتی بوده ام.

نتیحه گیری:

البته تصمیم در مورد تعطیلی و یا فروش کسب و کار، همواره با میزان زیادی از فشار روحی، شرمندگی و ناامیدی همراه می باشد. اما باید دانست که عملی کردن چنین تصمیمی نه تنها همیشه بد نیست، بلکه گاهی می تواند سبب نجات جان انسان هم بشود.

Behnam Marfou

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *