Oops! It appears that you have disabled your Javascript. In order for you to see this page as it is meant to appear, we ask that you please re-enable your Javascript!
مقالاتمقالات سیاسی

ترامپی شدن سیاست در تورنتو

کریستین وونگ- تم- نشریه Now

می دانم سیاست می تواند، مقوله ای سخت باشد. چراکه در بیش از ده پویش/ کمپین کار کرده، و در انتخابات شورای شهر (تورنتو) برنده شده ام. بنابراین فکر می کردم، از زیر و بم سیاست آگاهم. اما این فکرم اشتباه بود. زیرا در خلال انتخابات پاییز گذشته شهرداری در بزرگ ترین شهر کانادا، سیاست چنان حالت کریهی پیدا کرد، که باید برای همه ما به منزله زنگ خطر باشد. بنابراین باور دارم که باید مردم تورنتو از آنچه بر من گذشت آگاه شوند، و آن را مورد توجه دقیق قرار دهند.

من از یک روز گرم در ماه آگست گذشته، مبارزات انتخاباتی خود را از مرکز همایش های موس پارک آغاز کردم. همان کاری که در خلال هشت سال به عنوان عضو شورای شهر تورنتو، بارها در این منطقه انجام داده بودم. اما ناگهان با گروه بزرگی از مردان قوی هیکل روبرو گشتم، که معلوم نبود سر و کله شان از کجا پیدا شد. رهبری این گروه  را فردی به عهده داشت، که در انتخابات پیشین رقیب من به شمار می رفت. اما برگزیده نشد، و برای انتخابات سال 2018 نیز به عنوان نامزد ثبت نام کرده بود.

آنها با تلفن های دستی خود شروع به فیلمبرداری از صورتم نمودند، و مجموعه ای از اتهامات دروغین، توهین آمیز و غیرعقلانی را، به من نسبت دادند. مثلا متهمم کردند که دارای 28 واحد در مجتمع های مسکونی هستم، که آنها را در خلال کار در سمت دولتی در شرایط مشکوک به دست آورده ام. اینها دروغ های خبیثانه و مسخره ای بودند، که می شد به آسانی خلاف بودن شان را ثابت کرد. زیرا من و خواهرم به طور مشترک تنها یک واحد در یک مجتمع مسکونی داریم، که والدین در سن بازنشستگی مان که مستمری هم نمی گیرند، در آن زندگی می کنند. ما خواهران هم به سختی برای تامین مخارج شان می کوشیم.

اما در آن هنگام حقیقت هیچ اهمیتی نداشت. زیرا من در یک تئاتر سیاسی به صحنه آورده شده گیر افتاده بودم، که هدف از آن گرفتن فیلمی برای یک پویش آن-لاین توأم با تهمت بود. دیگر هدفش یعنی تهدید هم، در آن موقع کارساز شد. زیرا گرچه من در بسیاری از مبارزات انتخاباتی داغ حضور داشته ام، اما آن اقدام چیزی متفاوت، تهدیدآمیز و نگران کننده، بود. زیرا من زنی ریزنقش، همجنسگرا و آسیایی، با مردی درشت اندام روبرو شدم. مردی که دوستان قوی هیکلش از بخش بدنسازی همان مرکز هم، او را همراهی می کردند. آنها مرا هدف سیل پرسش ها و ادعاهای خود قرار دادند، و وضعیتی ایجاد کردند که آرام نمودنش امکان نداشت. بنابراین ناچار شدم، صحنه را ترک کنم.

من که احساس ناامنی می کردم، مراتب را به پلیس تورنتو اطلاع دادم. اما این نیروی انتظامی نمی توانست، در مورد حمله آن-لاینی هیچ اقدامی به عمل بیاورد. فیلم آن رخداد به سرعت از طریق رسانه های مجازی اجتماعی منتشر شد. سپس رفتارهای تهاجمی و حملات نژادپرستانه و جنسیتی از سوی جامعه ای سازمان یافته از هواداران به شدت راستگرایی رخ داد، که با شور و شوق دروغ واحدهای مسکونی مورد اشاره را ترویج کردند. یکی از تحسین کنندگان هواداران برتری نژاد سفید که داشت به عنوان نامزد شهرداری فعالیت انتخاباتی می کرد، آن را در صفحه توییتری خود که دنبال کنندگان فراوانی دارد، بازنشر نمود. اقدامی که با واکنش گسترده سایر اعضای توییتر روبرو شد، که (براساس آن دروغ) در مورد فساد در بین مسوولان جامعه اظهارنظرهای زیادی کردند. همچنین رسانه ها را هدف حمله قرار دادند که چرا به جای انتشار اخبار جعلی، اینگونه حقایق را منتشر نمی کنند که با منافع جامعه پیوند دارند.

این رخدادها مرا به یاد فنون رسانه های مورد اشاره و نشر دروغ در مورد محل تولد رئیس جمهور اوباما (که برای نخستین بار در سال 2011 از سوی آقای ترامپ در گفت و گوی تلویزیونی مطرح شد، و در مورد اینکه آقای اوباما متولد آمریکا باشد، ابراز تردید نمود. ایران جوان) و افسانه پیتزاگیت (نسبت دادن آزار جنسی کودکان در پیتزافروشی از سوی هیلاری کلینتون در جریان رقابت های انتخاباتی ریاست جمهوری وی و آقای ترامپ. ایران جوان) انداخت. با این تفاوت که اکنون خودم را هدف سیاستی غارتگر می دیدم که در آن گفتمان مدنی از بین رفته، و اطلاعات نادرست، ترور شخصیت و دروغ های آشکار به عنوان فنون/ تاکتیک های مبارزاتی مورد استفاده قرار می گیرند، که با پدیده بدخیمی که دونالد ترامپ را انتخاب و تغذیه می کند، بی شباهت نیست.

بعدها متوجه شدم، که رقیبم همچنان به دروغ پراکنی در مورد من ادامه می دهد. از جمله می گفت، که مرکز مورد اشاره برای ساخت مجتمع مسکونی ویران خواهد شد. حملات توییتری به من نیز، همچنان ادامه داشت. حتی برخی مرا به مرگ تهدید می کردند. بعضی می گفتند، پشتیبان سوء استفاده از کودکان هستم، و… در مورد آن 28 واحد مسکونی نیز برگه هایی چاپ، و در سطحی گسترده از جمله قهوه خانه های حوزه رأی گیری مربوطه پخش شد. سرانجام کار به جایی رسید که می خواستم، به مراجع قضایی شکایت کنم. اما به من توصیه شد، چنین اقدامی سبب بهره برداری بیشتر فرد اتهام زننده می گردد.

ولی برغم همه این حمله ها، تهمت ها و دروغ پردازی ها، مردم آن حوزه با اکثریت قاطع مرا به عنوان منتخب شان به شورای شهر خود فرستادند، که واقعا سپاسگزارشان هستم.

تورنتو ظرفیت و شایستگی سیاست توأم با همکاری، امیدواری و هوشیاری را، دارد. بنابراین اگر ما اینگونه سیاست را می پذیریم، پس سیاستمدارانی را هم برگزینیم، که آن را در عمل به اجرا درآورند. هرچه زودتر ما متوجه این مقوله بشویم، شهرداری مان قوی تر، و دمکراسی مان  بهتر خواهد شد.

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن