اخباراخبار کانادا

تحولات جدید، حاکمیت لیبرال های جاستین ترودو را تهدید می کند

 

اتاوا- Globe and Mail: دولت لیبرال جاستین ترودو نسبت به هفته های گذشته بسیار آسیب پذیرتر شده است، و رسوایی خیریه WE تنها دلیل آن نیست. 

وضعیت امور مالی و حزب محافظه کار که به زودی موقعیتش با رهبر جدید تثبیت می شود، در کنار این رسوایی، آینده نخست وزیر را در معرض خطر قرار داده اند. 

جان ایبیتسون، با انتشار مقاله ای جالب و خواندنی در Globe and Mail وضعیت دولت لیبرال را ارزیابی کرده است. ایبیتسون می نویسد: حق دارید فکر کنید این اظهارات خلاف گفته های چند ماه گذشته ام می باشد. هفته ها قبل نوشتم اگر انتخابات طی 12 ماه آینده برگزار شود، لیبرال ها احتمالا برای 4 سال دیگر بر سر قدرت باقی می مانند، زیرا یک بحران بهداشتی، اقتصادی و سیاسی، شانس حاکمیت را از جناح راست گرفته اند. 

هیچ چیز در جناح راست تغییر نکرده است. پیتر مک کی، از وزرای ارشد دولت هارپر و ارین اوتول، نماینده حوزه انتخابی دورهام در مجلس، طی کمپین های انتخاباتی برای گزینش رهبر جدید حزب محافظه کار، حرف جدیدی برای گفتن نداشتند. 

اما هر دوی آنها سیاستمدارانی باتجربه و توانمند هستند و اگر فرصت دست بدهد هر کدام می توانند نخست وزیر باشند. برنده انتخابات درون حزبی مسلما این شانس را خواهد داشت. 

 

 

اما رسوایی خیریه WE را چگونه باید شرح داد؟ 

موسسه WE Charity، که صدها هزار دلار به اعضای خانواده آقای ترودو پرداخت کرده و به فرزند بیل مورنو، وزیر دارایی، شغلی داده است، قرارداد هنگفتی را به دست آورد که سایر موسسات خیریه حتی شانس رقابت برای به دست آوردنش را نداشتند. 

نخست وزیر و آقای مورنو از اینکه از فرایند تصمیم گیری و انتخاب موسسه خیریه کناره گیری نکردند، عذرخواهی كرده اند. اما عذرخواهی آنها مانع تحقیق كمیسر اخلاقیات درباره عملکرد ترودو نشد. 

به قول لیدی براکنل، موضوع یک تحقیق کمیسیون اخلاقیات بودن بدشانسی است، ولی موضوع سه تحقیق کمیسیون بودن نشانه سهل انگاری و مسامحه! (مترجم: این سومین بار است که کمیسیون اخلاقیات و تضاد منافع درباره عملکرد ترودو تحقیق می کند.) 

در زمانی که دولت ها صدها میلیارد دلار به مردم و بیزنس ها پرداخت می کنند تا از رکود ناشی از پاندمی جلوگیری شود، لیبرال ها اعتماد عمومی را خدشه دار کرده اند. 

بنابراین جای تعجب ندارد که نتیجه نظرسنجی آباکوس که دوشنبه منتشر شد، حاکی از کاهش حمایت ها از لیبرال ها و افزایش حمایت از محافظه کاران باشد. با اینکه لیبرال ها هنوز پیشتاز هستند، اما دلایل موجهی وجود دارد که باور کنیم صدرنشینی طی ماه های آینده ضعیف تر خواهد شد. 

اولا اینکه، برخلاف رسوایی SNC-Lavalin در سال گذشته، لیبرال ها دولت اکثریت را در اختیار ندارند و کمیته های پارلمانی را کنترل نمی کنند. احزاب مخالف می توانند از اکثریت خود در کمیته ها استفاده کنند. 

دوما، وضعیت مالی دولت فدرال به طور فزاینده ای شکننده است. اکنون می دانیم که چرا مورنو به روزرسانی وضعیت مالی دولت فدرال را به تاخیر انداخت: به لطف اقدامات مالی اضطراری برای حمایت از اقتصاد در دوران پاندمی COVID-19 ، کسری بودجه امسال حداقل 343 میلیارد دلار خواهد بود.

هیچ کس ضروری بودن این هزینه را زیر سوال نمی برد. اما اوضاع وخیم است. مرز با ایالات متحده احتمالا ماه ها بسته خواهد ماند. فعالیت چندین بخش اقتصادی، از حمل و نقل هوایی گرفته تا گردشگری و سرگرمی سازی به شدت محدود شده و محدود خواهد ماند. 

تصور اینکه دولت فدرال در سال آینده با مشکل مالی روبرو شود دشوار نیست. اگر نرخ بیکاری همچنان بالا باشد، مردم ممکن است صبر و شکیبایی را از دست بدهند. 

ترودو قبل از حمله COVID-19 یک سیاستمدار ضعیف بود. او در انتخابات گذشته آرای عمومی را از دست داد. پاسخ لیبرال ها به محاصره خطوط ریلی توسط معترضین بومی در زمستان، بسیار ضعیف ارزیابی شد. 

ترودو نیز مانند روسای دولت های استانی از پاندمی بهره سیاسی بردند. زیرا کانادایی ها در زمان بحران از دولت های خود حمایت می کنند. اما آیا کانادایی ها از نخست وزیری که بارها و بارها (با سفر به جزیره خصوصی آقاخان، اعمال نفوذ سیاسی در پرونده SNC Lavalin  و حالا هم اعطای قرارداد 900 میلیون دلاری به دوستانش) ثابت کرده که لیبرال ها و دوستان شان هوای همدیگر را دارند، حمایت خواهند کرد؟ 

این رسوایی می تواند محو شود؛ واکسن می تواند باعث کاهش فشار پاندمی شود تا مردم در انتخابات بعدی به حزبی رای بدهند که در کل بحران را به خوبی مدیریت کرده است. 

اما در عرصه سیاست، جهت وزش باد ممکن است هر آن تغییر کند. این را به خاطر داشته باشیم.

برچسب ها

نوشته های مشابه

یک نظر

  1. بقراط فدایی سیاه کلیست : روسیه در حال عقب زدن نیروهای مورد حمایت رژیم ایران از بلندی‌های جولان است
    -کون گهی روسیه با این دروغ پردازیهای سیاه کلیستها پاک نمی شود (تروریست های قفقازی مسلمان را گذاشته انجا )
    عباس میلانی: آمریکا و انگلیس نیروهای مذهبی را جایگزین مناسبی برای شاه می‌دانستند
    – میرفطروس مارکسیست دگر اندیش , جواب تو جاسوس ملاها را داده ، چرا توده ایها و شوروی پشتیبان این فقاهت بودند و شدند و هستند و خواهند بود
    —————————————————————————-
    تاکتیک های جدید اما نخ نمای ، فدائیان خلق (گوادلوپیست سلطنتی روسی ، همکار فقاهت بعثی روسی، چپ امریکا و اروپا نشین جاسوس روس و ملاهای روسی ) و حزب خائن توده جاسوس روسیه و به وجود اورنده رژیم ملاهای روسی ا ز دل جنبش ملی کردن نفت مصدق ، خیزش خمینی علیه کاپیتولاسیون و انقلاب سفید شاه و نهایتا انقلاب ۵۷ به کمک همه جاسوسان و باندهای روسی ( فدایی ، خوئینی ها ، دکتر پیمان ، نبوی ، عبدی ، یزدی ، توسلی ، جلال الدین فارسی ، رفسنجانی ، محتشمی پور ، محمد منتظری ) ، تحکیم کننده رژیم ملاها در مسیر امریکا ستیزی ویران کننده مملکت از پس توطئه روسی حساب شده اشغال سفارت امریکا ، بیرون ریختن ملیون ، لیبرال ها ، مجاهدین (به جز سعادتی که جاسوس روسیه بود) از دولت نو پای انقلابی همسو با امریکا ی بازرگان ، کشتن حتی دکتربهشتی و دکترمفتح و دکترباهنر که دانشگاهی هم بودند و مطهری مرتجع که در فلسفه هم دستی داشت و با دانشگاهیان می نشست ، به منظور صاف کردن جاده برای روسی شدن کامل در دوران آخوند دوزاری خامنف :
    ۱) همه نیروها و افراد که مدتها ماسک های متفاوت بر چهره زده و به دروغ گندم نمایی و جو فروشی می کردند برای پروژه فریب بزرگ روسی به آشیانه فکری ، تاکتیکی ، استراتژیکی ، اغشته به تروریسم سیاه کلیستی ، مارکسیسم لنینیسم کهنه ۱۹۱۷، مارکسیسم اسلامی ، امریکا ستیزی جنون روسی سالهای ۵۷ تا ۶۰ باز میگردند . این همه برای ترس مفرط و کابوس نیروهای روسی از بازگشت امریکا با بیرق مجاهدین است که آنهم در اثر لو رفتن دست انها پیش نسل جوانی که به جای صمد بهرنگی و شاملو و دولت ابادی و چرک نویس های روسی جزنی و کتب ضاله مارکسیست اسلامی شریعتی ، سیاوش کسرایی ، کسروی ، طبری ، پیمان ، … از طریق سوشال میدیا و کامپیوتر و ماهواره و مهاجرت با جهان ازاد ، دموکراسی ، امریکای پیشرفته ، در برابر کشورهای عقب مانده فقیر تحت الحمایه روس ، فرهنگ کهنه ، غیر جذاب ، توسعه نیافته تروریست های روسی کرد و ترک و عرب و ارمنی ، متشکل از کلاشینکف و کوکتل مولوتف ، رفتارهای خشونت امیز دراندن خرگوش بی ازار با دندان توسط زن کرد و انتحاری زن کرد علیه لوله گاز ، در برابر رفتار حیوان دوستانه غرب ، حقوق بشر غربی ، زندگی جذاب و دلنشین و مرفه غربی ، ستاره های عشق و هنر و زندگی بیانسه ، کامیلا کابلو ، شان مندز ، تیلور سوئیفت ، نیکی مناژ ، جاستین بیبر ، بیلی ایلیش ، … می باشد که اثرش از هزار کتاب روسی و بازیهای تروریستی چه گه وارایی بیشتر است . چون مربوط به زندگی است ، نه مرگ در راه اندیشه ای که جز فریب و فقر و دیکتاتوری و شکنجه و زندان برای هیچ کسی در جهان میوه ای نداشته .
    ۲) لشگر شکست خورده مارکسیستی لنینیستی روسی با متحد جنایت کار مارکسیست اسلامی بعثی فقاهتی خود در یک کیش و مات تاریخی در برابر ملتی است که به سان زمان مصدق پیشوای جنبش استقلال ملی (از شوروی ، انگلیس ، امریکا) ، زمان جنبش دموکراسی خواهی و مشروطه کردن حکومت مترقی و توسعه محور شاه به قانون در ۵۷ ، بحرانهای تروریستی تجزیه طلبانه کردستان ، ترکمن صحرا ، خوزستان ، امریکا ستیزی کثیف و پرچم سوزانی و وحشی گری و شکستن همه حرمت ها و قوانین بین المللی در ۵۹ ، ساخت و پاخت پشت پرده با حتی همان امریکا ، مک فارلین و ریگان ، در دامان شوروی برای کودتا علیه منتخب مردم بنی صدر بنیان گذار بحث ازاد در ایران به جای ترور و خشونت و تک صدایی و یک کاسه کردن روسی حکومت در سال ۶۰ ، و بازیهای بد و بدتر درون رژیم از خاتمی اف تا روحانف را نمی خورد . بنابر این اقدام به تجدید قوای سال ۵۷ تا ۶۰ کرده از همه نیروهای روسی ، با همان تاکتیک و استراتژی ، قصد دارد تا ضمن در حاشیه نگه داشتن سلطنت طلبان و فریب دادن انها به اینکه شاه را امریکا برد (از طریق سرجاسوس ملاها در استانفورد عباس میلانی ، اردشیر زاهدی وزیر توده ای شاه ، جریده کیهان شریعتمداری در لندن زیر نظر بچه جاسوس داریوش همایون ، وزیر توده ای شاه در میان سلطنت طلبان چریک فدایی تروریست سیاه کلیست بقراط ، توده ای ایتالیایی رافت ، تحکیم وحدتی ترامپیست محمدی ) ، مانع بازگشت مجاهدین به کمک امریکا شوند . چیزی که دو تن از خرمهره های جنایت کار ساخت شوروی ، صدام و قذافی را بر باد داد .
    سازمان امنیت ملاهای روسی که توسط ک گ ب پوتین و خرمهره های داخلی ان ( عبدالله شهبازی تواب فدایی ، زر افشان وکیل کودتاچی علیه نویسندگان در کانون نویسندگان ، عمویی قزاق کهنه کار روس لو دهنده کودتای نوژه ، خوئینیها اخوند فرقه دموکراتی پاتریس لومومبا ، روحانف ، عبدی ، رفیق دوست جاسوس قذافی ….) اداره می شود ، به همه سلول های خفته فدایی ، تحکیم وحدتی ، ملی مذهبی ساکن کشورهای غربی که کنترل رسانه های فارسی را در دست دارند ، دستور داده که با دوباره نویسی تاریخ به گونه ای که نسل جدید را بتواند مثل دو نسل قبلی فریب دهد ، هم چنان بر روی اتحاد خودی ها ( همه روس مداران از خط امام و ملی مذهبی ، تا فدایی و توده ای و کمونیست کارگری و راه کارگر و مجاهد انقلاب…) علیه دگر اندیشان ( امریکایی ، غرب گرا ، لیبرال ، ملی ، مجاهد ، سلطنت طلب ) تمرکز کنند .
    رسیده کار به جایی که فرخنده (فدایی اتحاد جمهوری خواهان) به مزدک بامدادان مارکسیست دگر اندیش اعتراض کرده که چرا به هاشم آغاجری (مجاهد انقلاب یکی از بنیان گذاران سپاه پاسداران که هنوز بر همان توده ای گری ۵۴ تا ۶۰ پای می فشارد ) انتقاد کرده و کار او را یک تظاهر و فرافکنی و انداختن گناهان به گردن رضا شاه ! خوانده ، به جای اینکه به نقد عملکرد خائنانه مارکسیستی روسی خودشان در همه این سالها بپردازد .
    فرخنده در اینجا که پای نیروی خودی روسی در میان است ، می گوید : حتی اگر این مزدور روسیه و سپاه در جنایات انروز دست داشته ، الان چون دارد حرف درست ! میزند ، می خواهد اصلاح کند ، ما باید گذشته ننگین او و مشارکت اشکار او در جرم را فرموش کنیم و با ساز او برقصیم .
    من از فرخنده می پرسم : ایا این قانون در مورد غیر خودی ها هم صادق است ؟ بنی صدر کسی بود که با رای مردم و در حالیکه همه ملاها و ملی مذهبی ها و توده ایها و فدایی ها کاندید مقابل او را حمایت می کردند با اکثریت قریب به اتفاق نخستین رئیس جمهور ایران شد ، از همان اول با خمینی در زمینه ولایت فقیه و حقوق زنان و اعدام های فرخ رو پارسا و هویدا و شکنجه مجاهدین و کشتن فدائیان تروریست زیر پل توسط مهره انگلیس غرضی ، تداوم جنگ با عراق، تلاش حزب جمهوری اسلامی برای تک حزبی کردن کشور ، … مخالفت کرد ، تا جایی که خمینی و توده ایها و فدایی ها و ملی مذهبی ها علیه او متحد ، و کودتا کردند . از ان روزتا به حال همواره علیه این رژیم حرف زده بدون حتی یک لحظه تردید ! نه مهره امریکا است که شما مارکسیست ها بترسید ، نه سلطنت طلب است ، نه حرفی که میزند (ولایت فقیه باید ملغی و انتخابات ازاد برگزار شود ) اشتباه است . چرا در همه رسانه ها که در کنترل شما مزدوران روسیه و ملاهای روسی است حتی انهایی که از کشورهای دموکراسی دزدیده اید (صدای امریکا ، رادیو فردا ، دوچه ولله ، زمانه ، یورونیوز ، صدای فرانسه ، بی بی سی فارسی ، …) بنی صدر سانسور است ؟
    چرا همیشه به گذشته مخالفین خودتان تاکید صد در صد میکنید ، اما گذشته ننگین خودتان را که هنوز هم بر ان مدار هستید و اصرار دارید و دروغ گویی میکنید ، ما بایستی ندیده بگیریم ؟
    چرا باید سلطنت طلب ما الهه بقراط چریک تروریست فدایی باشد ؟ مگر سلطنت طلبان مرده اند ؟
    چرا باید مشروطه خواهان ما توده ایها و فدایی ها باشند ؟ مگر مشروطه خواهان مرده اند ؟
    چرا باید سوسیال دموکرات های ما استالینیست های توده ای و فدایی باشند ؟
    چرا باید سکولار های ما فدائیان و توده ایهای دموکرات خلقی باشند انهم هوادار اسد صدام و قذافی و کاسترو؟
    چرا باید ملی گرایان ما ملی مذهبی های مارکسیست اسلامی باشند ؟
    چرا باید ترامپیست های ما دفتر تحکیم وحدت باشند ؟
    چرا باید میهن پرستان ما تروریست های تجزیه طلب کرد و عرب و ترک و ارمنی باشند ؟
    چرا یک فدایی که در توطئه کودک ربایی ولیعهد و شهبانو دست داشته باید نگهبان کوروش و پاسارگاد باشد ؟
    میبینید که یک جای کار میلنگد . همیشه میلنگیده ، همان گونه که مزدک بامدادان در حاشیه به تو میگوید :
    ممکن است فراموش کرد که یک پدوفیلی گذشته اش چه بوده و به او یک فرصت داد تا دوباره به زندگی برگردد ، “اما هرگز نباید او را رئیس مهد کودک کرد ! ”
    همه ماجرای یک صد سال اخیر ایران در این جواب زیبای مزدک بامدادان به تو مزدور دگردیسی داده شده روسیه نهفته است .
    به بهانه نوشته هاشم آقاجری درباره مشروطه
    آواز پُرهراس
    مزدک بامدادان
    http://www.iran-emrooz.net/index.php/think/more/85220/

دکمه بازگشت به بالا
Don`t copy text!
بستن

Adblock رو غیر فعال کنید

بخشی از درآمد سایت با تبلیغات تامین می شود لطفا با غیر فعال کردن ad blocker از ما حمایت کنید