صفحه اصلی / اخبار / تجسم عزم و امید؛ گذر دو سال و نیمه از صندلی چرخدار به تردمیل

تجسم عزم و امید؛ گذر دو سال و نیمه از صندلی چرخدار به تردمیل

ادمونتون- دخترک دوست داشتنی 2 سال و نیمه که فلج می باشد، در حین راه رفتن روی تردمیل آواز می خواند. در تمرین روزانه او، دو مددکار اولین را که با کمربند مخصوص به دستگاه بسته شده، در راه رفتن یاری می کنند. اولین کوچولو در سال 2016 و پس از انتشار عکس اش در حال راندن صندلی چرخدار دست سازی که پدرش با استفاده از صندلی بچه و چرخ درست کرده بود، خبرساز شد. او در 4 ماهگی به سرطان مبتلا شد. توموری که روی ستون فقرات او رشد کرده بود، سبب فلج شدن اولین شد. پس از چند دوره شیمی درمانی، پزشکان بهبودی اولین از سرطان را اعلام کردند. پزشکان به والدین او گفتند که پس از 2 سالگی می تواند روی صندلی چرخدار مخصوص بنشیند. اما پدر و مادر اولین ناامید نشدند. چند ماه بعد، دختر کوچولوی شان با صندلی چرخدار دست ساز این طرف و آن طرف می رفت.

او حالا می تواند به کمک تجهیزات مخصوص روی تردمیل راه برود. کیم مور، مادر اولین می گوید: دولت آلبرتا هزینه ماهانه مراجعه فیزیوتراپیست به خانه را تامین می کند، اما این کافی نیست. بارها به من گوشزد شده که دخترم فلج است. این را می دانم. اما این دلیل نمی شود که نتواند راه برود و از زندگی باکیفیت برخوردار نباشد.

اولین، جولای سال گذشته به عنوان خردسال ترین بیمار مرکز بازپروری ReYu Paralysis Recovery Centre معرفی شد. بین جیل، یکی از بنیانگذاران این مرکز غیرانتفاعی که شش سال قبل و بعد از ابتلا به یک ویروس مهلک فلج شد، می گوید که مرکز بازپروری به مصدومین نخاعی، مبتلایان به عارضه مادرزادی مهره شکاف یا اسچینا بیفیدا که با نام کمر باز نیز شناخته می شود و همچنین بیمارانی که در اثر سکته، سربرال پالسی یا فلج مغزی، آسیب های مغزی و بیماری های عصبی فلج شده اند، کمک می کند.

اولین با قرار گرفتن روی تردمیل به مدت یک ساعت و سه تا پنج روز در هفته، توانسته کنترل مثانه را تقویت کرده و سیستم ایمنی بدن اش را تقویت کند. همچنین عضلات اش را تقویت کرده است. هرچند نمی تواند بدون تجهیزات کمکی روی دستگاه قرار بگیرد. او می تواند بدون کمک دست ها، بنشیند. او همچنین می تواند به کمک کمربند مخصوص که به کمر پدرش بسته می شود و با پوشیدن کفش هایی که به کفش های پدرش متصل است، در خارج از منزل راه برود. او برای اولین بار توانست تابستان گذشته در خارج از کلینیک راه برود و با فرو بردن سرش میان بوته های گل، رایحه آنها را حس کند.

<