صفحه اصلی / مقالات / بیمارستان ها: امامزاده هایی که کور می کنند، اما شفا نمی دهند

بیمارستان ها: امامزاده هایی که کور می کنند، اما شفا نمی دهند

همه ساله صدها هزار بیمار با نوعی عارضه روانی تازه شناخته شده بیمارستان ها را ترک می کنند. شوربختانه این ابتلاء به سبب عواملی نیست، که تا کنون در مورد اینگونه بیماری ها نقش داشته اند. بلکه تا اندازه زیادی ناشی از مراقبت های ناکافی در بیمارستان ها است. کمااینکه گوردون بوید متخصص مغز و اعصاب و کارشناس بالینی دانشگاه کویین می گوید: احتمالا ما به عنوان درمانگران دارای نقش حیاتی، بیماران روان پریشی به وجود می آوریم، که شمارشان بیش از آنهایی است که به طور طبیعی به این عارضه مبتلا می شوند… البته ما صدها هزار بیمار استخوان شکسته و دارای عفونت های گوناگون را در بیمارستان ها  درمان می کنیم. اما زمانی که از بیمارستان مرخص می شوند، عوارض روان پریشی از جمله خیالبافی، از بین رفتن توانایی تمرکز، مشکل در هنگام سخن گفتن، سردرگمی، حواس پرتی و… در آنها دیده می شود.

این مساله می تواند، همه جا و برای همه به ویژه افراد سن و سال دارتر اتفاق بیفتد. کمااینکه برای کنت مرسدن 83 ساله که به سبب خون دماغ شدن شدید ناگهانی، زن 87 ساله انتاریویی که به دلیل شکستگی لگن، مرد 69 ساله اهل تنسی که برای درمان عفونت، و… در شهرهای گوناگون کانادا و آمریکا به بیمارستان مراجعه کرده اند، رخ داده است.

در سال 2016 کومار زرمراجان استاد دانشکده پزشکی دانشگاه ییل، اطلاعات بالینی 469 بیمار سن و سال دار اهل کنتیکات را که در پژوهشی شرکت کرده بودند، مورد تجزیه و تحلیل قرار داد. 15 درصد این افراد در زمان بستری شدن در بیمارستان به روان پریشی مبتلا گشتند. همچنین احتمال مرگ آنها در 90 روز پس از مرخص شدن از بیمارستان، به شکلی چشمگیر افزایش یافت. سبب بخشی از این پیامدهای منفی تغذیه نادرست و غیرمغذی، اختلال در خواب، و استفاده از وسایل محدودکننده حرکت (مانند بستن به تخت برای پیشگیری از افتادن) روی می دهند.

 

بدتر اینکه این بیماری تا مدت ها تشخیص داده نمی شود. پرفسور زرمراجان در این پیوند خاطرنشان می کند: به درمانگرها آموزش داده می شود که بر شرایط ناشی از بستری شدن در بیمارستان، و نه تجربه شخص در زمان بستری شدن، تمرکز داشته باشند.

بیماری مورد اشاره نخستین بار در دهه 1960 شناسایی، و از آن هنگام به نام های گوناگون خوانده شده است. اما عوارض آن تا همین امروز هم با عارضه های کهنسالی اشتباه گرفته می شود. بنابراین ازآنجاکه بیشتر مبتلایانش را هم این گروه سنی تشکیل می دهند، معمولا به شکایت شان رسیدگی نمی شود. زیرا مثلا ممکن است، این نوع روان پریشی شبیه جنون پیری به نظر برسد. در صورتی که این دو با هم تفاوت هایی دارند. مثلا در جنون پیری شخص بگونه ای مستمر دچار فراموشی می شود. حال آن که در مورد نخست، مبتلا تنها  درباره برخی از رخدادها گیج می زند، و نمی تواند زمان و مکان آنها را درست ارزیابی کند. اما مهم ترین تفاوت این است، که اینگونه روان پریشی عامل انسانی دارد. به عبارت دیگر دست کم در مرحله گفتار، قابل پیشگیری است.

در نتیجه به گفته گوردون بوید بیمارستان ها با این بحران روبرو می باشند، که شرایط شان سبب ایجاد بسیاری از مشکلات روانی درازمدت می شوند. هزینه مالی این بحران سر به میلیاردها دلار می زند. چراکه مبتلایان به ناچار در پی درمان می روند. امری که به نوبه خود وضعیت شان را بدتر می کند. در واقع در دور باطل می افتند. کمااینکه در کانادا نه تنها کهنسالان بیشترین شمار مراجعان به بخش اورژانس بیمارستان ها را تشکیل می دهند، بلکه بیشتر هم در این مراکز درمانی بستری می شوند. در نتیجه منابع بیشتری هم مصرف می کنند. فراتر اینکه زمان بستری شدن شان احتمال ابتلاء به روان پریشی آنها را افزایش می دهد. مساله ای که به نوبه خود نیازشان به مراجعه به بیمارستان را زیادتر می کند. در واقع عملکرد سیستم درمانی ما، برعلیه خودش است.

یکی از بدترین چیزها در مورد اینگونه روان پریشی این می باشد که زمانی که فردی به آن مبتلا می شود، تا آخر عمر آسیب پذیر باقی می ماند. کمااینکه جوی ینت اونگ پزشک بیمارستان سنت جوزف می گوید: افرادی را دیده ام، که تنها سرماخوردگی داشته اند. اما دوباره به روان پریشی مبتلا شده اند.  

نتایج پژوهش به عمل آمده در سال 2013 نشان دادند که 74 درصد بزرگسالانی که به بخش مراقبت های ویژه (آی سی یو) مراکز درمانی یا بیمارستان های نشویل مراجعه کردند، در زمان بستری شدن خود به روان پریشی مبتلا گشتند. یک سال بعد دو سوم آنها عوارض درازمدتی بروز دادند، که به عارضه های جراحت های مغزی و یا الزایمر متوسط شباهت داشتند.

حرکت بیشتر بیمارستان های کانادا در قبال مشکل مورد اشاره کند بوده است. همچنین نشانی از دستورالعمل های یکسان برای کل کشور جهت پیشگیری از این مشکل به چشم نمی خورد. در حالی که به باور کومار زرمراجان همه بیمارستان های کشور باید روش بیمارستان های کودکان را در پیش بگیرند، که محیط شان برای بیماران مثبت تر و فشار روانی ناشی از بیماری در آنها کمتر است. گوردون بوید نیز اخیرا در بیمارستان کینگستون به ایجاد یک برنامه پیگیری پس از مرخص شدن از بیمارستان کمک کرد، تا بیماران بتوانند به این مراکز درمانی بازگشته، و از برخی راه ها از جمله سخن گفتن در مورد تجربیات تلخ خود از دوران بستری بودن، خاطرات بد را به دست فراموشی بسپارند. افراد دیگر مانند راجر وونگ دستیار آموزشی رئیس دانشگاه بریتیش کلمبیا هم، به صورت انفرادی دست به ابتکارهایی زده اند. اما به گفته وی مشکل این است، که 17 دانشکده پزشکی کشور همچنان در این مورد برنامه یکسان و مدونی ندارند.


پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *