مقالاتمقالات سیاسی

بوریس جانسون یک دانلد ترامپ دیگر نیست 

مایکل تاب- رسانه تروی

بریتانیا تاکنون شاهد نخست وزیران تاثیرگذاری مانند رابرت پیل، وینستون چرچیل و مارگارت تاچر بوده است. و اینک سمت نخست وزیری آن به بوریس جانسون رسیده، که به این گروه خاطره انگیز بپیوندد. وی به عنوان یک محافظه کار پیشرو پیشینه نمایندگی مجلس و وزارت را در کارنامه خود دارد. او با کسب نظر مثبت 66.4 درصد از رأی دهندگان در بیست و سوم ژوئیه امسال جرمی هانت وزیر خارجه پیشین را شکست داد. روز بعد هم با استعفای ترزا می بر کرسی نخست وزیری نشست. این نتیجه برای بسیاری از جمله دانلد ترامپ رئیس جمهور آمریکا، مسرت بخش بود. 

خیلی ها این دو رهبر را دوقلوی سیاسی می دانند. زیرا هر دو دارای طبیعتی غیرعادی و گزافه گو هستند/ اغلب تنها بر اساس میل خود عمل می کنند/ وقتی هم که پای اظهارنظر در ملأعام به میان می آید، تقریبا بدون هیچ ملاحظه ای هر چه بخواهند می گویند. 

متاسفانه چنین مقایسه ای برداشت افراد تنبل از سیاست است. زیرا به صرف اینکه برخی ویژگی های یک سیاستمدار مانند ترامپ باشد، به معنی ورود یک ترامپ دیگر به دنیای سیاست نیست. به عبارت دیگر در عالم واقعیت ترامپ و جانسون دو روی یک سکه نمی باشند. مثلا جانسون خردمند و روشنفکر واقعی است. کمااینکه برنده بورس تحصیلی دانشگاه آکسفورد شد، از این دانشگاه در رشته مطالعات کلاسیک مدرک گرفت، و کارشناس ادبیات باستان و فلسفه کلاسیک می باشد. به عنوان خبرنگار بخش سیاسی نیز در نشریاتی چون تایم و دیلی تلگراف، و در سمت سردبیر محافظه کارترین نشریه بریتانیا کار کرده است. همچنین نویسنده کتاب هایی مانند رویای رم و عامل وینستون چرچیل می باشد. نظریه پرداز سیاسی هم هست. این ویژگی ها به این مفهوم می باشند که او به مدلی از محافظه کاری پدرسالارانه بریتانیایی تمایل دارد، که از موسسات جاافتاده و اصول سنتی پشتیبانی می کند. به همین سبب با باقی ماندن بریتانیا در اتحادیه اروپا مخالفت می نماید. زیرا به شدت هوادار اقتصاد محافظه کارانه است. اما وقتی پای مسایل اجتماعی مانند ازدواج همجنسگرایان به میان می آید، دیدگاه آزاداندیشانه تری دارد. فراتر اینکه برخی از دیدگاه های خود (که بیشتر به ترامپ شباهت داشتتند) را کنار گذاشته، و تبدیل به رهبری شده که بر مسایل بزرگ متمرکز می باشد.

وی مصمم است، تا پیش از سی و یکم اکتبر بریتانیا را از اتحادیه مورد اشاره خارج کند. پیشنهاد افزایش دستمزدها را مطرح کرده، تا مالیات دارندگان درآمدهای بالا را به شکلی چشمگیر کاهش دهد. می خواهد سیستم مهاجرتی شبیه به استرالیا برقرار کند، تا روند مهم گزینش را ارتقاء دهد. حتی در هنگام مبارزات انتخابی محافظه کاران، منش عوام گرایانه پیشینش در قبال مفاهیمی مانند دولت مسوول تر، مالیات کمتر و آزادی های فردی بیشتر، کمک کرده است.