مقالاتمقالات سیاسی

بهارعربی دوم: تظاهرات نوین، اما همان ناکامی های بلای جان خاورمیانه

بسمه مومانی- گلوب و میل

ماه هاست که تظاهرکنندگان الجزایری و سودانی به میدان آمده و خواستار استعفای رئیس جمهوران خود شده اند، که مدت های مدیدی زمام امور را در دست داشته اند. استفاده این تظاهرکنندگان از همان شعارهای بهارعربی که تقریبا 9 سال پیش در تونس آغاز شد، وضعیت را بیش از اندازه شبیه همان برهه می کند. البته مردم الجزایر و سودان که شاهد خیزش های مصر و لیبی بوده اند، آموخته اند که به تغییرات صرفا نمادین اعتماد نکنند. به همین سبب به چیزی کمتر از اصلاحات واقعی قانع نیستند. بااینهمه بی تردید بهار عربی خاتمه پیدا نکرده است. زیرا همان کوتاهی ها که در روش حکومت های خاورمیانه و شمال آفریقا بلای جان بوده اند، دارند بدتر- و نه بهتر- می شوند.

از دیگر سو سال هاست که دولت های عربی با بهره برداری از ناکامی انقلاب سوریه و درهم شکستن معترضان از سوی رژیم سرکوبگر این کشور، شهروندان خود را از بازگشت به خیابان ها می ترسانند. به عبارت دیگر وضعیت سوریه برای دولت های عربی این امکان را فراهم آورده، که از اعترضات ملت هایشان در امان بمانند. همزمان هم به آنها این اجازه را می دهد، که حتی از ده سال پیش خود هم سرکوبگرتر و فاسدتر باشند.

بنابراین یک دهه دیگر نیز خاورمیانه و شمال آفریقا همچنان جوامعی با جمعیت عمدتا جوان خواهند بود، که از سوی حکام سن و سال دارتری اداره می شوند، که دست کسی به دامان شان نمی رسد. بااینهمه جوانان الجزایری و سودانی که از کمبود یا نبود موقعیت های مناسب اقتصادی، کمبود پیشرفت، افزایش هزینه های زندگی، افزایش مالیات، فساد دولت و… درمانده شده اند، نمی توانند به جز بلندپروازی های بسیار شدیدشان برای اداره کشورهای خویش به شکل مطلوب شان چیز دیگری را ببینند. اما همان شعار آزادی و مرگ بر رژیم را سر داده اند. بنابراین در واقع بر همان طبل پیشین- ولی با صدایی بلندتر- می کوبند. از رسانه های مجازی اجتماعی هم، دقیقا همان استفاده ها را می کنند.

نتیجه اینکه پس از ماه ها اعتراض، در الجزایر عبدالعزیز بوتفلیقه رئیس جمهور سن و سال دار جایش را به رئیس جمهور موقت 77 ساله ای داد، که از پیشترها هم در رژیم حضوری پررنگ داشت. گزینه ریاست جمهوری سودان نیزعمر البشیر می باشد، که از جمله با اطلاعاتی ها و نظامی ها گفت وگو کرده است.

شباهت دیگر اینکه ارتش هر دو این کشورها دارند، از همان روش ارتش مصر بهره می برند. یعنی اینکه به عنوان ناجی مردم وارد صحنه شوند، از طریق چهره های نوین موقت به عنوان رهبران مردمی ظاهرا تغییرات مورد درخواست مردم را ایجاد کنند، معترضان را تشویق نمایند که به خانه برگردند، و… دوباره همان روش پیشین را در پیش بگیرند. کمااینکه اینک مصر زیر حکومت رئیس جمهور السیسی از دوران حسنی مبارک سرکوبگرتر و کمتر لیبرال است. اوضاع لیبی نیز در برهه حکومت جنگ سالاران گوناگون از دوران قذافی مستبد، ناسازگار و روانپریش، پرهرج و مرج تر و غیرکاراتر می باشد.

دیگر اینکه گرچه معترضان الجزایری و سودانی از تجربه های شکست خورده مصر و لیبی آگاهند، ولی شوربختانه از پشتیبانی جامعه جهانی برخوردار نیستند. بنابراین از آنجا که از آمریکا گرفته تا کشورهای اروپایی و… به دلایل گوناگون عدم تمایل شان را نشان داده اند، این معترضان می دانند که تنها باید روی خودشان حساب کنند. درنتیجه امکان دارد جوانان الجزایری و سودانی سرانجام به دولت های عربی این درس بیدارباش را بدهند، که اصلاحات لیبرال سیاسی و خط مشی های فراگیر اقتصادی کلیدهای بهروزی درازمدت و ماندگاری هستند. اما جامعه جهانی هم باید بیدار شود و ببیند، چگونه عدم فعالیت و سستی اش بیشتر سبب آسیب- و نه فایده- می شود. زیرا معلوم نیست، سرانجام بهارعربی دوم چه بشود. اما شهروندان عرب دست از اعترض برای تغییر برنخواهند داشت.  

برچسب ها

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Don`t copy text!
بستن

 

نصب اپلیکیشن ایران جوان