صفحه اصلی / مقالات / باورها و رخدادهای عجیب و غریب در پیوند با خانواده های سلطنتی

باورها و رخدادهای عجیب و غریب در پیوند با خانواده های سلطنتی

Behnam Marfou

آرایش شگفت انگیز روزهای سرنوشت ساز زندگی شاهدخت جوانمرگ

شاهدخت (از طریق ازدواج و نه موروثی) دایانا در بیست و نهم ژوئیه 1981 طی مراسمی پرشکوه با شاهپور چارلز ولیعهد کشورش ازدواج کرد. شاید بسیاری از دختران همسن و سالش و به ویژه آنهایی که رویاهای زیادی در سر داشتند، آرزو کردند جای او باشند. اما این ازدواج تنها حدود 15 سال دوام داشت. زیرا در بیست وهشتم اوت 1996 زوج سلطنتی در حالی که دو فرزند داشتند، از هم جدا شدند.

دایانا در سی و یکم اوت سال بعد که در اتومبیل در کنار دودی پسر بازرگان میلیاردر محمد الفاید نشسته بود که از ژوئیه با او رفت و آمد می کرد، در تصادفی شدید جان سپرد. جنازه وی در ششم سپتامبر همان سال و طی تشریفات رسمی به خاک سپرده شد. بنابراین سی و یکم اوت و ششم سپتامبر امسال، به ترتیب بیستمین سالمرگ و سالروز به خاک سپردنش بودند. یعنی چهار روز (ازدواج، متارکه، مرگ و خاکسپاری) از سرنوشت سازترین دوران زندگی شاهدخت که در هنگام مرگ تنها 36 بهار را پشت سر گذاشته بود، تنها در خلال یک دوره 39 روزه رخ دادند (البته بدون در نظر گرفتن سال). 

نقش تقدیر و سرنوشت در زندگی ملکه الیزابت دوم

جالب اینکه رخدادهای خارج از کنترل در زندگی ملکه الیزابت مادرشوهر دایانا نیز، تاثیرات بی بدیل داشته اند. چراکه ادوارد آلبرت کریستین جرج اندرو پتریک دیوید ملقب به ادوارد هشتم پسر شاه جرج پنجم، و عموی ملکه الیزابت بود. او در 16 سالگی لقب شاهپور ولز گرفت، که به مفهوم به رسمیت شناخته شدن عنوان ولیعهدی دربار بریتانیا می باشد. سپس مراحل لازم دیگر از جمله خدمت در نیروهای مسلح کشورش را، پشت سر گذاشت. در سال 1931 در یکی از میهمانی‌های سلطنتی با والیس سیمسون بازیگر آمریکایی آشنا شد. در 20  ژانویه 1936 در حالی که هر روز شایعات درباره این ارتباط  بیشتر در کشور می پیچید، شاه جرج پنجم از دنیا رفت. بنابراین ادوارد باید رسما جانشین پدر می شد. به این ترتیب ازدواج شاه جدید و بازیگر آمریکایی بیشتر اهمیت پیدا کرد. زیرا دربار و دولت آن زمان به شدت مخالف بودند، که شاه برغم سنت خاندان سلطنتی با زنی که دو بار ازدواج کرده و همسرانش زنده هستند، پیوند زناشویی ببندد. پس کوشیدند، او را از این کار منصرف کنند. از جمله استنلی بالدوین نخست وزیر وقت چند بار شخصا با وی دیدار و تاکید کرد، که شهروندان انگلیسی نمی پذیرند ملکه کشورشان یک زن مطلقه آمریکایی باشد. بنابراین به ناچار باید میان این ازدواج و سلطنت یکی را برگزیند.

ادوارد پیشنهاد کرد که ازدواج خانواده سلطنتی با فرد پایین تر مشروط به ملکه نشدن این زن، در قانون  گنجانده شود. نخست وزیر نه تنها این پیشنهاد را نپذیرفت، بلکه تهدید کرد استعفاء می ‌دهد. سرانجام ادوارد در حالی که تنها 326 روز از آغاز سلطنت اش می گذشت، در نطقی رادیویی از مردم انگلیس پوزش خواست، و از سلطنت کناره گیری کرد. او در بخشی از این نطق  گفت: می ‌خواهم با یک زن بیوه عادی آمریکایی، نه یک نجیب زاده اشرافی، ازدواج کنم.

وی یک سال بعد رسما ازدواجش با والیس را در فرانسه به ثبت رساند. به این ترتیب نه تنها پادشاهی را به برادرش آلبرت (پدر ملکه کنونی) واگذار کرد، بلکه سبب شد برادرزاده اش الیزابت پس از پدر خود، بر تخت سلطنت بنشیند.

شاهدخت هایی که به خاطر دل خود عطای زندگی درباری را به لقایش بخشیدند

اما ادوارد هشتم در این مورد تنها نیست. کمااینکه برخی از دخترانی که شاهدخت به دنیا آمده اند، برای رسیدن به عشق خود عطای زندگی در دربار را به لقایش بخشیده اند. یکی از آخرین موارد از این دست، شاهدخت میکو نوه امپراتور ژاپن است. او در هفدهم ماه مه از تصمیمش مبنی بر ازدواج با کی کومارو خبر داد. این دو در سوم سپتامبر نیز در یک کنفرانس خبری مشترک رسما نامزدی خود، و همچنین ازدواج شان در سال آینده را اعلام کردند. به این ترتیب عنوان رسمی نوه امپراتور، از والاحضرت شاهدخت میکو، به خانم کی کومارو تغییر خواهد کرد. همچنین باید دربار را ترک نماید. زیرا براساس قانون موسوم به خاندان سلطنتی مصوب سال 1947 در ژاپن، اگر عضوی از این خانواده با فردی معمولی ازدواج کند، جایگاهش در دربار را از دست می دهد، و باید مانند مردم عادی زندگی کند.

البته او تنها شاهدخت کشور خود نیست، که دست به چنین اقدامی زده است. کمااینکه از هنگام تصویب این قانون، هشت دختر این خاندان با افراد معمولی ازدواج کرده اند. بلندپایه ترین آنها سایاکو ملقب به شاهدخت نوری فرزند سوم و تنها دختر امپراتور آکی هیتو و امپراتوریس میچیکو است، که در سال 2005 با یوشیکی کارودا ازدواج کرد. بنابراین براساس قانون عناوین سلطنتی خود را از دست داد، و خانواده را ترک نمود. در سال 2014 نیز شاهدخت نوریکو دختر شاهدخت تاکامادو با کانیمارو سنگه ازدواج کرد، و سرنوشت مشابهی یافت.

تمایل به ترک دربار بدون سبب عشقی

جالب اینکه شاهپور هری پسر کوچکتر دایانا و شاهپور چارلز که می خواهد با مگان مارکل هنرپیشه مطلقه ازدواج کند و برغم عموی مادربزرگش مانعی هم بر سر راهش وجود ندارد، قلبا مایل است از دربار برود، و زندگی عادی داشته باشد. فراتر اینکه در بیست و چهارم ژوئن در پاسخ به این پرسش خبرنگار دیلی میلز که آیا در خاندان سلطنت کسی هست که بخواهد شاه یا ملکه شود؟، گفت: فکر نمی کنم. البته وقتی لازم باشد، ما وظایف مان را انجام خواهیم داد.

وی در ادامه افزود که اگر شانس پدر شدن داشته باشد، مصمم است فرزندانش زندگی نسبتا معمولی داشته باشند. همچنین گفت: حتی اگر شاه هم بودم، خودم خرید می کردم (کاری که هم اینک نیز او و برادرش انجام می دهند).

وی بگونه ای ضمنی یکی از دلایل نارضایتی خود را، اجبار به شرکت در مراسم تشییع جنازه مادر جوانمرگش دانست. آن هم در حالی که تنها 12 سال داشت. وی چندین بار نیز از کار (بسیار غیراخلاقی و ناپسند) عکاسان فضول و سمجی ابراز نارضایتی کرده، که حتی در هنگامی که مادرش در حال جان سپردن بود، دست از عکس گرفتن از وی برنداشتند.

خون پاک و ناب، و فر ایزدی؟!

محرومیت های گوناگون و به ویژه نداشتن حق زندگی با فرد مورد علاقه (که خوشبختانه دارد اندک اندک از بین می رود) از آن روست، که خانواده های سلطنتی همواره خود را تافته جدابافته، و دارای خون ناب و پاک، می دانسته اند. مثلا در ایران جاوید پادشاهان مدعی داشتن فر ایزدی بودند. همچنین خود را سایه خدا می دانستند (هنوز از جمله می توان به این ترانه عهدیه گوش داد، که … شاه سایه خداست. یکی از القاب پادشاهان قاجاریه نیز، ظل الله بود) به همین سبب در دربارهای باستانی از جمله ایران برای اینکه خون پاک اعضای خانواده سلطنتی با مردم عادی مخلوط نشود، خواهران و برادران با یکدیگر ازدواج می کردند. 

فراتر اینکه به مرور زمان رابطه بین تاج و دین نیز، استحکام یافت. کمااینکه در انجیل تصاویری از عیسی مسیح و مادرش مریم مشاهده می شوند، که تاج به سر دارند. در مصر باستان سلطنت و الوهیت در یک تن جمع بود. چراکه تصور می رفت شاهان پس از تاجگذاری، به نیرویی خداگونه دست می یابند. بنابراین به موجوداتی تبدیل می شوند، که واسطه بین آسمان و زمین هستند.

البته حتی امروز هم که بسیاری از این آداب و رسوم درباری تغییر کرده اند، ترجیح این است که اعضای خانواده های سلطنتی با یکدیگر وصلت کنند. کمااینکه رضاشاه (که حتی خودش شاهپور نبود)، فوزیه شاهدخت مصری را برای همسری ولیعهدش محمدرضا برگزید.

جایگاهی به عنوان مقام سلطنت

نگارنده به شخصه به جایگاهی به عنوان مقام سلطنت باور ندارد. زیرا از دو حالت خارج نیست. یا این مقام در کشور دیکتاتوری بر تخت نشسته، و یا شخص اول کشوری دمکرات (به معنی رایج) است. در حالت نخست به قول معروف هرگونه که عشقش بکشد رفتار می کند، و فرمان می راند. بدون اینکه کسی را یارای مخالفت با او باشد. در صورت دوم نیز مقامی تشریفاتی به شمار می رود، که در واقع کار خاصی انجام نمی دهد. زیرا اداره امور را دولت برگزیده مردم در دست دارد.

Behnam Marfou

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *