صفحه اصلی / مقالات / باورهای درست و نادرست در مورد خویش کارفرمایی

باورهای درست و نادرست در مورد خویش کارفرمایی

Razi-Clinic

 

سیلویا دو بلاسیو- نویسنده مقالات در مورد مهاجرت

 

خویش کارفرمایی یکی از گزینه هایی است، که از جمله شماری از نومهاجران به کانادا آن را به عنوان منبع کسب درآمد انتخاب می کنند. منبعی که از مهم ترین دغدغه های آنان در هنگام ورود به کشور منتخب شان به شمار می رود. البته چنین انتخابی گاهی اوقات نخستین گزینه آنها نیست. چراکه در بدو ورود با ساز و کارهای بازار اشتغال کانادا آشنایی کافی ندارند. اما توصیه نگارنده این است که اگر پس از اینکه مدتی به ناچار سراغ مشاغلی می روند، که آنها را دوست ندارند/ در محل کار قدرشان چنان که باید و شاید دانسته نمی شود/ و یا مدتی طولانی در پی کاریابی می روند، اما موفق نمی شوند/ به طور جدی به گزینه ای دیگر فکر کنند. اینکه کارفرمای خویش بشوند.

البته چنین اقدامی مزایا و مخاطرات خودش را دارد. اما برخی از آن رو به سراغش نمی روند، که فکر می کنند از شرایط لازم برای خویش کارفرمایی برخوردار نیستند. زیرا بیشتر مردم بر این باورند که توانایی کارآفرینی چیزی است، که بعضی ها با آن به دنیا می آیند. به عبارت دیگر مقوله ای نیست، که بتوان آن را آموخت و به کار بست. برخی دیگر هم فکر می کنند، دست زدن به چنین اقدامی زیادی مخاطره آمیز می باشد. با اینهمه شاهد آن هستیم، که همه ساله هزاران کسب و کار نوین راه اندازی می شوند. بنابراین باید به این نتیجه رسید، که شمار زیادی از آنچه درباره خویش کارفرمایی گفته می شود، در واقع باورهای نادرست هستند.

آنچه در ادامه می آید، نگاهی گذرا به برخی از اینگونه گفته ها/ شنیده ها است.

کارآفرینی چیزی است، که بعضی ها با آن به دنیا می آیند: نادرست

کارآفرینی مهارت (و حتی دیدگاه) است، که می توان آن را آموخت. برنامه های زیادی هم به صورت آن-لاین و هم به شکل شخصی وجود دارند، که مهارت های کارآفرینی را تدریس می کنند. برخی از آنها نیز، رایگان هستند.

راه اندازی کسب و کار مستلزم داشتن پول زیاد است: بستگی دارد

اگر کسی بخواهد به صورت مشاور به مراجعان خدمات عرضه کند، برای آغاز کارش داشتن 100 دلار هم کفایت می نماید. به عبارت دیگر در واقع برای چنین کاری اصلا به پول نیاز ندارد.

در عین حال بسیاری از موسسات مالی به کسانی که تازه در پی راه اندازی کسب و کار خود هستند، وام می دهند. برای آغاز برخی از کار و بارها مانند نهادهای خیریه نیز، کمک های مالی بلاعوض پرداخت می شود. در عین حال می توان از اعضای خانواده، دوستان، و یا حتی از طریق جمع آوری پول به صورت جمعی از جوامع درونی متعلق به خود نومهاجر (در این مورد خاص جامعه ایرانی کانادا)، برای راه اندازی کسب و کار تامین اعتبار کرد.

رئیس خود شدن بردگی و آشفتگی است: بستگی دارد

اگر فرد منظم باشد، دور و برش را اشخاص دارای مهارت و خوش نیت گرفته باشند، و از همان آغاز حد و حدود خود را ترسیم کند، امکان دارد کارآفرینی بهترین راه برای به دست آوردن دوباره کنترل وقت، انرژی، و دارایی و سرمایه خویش، باشد. چراکه کسی که به قول معروف آقای خود و نوکر خود است، می تواند در مورد زمان، میزان و چگونگی کار، و همچنین اینکه می خواهد در چه کاری دخیل شود، تصمیم بگیرد.

تشریفات اداری و کاغذبازی طاقت فرساست: درست و…. نادرست

بله این واقعیت دارد، که برای راه اندازی کسب و کار باید طرح آن را نوشت، و برای کسب مجوزهای مربوطه، بیمه و برخی امور دیگر، نامه نگاری کرد. اما لزومی ندارد، فرد به تنهایی تمامی این کارها را انجام دهد. چراکه شمار زیادی از مشاوران، مربیان، گردانندگان و دارندگان سایر کسب و کارها، و دیگر کارآفرین ها هستند، که مشتاق می باشند مهارت ها، تجربیات، وقت و حتی خدمات و محصولات خود را، با خدمات و محصولات چنین فردی تاخت بزنند. بنابراین با خلاق بودن می توان یک محیط ویژه کسب و کارهای کوچک ایجاد، و از یکدیگر پشتیبانی نمود، تا همه موفق شوند.

کسب و کارهای کانادایی سود زیادی ندارند: بستگی دارد

بله این واقعیت دارد که کانادا کشوری بسیار قانونمند است، و از دارندگان کسب و کارها مالیات گرفته می شود. اقدامی که مترادف با سود کمتر می باشد. اما آیا تنها هدف کارآفرینی به دست آوردن سود سرشار است؟ البته که اینگونه نیست. کمااینکه هر کارآفرینی می تواند، میزان موفقیت خویش را با این عوامل اندازه گیری نماید: کمکی که مالیاتش به جامعه می کند/ کمک کسب و کارش به از بین بردن دردها و مشکلات/ پیوندی که با مراجعان و مشتریان، همکاران و… خود برقرار می نماید/ آسودگی خیال از اینکه براساس ارزش های خویش، و نه کارفرمایی، ناشناس زندگی می کند/ و شانس به ارث گذاشتن چیزی برای فرزندان و خانواده اش!


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *