Oops! It appears that you have disabled your Javascript. In order for you to see this page as it is meant to appear, we ask that you please re-enable your Javascript!
مقالاتمقالات سیاسی

اگر پایان دادن به جنگ سوریه به معنی پذیرش پیروزی اسد و روسیه است، پس چنین باد

Razi-Clinic

جاناتان استیل- گاردین

درست زمانی که به نظر می رسد جنگ سوریه نمی تواند پیچیده تر شود، می شود. کمااینکه موشک های سوری که به اشتباه گمان کردند هواپیمای در تیررسشان اسرائیلی است، آن را که متعلق به روس های همپیمانشان بود، ساقط نمودند.

بر اساس طرح رؤسای جمهور ترکیه و روسیه، ترکیه از کنترل خود بر بخشی از استان ادلب سوریه برای خلع سلاح گروه های افراطی جهادی مانند چچنی ها، اویغورها و سایر خارجی ها، و همچنین گروه های واپسگرای سوری که در کشورشان به وجود آمده اند، استفاده می کند.

در اینجا دو نکته وجود دارد. نخست نفوذ خارجی در آنچه در سال 2011 به عنوان کارزاری کاملا سوری برای اصلاحات در سوریه به راه افتاد.

دوم نقش مرکزی و حتمی و ناگزیری که اینک روسیه بازی می کند. روسیه ای که نیروهایی را هم به نزدیکی بلندی های جولان که از سوی اسرائیل اشغال شده می فرستد، تا از تحرک شبه نظامیان هوادار ایران و تحریک نیروهای اسرائیلی پیشگیری نماید. همچنین حملات هوایی اسرائیلی ها به مشاوران ایرانی در سوریه را نادیده می گیرد. اما اینک در قبال ساقط شدن هواپیمای خود به اسرائیل انتقاد می کند، و می گوید که این کشور با اقداماتش سبب ایجاد سردرگمی و شلیک موشک به آن شده است.

روابط روسیه با ترکیه نیز، چندوجهی است. مثلا از اینکه این کشور بخش های شمالی خاک سوریه از جمله قسمت هایی از ادلب را اشغال نموده، انتقاد می کند. اما همزمان از حضور ترکیه برای درخواست مبنی بر خلع سلاح کردن گروه های تندروی جهادی بهره می برد. گروه هایی که زمانی مورد پشتیبانی خود روسیه بودند.

از دیگر سو نیروهای دولتی سوریه و هواپیماهای روسی در بخش های دیگری از ادلب به عملیات برعلیه جنگاوران مخالف اسد ادامه می دهند. در مقابل بازیگران خارجی شامل بریتانیا، فرانسه و آمریکا، برای پیشگیری از بمباران روسیه کارزاری شدید و رو به افزایش به راه انداخته اند. در حالی که بخشی از انگیزه آنان برای چنین کارزاری انساندوستانه است، اما درخواست شان رنگ کمتری از چنین انگیزه ای دارد. زیرا به منظور به تعویق انداختن موفقیت های ارتش سوریه و همپیمان روسی آن، و همچنین کسب دوباره کنترل بر مناطق در دست شورشیان واقع در قلب سوریه صورت می گیرد.

از هنگامی که در سال 2012 خیزش ها برعلیه اسد حالت نظامی به خود گرفت، بریتانیا، فرانسه و آمریکا، و همچنین پادشاهی های عرب خلیج (فارس) از نزدیک در جنگ داخلی سوریه دخیل بوده اند. کمااینکه به گروه های جنگنده شورشی از جمله تندروهای جهادی یاری (نظامی) و کمک های مالی کرده اند. بنابراین به جای اینکه هواداری شان از آتش بس برای (حفاظت از) غیرنظامیان زیر حاکمیت این گروه ها باشد که اغلب هم این حاکمیت را با سنگدلی اعمال می کنند، تمهیدی جهت کمک به این شورشیان است. بنابراین در واقع سوریه برای خط مشی فاجعه آمیز بی عملی غرب، بهای وحشتناکی پرداخته است.

 

این در حالی می باشد که برای محافظت از بیش از 2 میلیون غیرنظامی که در ادلب ازدحام کرده اند و بسیاری از آنها در اردوگاه ها و سایر شرایط  رقت بار به سر می برند، راه بسیار بهتری وجود دارد. یعنی باید شرایطی سیاسی ایجاد کرد، که شورشیان تسلیم شوند. کمااینکه دولت سوریه در خلال دو سال گذشته در چهارچوب بیش از 100 قرارداد، با گروه های تندروی جهادی مذاکره کرده است. مذاکراتی که از آنها به عنوان توافق های آشتی نام برده می شود، و اجازه داده اند هزاران شورشی مناطق محاصره شده را ترک کنند. بیشتر آنان نیز به ادلب نقل مکان نموده اند. فراتر اینکه نیروهای سوری که مشتاقند کنترل دولت از سر گرفته شود، به  این شورشیان اجازه داده اند تفنگ ها و سایر تسلیحات شان را با خود ببرند. و حتی با اتوبوس های دولتی نقل مکان داده شوند. هزاران تن از اعضای خانواده های این جنگجویان مسلح و سایر غیرنظامیان نیز، با آنها کوچ کرده اند. به همین سبب ادلب اینک پر از افرادی است، که خانه و کاشانه شان را رها نموده اند.

اما هزاران سوری دیگر هم، از این توافق ها بهره برده اند. زیرا ترجیح می دهند به جای باقی ماندن در شهرها و روستاهایی که جنگ در آنها جریان دارد، زیر کنترل دولت سوریه زندگی کنند. چراکه درگیری های کشورشان هرگز تلاش دوجانبه ساده ای برای پشتیبان ها و مخالفان اسد نبوده است. به همین سبب میلیون ها سوری به هیچ یک از این دو طرف اعتقاد نداشته اند. اما از نظامی شدن آنچه که به عنوان خیزشی غیرخشونت آمیز آغاز کردند ولی به جنگی نیابتی تبدیل شد که در آن کشورهای دیگر از سوریه به عنوان زمین نبرد برای منابع خود استفاده کردند، دلسرد شده اند.

با توجه به مسایلی که به برخی از آنها اشاره رفت، در کنار وضعیت مشابه دو سال پیش حلب که بر اساس گزارش ها گروه های شورشی مردمی را تنبیه می کردند که جزوات و یا پیام هایی مبنی بر بهتر بودن صلح کردن (با دولت) از ادامه جنگی بی حاصل را توزیع می نمودند، می توان گفت اگر پایان چنگ در سوریه پذیرش پیروزی اسد و روسیه است، پس چنین باد. زیرا مکررترین کلیشه این جنگ این می باشد، که اسد مردم خودش را کشته است. اما در ورای تبلیغات، می توان با همین استدلال گفت که شورشیان مخالف وی نیز در خلال این جنگ هفت ساله مردم خود را کشته اند. کشورهای غربی هم، تا اندازه ای مسوول این کشتارها هستند. بنابراین می توانند با برداشتن گام درست در ادلب، اشتباه خود را جبران کنند.  

برچسب ها

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن