مقالاتمقالات سیاسی

اگر افشاگران ترامپ در کانادا زندگی می کردند، با مخاطرات شدید روبرو می شدند  

پالوما راگو- رسانه اینترنتی مکالمه

افشاگران، مشاغل و گاهی ایمنی خود را، دستمایه حفظ ایده آل های دمکراتیک و منافع جامعه قرار می دهند. کانادا نیز مانند همسایه جنوبی اش از مجادلات افشاگری در سطوح بالای دولتی در امان نیست. آیا اگر در کانادا افشاگرانی مانند همتایان آمریکایی شان زندگی می کردند، با وضعیتی مشابه روبرو می شدند؟ نه چندان! کمااینکه نمونه های بی شماری از کارکنان دولتی (کشورمان) را سراغ داریم که به سبب اطلاعات خود در قبال عملکردهای غلط مربوطه، مسایل شخصی شان فاش گردید، ناچار به بازنشستگی زودهنگام شدند، اخراج گشتند، مورد تهدید قرار گرفتند، و حتی به ورطه ورشکستگی افتادند. برای نمونه در سال 1998 دانشمندان وزارت بهداشت و درمان فاش کردند برای تایید داروهای دامپزشکی که قرار است بدون وجود شواهد قانونی مبنی بر ایمنی برای انسان وارد مواد غذایی شوند، زیر فشارند. گرچه این افشاگری سبب منع هورمون مربوطه شد، اما خود این دانشمندان هم به دلیل عدم اطاعت اخراج گردیدند.

عدم صراحت

براساس قوانین کشوری که استان ها نیز آن را الگو قرار داده اند، کارکنان افشاگر دولت مورد حمایت قرار دارند. اما برداشت محدود از افشاگر سبب می شود، تنها برخی از اینگونه کارکنان مورد چنین حمایتی قرار بگیرند. کمااینکه براساس استدلال بعضی از افراد، هر کس که از عملکردهای غلط یک سازمان آگاهی دارد، می تواند افشاگر باشد. اما افشاگران اغلب متهم می شوند که  کارکنان ناراضی و گمراه شده هستند، و به عبارت دیگر دارای خطا و اشتباهند. مثلا در سال 2016 کرولین استورم پرستار اهل سسکچوان در فیسبوک از محل مراقبت پدربزرگ بیمار خود انتقاد کرد. اتحادیه پرستاران این استان با سوء رفتار حرفه ای و بی اعتبار کردن این حرفه خواندن عملکرد وی، او را به جریمه 26 هزار دلاری محکوم نمود. 

اتحادیه آزادی های مدنی استان بریتیش کلمبیا اظهار نگرانی کرده که چنین احکامی به دلسردی کارکنان حوزه درمان جهت طرح مشکلاتی منجر می شود، که با آنها روبرو هستند. 

 

 

قانون بی اثر 

هواداران آزادی بیان از قانون مربوطه به سبب بی اثر بودن انتقاد می کنند. زیرا در مورد اینکه چه کسی افشاگر است تعریف محدودی دارد، و شامل همه افرادی نمی شوند که از امور یک سازمان آگاهند. البته این قانون گزینه ای را برای کارکنان فراهم می کند، تا از روند افشای داخلی – تماس با یک مقام بالاتر، افسر ارشد افشای اطلاعات، و یا مراجعه مستقیم به بالاترین مقام نهاد موسوم به یکپارچگی خدمات عمومی- بهره ببرند. اما این راهبرد داخلی پیامد ترسناکی هم دارد. زیرا ممکن است لازم شود افشاگر بالقوه ایرادات خود را با همان مدیرانی در میان بگذارد، که با آنها مشکل دارد. رفتن به نزد بالاترین مقام نهاد مورد اشاره هم، کمکی نمی کند. زیرا وی می تواند، دخیل شدن در هر گونه افشاگری را رد نماید. 

همچنین افشاگران اجازه ندارند جز در مواردی که سلامتی و یا ایمنی به شدت هدف تهدید قرار داشته باشند، اطلاعات خود را برای عموم فاش کنند. مجاز هم نیستند، نزد نمایندگان مجلس بروند، و… بنابراین کارشناسان اینگونه افشاگری را اقدامی تقریبا غیرممکن می دانند.

ناکامی غیرعادی

برغم اهمیت افشاگری به عنوان پیگیری و بررسی عملکرد قدرتمندان در جوامع دمکراتیک، کانادا در حوزه قوانین حفاظت از افشاگران به شکلی غیرعادی ناکام مانده است. در ژوئن 2017 کمیته عملیات و برآوردهای دولت که متشکل از نمایندگان مجلس ملی از همه احزاب است، در گزارشی غیرعلنی که به دولت ارائه کرد، محدودیت های اندوهبار و نبود صراحت در قانون مربوطه را برشمرد. همچنین توصیه کرد، برای این قانون متممی در نظر گرفته شود. واکنش چند ماه بعد دولت آشکار ساخت، که در این قانون تغییری ایجاد نخواهد شد. 

این در حالی است که پاملا فوروارد رئیس جامعه پژوهش افشاگری کانادا که اندیشکده ای پیشرو است، می گوید: چگونگی رفتار دولت با افشاگران باید نگرانی حتمی باشد. زیرا اگر افشاگران کانادایی در موقعیتی مشابه به آنچه اینک دارد در آمریکا رخ می دهد قرار بگیرند، از محافظت مشابهی برخوردار نخواهند بود.

وقتی نهادهای دمکرایتک شروع به فاسد شدن می کنند، افشاگران می توانند از طریق پیگیری و بررسی عملکرد قدرتمندان و پاسخگو کردن تمامی سطوح دولت، نقشی حیاتی ایفا نمایند.

افشاگران از ما محافظت می کنند، چه کسی از آنها محافظت می نماید؟

برچسب ها

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

 

نصب اپلیکیشن ایران جوان