مقالاتمقالات اجتماعی

اوج گیری برترپنداری نژاد سفید در کانادا و جهان با چهره و شیوه جدید

برترپنداری نژاد سفید نه تنها در جهان بلکه در کانادا نیز در حال گسترش است. یکی از چهره های شاخص آن یعنی الیزا هاتگن، طی روز در مصاحبه های خبری با افتخار از میراث اروپایی اش صحبت کرده و در خفا به همراه همفکران خود درباره شیوه های تهیه اسلحه برای انقلاب بزرگ جهت پس گرفتن کانادا از بیگانگان تحقیق می کرد. هاتگن یکی از برتری طلبان سابق می باشد که به برچیده شدن گروه Heritage Front، قدرتمندترین گروه برتری طلب کانادا در سال های 90 کمک کرد. او در 16 سالگی در حالی که پدرش را از دست داده و با مادر آزارگرش زندگی می کرد، ترک تحصیل کرد و به صورت تصادفی در تلویزیون به پای صحبت های مرد خوش لباس و آراسته ای نشست که از میراث اروپایی اش دفاع می کرد. از همان لحظه زندگی الیزا تغییر کرد تا در مدت کوتاه به نماد گروه تبدیل شود: یک دختر معصوم و سفیدپوست اروپایی! وظیفه هاتگن این بود که جوانان سرخورده سفیدپوست که مثلا بورسیه تحصیلی شان را به یک دانشجوی آسیایی باخته بودند یا احساس می کردند موقعیت اجتماعی و شانس موفقیت شان توسط مهاجران تهدید می شود را با تحریک حس نفرت و انتقامجویی به گروه جذب کند.

امروز برترپنداری نژاد سفید به لطف قدرت گرفتن جناح راست افراطی، تغییر کرده و چهره جدیدی به خود گرفته است. باربارا پری، مدیر مرکز مبارزه با نفرت پراکنی، تعصب و افراط گرایی می افزاید تشخیص اعضای گروه که عمدتا مردان میانسال تحصیلکرده می باشند در میان افراد جامعه آسان نیست. زیرا دیگر مانند سلف خود ردای سفید کوکلاکس کلان یا کت مشکی skinheads را نمی پوشند. جنبش کله پوستی ها در دهه 1960 توسط گروهی از جوانان طبقه کارگر در لندن شکل گرفت و به زودی به سایر بخش های انگلستان گسترش یافت. نماد آنها سر تراشیده، چکمه و کاپشن مشکی بود.

کوکلاکس کلان ها اواخر دهه 1800 ظهور کرده و مجددا در سال های 1920 اوج گرفتند. نژادپرستی در سال های 1980 تحت نام نئونازیسم و کله پوستی ها به جهان بازگشت. اعضا و حامیان این گروه ها را سفیدپوستانی تشکیل می دهند که معتقدند اعطای حق و حقوق به مهاجران و اقلیت ها، سفیدپوستان را از حق و حقوق شان محروم کرده است. قربانیان این گروه ها نه تنها مسلمانان، بلکه یهودیان و سیاه پوستان می باشند.

تعداد گردهمایی های علنی گروه های برتری طلب در آمریکا از سال 2016 به این سو 123 درصد افزایش یافته است. در سال 2018، تعداد این گروه ها در آمریکا به بالاترین میزان طی دو دهه گذشته رسید و سبب اوج گیری احساسات ضد مهاجرتی شد. انتخاب شدن ترامپ به مقام ریاست جمهوری آمریکا زمینه را برای احیای گروه های راست افراطی و ملی گرا در آمریکا و اروپا و بازگشت اعتماد به نفس برای ابراز علنی و آزادانه عقاید نژادپرستانه فراهم کرد.

بر خلاف برداشت عمومی، برترپنداران یا راستگرایان افراطی که با انجام حملات مسلحانه بر علیه مهاجران فاجعه ایجاد می کنند، گرگ های تنها یا Lone Wolves نیستند، بلکه عضو یک شبکه بزرگ می باشند. امروزه برترپنداری نژاد سفید مرزهای جغرافیایی را نقض کرده است و به لطف اینترنت همفکران را از فاصله 2 هزار مایلی و آن سوی دنیا به سوی خود جذب می کند. مشکل اینجاست که به سختی می توان جلوی تبلیغات و نفرت پراکنی در اینترنت را گرفت. بسیاری از کارشناسان، از جمله ویوک ونکاتش (مدیر کمپین Project Someone که برای مبارزه با نفرت پراکنی اینترنتی راه اندازی شده) معتقد است که بایستی آموزگاران و دانش آموزان را با دانش دیجیتال مجهز کرد تا بتوانند پیام ها و محتویات نژادپرستانه را تشخیص بدهند.

الیزا هاتگن می گوید هدف اصلی از پیوستن به جنبش برترپنداری نژاد سفید، ابراز وجود بود. پس از مدتی از وی خواسته شد تا برای یک کنشگر لزبین (همجنسگرا) مزاحمت ایجاد کند. در حالی که الیزا از مدتی قبل دریافته بود که خودش نیز همجنسگراست. او که سردرگم شده بود، اقدام به خودکشی کرد، اما زنده ماند و به بیمارستان منتقل شد. در روز مرخص شدن از بیمارستان، در جیب لباس اش شماره تلفنی را پیدا کرد. شماره زن کنشگر همجنسگرایی که قرار بود زندگی را بر او سخت کند! هاتگن با این زن تماس گرفت و آنها در خفا به گفتگویشان ادامه دادند. در نتیجه دوستی آنها، هاتگن نه تنها تصمیم گرفت گروه Heritage Front را ترک کند، بلکه پذیرفت تا جاسوسی اعضای گروه را کرده و زمینه را برای متلاشی شدن آن فراهم کند.

حامیان برتری طلبی نژاد سفید معتقدند که نژاد سفید با خطر انقراض و جایگزین شدن با نژادهای دیگر روبرو است. آنها در واقع غیرسفیدپوستان را عامل مشکلات اقتصادی کشور می دانند. همانطور که گفته شد، تشخیص نژادپرستانی که در میان مردم زندگی می کنند به دلیل تغییر چهره آنها آسان نیست. متاسفانه بسیاری از آنان جزو اقشار بانفوذ جامعه از کارفرما تا پلیس و مقام شهری و کشوری می باشند و اعتقادات نژادپرستانه خود را در هنگام مراوده با مردم به کار می گیرند.

برچسب ها

نوشته های مشابه

یک نظر

  1. فقاهت بعثی روسی در داخل سه دسته اپوزیسیون قلابی دارد که به ملت و اپوزیسیون اصلی اجازه مانور نمی دهند . خواست های اصلی ملت را به حداقل تقلیل و ا زمسیر اصلی منحرف میکنند تا رژیم روسی در خط روسیه تدوین شده توسط ک گ ب و اجرای کیانوری ـ طبری ـ رفسنجانی ـ خوئینیها ـ مارکسیست های اسلامی (مجاهدین انقلاب ، خط امام دیوار بالاکش ، باند موسوی ، پشیمانیست های ملی مضحکی) بماند ، بهر قیمتی ، ولو کشتن بهشتی و رفسنجانی به وقت لزوم (مثل مافیا و استالین) و زندانی و حصر موسوی وکشتن سحابی ساده لوح و منتظری گوگول و احمد خمینی موریانه بیت خمینی .
    ۱) سندیکاهای کارگری توده ای ، فدایی و فعالین صنفی توده ای ، فدایی موازی با معلمان و کارگران واقعی ، هنرمندان توده ای پشتیبان فقاهت بعثی ، دانشجویان فدایی ـ توده ای ـ وحدتی حافظ رژیم . کار اینها پریدن وسط جنبشهای مردمی ( سبز و دیماه) و انحراف ان به حجاب و بازگشت عصر طلایی ناب امام و انتخاب عده ای جاسوس روس به جای عده دیگر ( بد و بدتر) ، است و اخیرا خواهان کناره گیری خامنه ای و کودتای سپاه روسی و کناره گیری روحانی ولی حفظ نظام بعثی روسی است . برخی از اینها مثل نوریزاد و خواستار و سپهری اجازه دارند هر چه می خواهند بگویند در حالیکه یک جوان ایرانی برای کمتر از گل گفتن به همان رهبری در زندان کشته و به او باطوم اماله می شود و یک دوتا بعیتی نگون بخت ده سال زندان و گروگان می شود برای گفتن یک جمله ساده که به گوشه مذهب یا حکومت مذهبی بر بخورد . این گروه در رسانه های فارسی مخصوصا انهایی که هوادار ملاها هستند ( توده ایها و فدایی ها انرا میگردانند ) پوشش کامل میگیرند .
    ۲) اپوزیسیون استمرار طلب ، توده ای ، فدایی ، ملی مذهبی ، … که دامنش تا موسوی و اعتدال و اصلاح و … کشیده می شود . اینها به وقتش از ملاهای بعثی روسی ، بعثی تر و روسی تر و ضد امریکایی تر و ضد اسرائیلی تر هستند . خواهان موشک پرانی و کشتن و زدن مردم بد بخت ( درویش و سنی و بد حجاب و ضد عرب و ضد روسیه و ضد نظام هستند ). دائم به نتانیاهو و ترامپ و اوباما و بوش فحاشی واز اوردن نام پوتین وحشت دارند .
    ۳) اپوزیسیون استمرار طلب (سابقا توده ای ، فدایی ، اسلامیست مارکسیست) که حالا مثل بختیاریست های توده فدای نفت و گاز شمال گوادلوپ (در خارج)، امآ با نقاب ملی گرایی مصدقی ، شاهنشاهی رضا خانی ( نه محمد رضا شاه اریامهر) که مورد طعن و لعن اپوزیسیون رفیقشان در خارج هم هستند چون ماسک ملی مصدقی و لیبرال دارند و حتی داشتن این ماسک لیبرالی در میان توده نفتی ها جرم است و قابل حمله . (عملا به ماسک حمله میکنند نه به ان فرد) . مثل زیبا کلام که اگر مورد حمله است ، نه به این دلیل که مثل سبز و بنفش و سرخ با حمله امریکا مخالف است ، بلکه ماسک او که میگوید امریکا ستیزی و پیروی از حزب توده و روسیه مملکت را به اینجا کشاند ایراد دارد ! حرام مارکسیستی است حتی اگر یک مارکسیست سابق بگوید ( مثل فرخ و امیر احمدی) . با این ماسک حتی نمی توانی از رضاخان دفاع کنی بدون اینکه مورد حمله رفقای روسی خارج نشین روسی واقع شوی .
    این سه گروه سه پایه تشکیل وحفظ نظام فقاهت بعثی روسی هستند . در همه جا نفوذ و منحرف میکنند .
    هر روز یک فیلم بازی میکنند ، حالا فیلم سرنگونی نظام فقاهت روسی را بازی میکنند اما جایگزینی ان با نظام بعثی دیگری که مثل همین رژیم ضد امریکا و ضد اسرائیل و متحد روسیه و سرکوب کننده مردم ایران که خواهان فرهنگ و نظامهای غربی هستند و ضد عرب بازی و روسی گری که مشکل اصلی مملکت است . البته برایش اسامی مختلفی اختراع میکنند ، مثل نئو سکولار ( روسی ) ، دموکرات ( روسی ) سوسیال دموکرات ( روسی ) . بختیاریست های توده نفتی شمال به اینها حمله نمیکنند ، به جای ان به ضد روس ها و امریکایی ها حمله میکنند . به ملی ها ، به مصدقی ها ، به سلطنت طلبان ، به مجاهدین ، به بنی صدر و بازرگان و ان عده ای از خودشان که ماسک لیبرالی زده اند ( زیبا کلام ، مارکسیست سابق ، فرخ رهبرسیاه کلیست ، امیر احمدی فدایی سابق ) . ظرافت روسی گری داخلی و خارجی را در سکوت اینها وقتی خامنه ای و یا سپاه و یا شریعتمداری موضع افندی کامل می گیرند با امریکا و اسرائیل و اروپا ، یا انها در برابر ملاها صبرشان لبریز و موضع بر اندازی می گیرند ، به خوبی میبینید . سکوت اینها در برابر حمایت و هدایت روسیه در جنگ نیابتی ملاها برای پوتین را هم کامل میبینید .

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

Don`t copy text!
بستن

 
 

نصب اپلیکیشن ایران جوان