مقالاتمقالات اجتماعی

اهمیت دیدگاه مثبت 

هیزل مورلی- مربی سلامتی عمومی جسمی و روحی، و پیشرفت فردی 

انسان می تواند، همه روزه بین 60 هزار تا 80 هزار فکر در سر داشته باشد. به عبارت دیگر هر ساعت به طور متوسط از 2 هزار و 500 تا 3 هزار فکر گوناگون به مخیله اش راه پیدا می کنند. حال اگر بخش زیادی از این دست کم 60 هزار فکر منفی باشند، می توان تصور کرد که چه احساسی به انسان دست می دهد؟ چه دستاوردهای بدی می توانند، داشته باشند؟ و چقدر توان تاثیرگذاری منفی خواهند داشت؟

برای افراد معمولی بیشتر آن افکار روزانه چه در مورد خودشان، چه درباره دیگران/ چه مسایل درونی،   چه موارد برونی/، و یا موقعیت های گوناگون/ منفی هستند. مثلا بیشتر آدم ها فکر می کنند، هرگز در هیچ مصاحبه شغلی موفق نخواهند بود، زندگی سخت است، و…. 

حال اگر در نظر بگیریم که روند مهاجرت و جا افتادن در جایی دیگر به خودی خود با فشار روانی همراه می باشد، اهمیت این موضوع خود را نشان می دهد که به ویژه ما مهاجران و تازه واردان باید به افکار خود توجه داشته باشیم. زیرا این افکار احساساتی را به وجود می آورند، که عملکردهای ما را هدایت می کنند. عملکردهایی که به نوبه خود دستاوردهای زندگی مان را تعیین می نمایند. بنابراین صرف مقداری وقت برای توجه به چگونگی افکار و اینکه تمرکز این افکار بر چه مسایلی است، می تواند سبب تغییرات کلی و مثبت برای ایجاد زندگی بهتری شود، که علاقمندیم داشته باشیم. همچنین بیشتر همان فردی بشویم، که می خواهیم باشیم.

دوری از افکار منفی: وقتی بیشتر به افکارمان توجه کنیم، متوجه می شویم که در نتیجه چنین افکاری بیشتر فرازهایی از این دست را به زبان می آوریم: از فکر گرفتن شغل ایده آلم، دست برداشتم/ باید تا به حال کاری پیدا کرده بودم، چرا نکرده ام؟/ باید محل زندگی ام را تغییر بدهم/ … 

 

 

به نظر روانشناسان این زبان قربانیان است. زیرا می تواند، ذهن و فکر ما را در وضعیت قربانی بودن به دام بیندازد. در نتیجه بر اساس دیدگاه منفی، برداشت های غلط می کنیم. در حالی که حتی اگر برخی از افکار منفی مان واقعیت هم داشته باشند، تمرکز بر چیزهای منفی کمکی به حال مان نمی کند. زیرا تنها سبب فشار روانی بیشتر می شود، که همگی می دانیم برای سلامتی سم است.
وقتی احساس قربانی بودن می کنیم، مشکل می توانیم انرژی لازم برای کارهایی را داشته باشیم، که می خواهیم انجام دهیم. همچنین دیگران را مقصر عملکردهای نادرست خود می دانیم، و احساس خرسندی نمی کنیم. اما باید دانست ما ناچار نیستیم بسیاری از کارهایی را که فکر می کنیم باید انجام دهیم، انجام دهیم. پس بهتر است، افکار منفی را دور بریزیم.

هشیار بودن و توجه داشتن: پژوهش ها نشان می دهند که ما در 90 درصد اوقات به افکاری که هر لحظه به ذهن مان هجوم می آورند، توجهی نداریم و در قبال آنها هشیار نیستیم. بنابراین به سادگی در دور باطل افکار منفی، گفتار منفی و رفتار منفی، گیر می افتیم. پس باید روشی معکوس در پیش بگیریم. یعنی به آنچه می اندیشیم، می گوییم، و چگونگی گفتار خود، توجه داشته و در قبال آنها هشیار باشیم. سپس به خدمت گرفتن افکار و گویش مثبت برای کنترل گزینه ها و تصمیمات خود را بیاموزیم. مثلا بیندیشیم: چگونه می توانم، فکرم درباره کار و بار مورد نظر خویش را به مرحله عمل درآورم؟/ از ظرفیت مصاحبه خوب شغلی برخوردارم/ برای کاریابی بیشتر تلاش خواهم کرد…. 

همچنین همواره باید به خاطر داشت که هیچ کس نمی تواند ما را وادار کند، به چه مقولات بیندیشیم، یا نیندیشیم/ دست به فلان کار بزنیم، یا نزنیم/…. 

تمرین برای کنترل توان ها و استفاده از آنها: توان گزینش تمرکز بر آنچه می خواهیم، مهارتی است که باید آن را تمرین کنیم. این مهارت به ما یاری می رساند، تا موفق شویم. همچنین بیشتر احساس کنیم، در حوزه های گوناگون زندگی دستاورد داشته ایم. در عین حال در به جا افتادن در فرهنگ کانادایی، و روش نوین زندگی کمک مان می کند.

برچسب ها

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

 

نصب اپلیکیشن ایران جوان