مقالاتمقالات اقتصادی

افزایش وام دولت ها: راهبردی نه چندان موفقیت آمیز 

ایین مدسن- رسانه تروی

منتقدان یک سری ایده ها و نسخه های جدید موسوم به فرضیه نوین پولی (ام ام تی) را ابزاری می دانند، که از طریق آن پول برای برآورده شدن آرزوهای گسترده و بلندپروازانه چپگرایان جهت پیاده کردن نسخه آرمان شهر/ مدینه فاضله مورد نظرشان چاپ می شود. اما این امر به میزان بدهی بستگی دارد. همچنین شاهد بوده ایم که چنین چیزی در دست سیاستمدارانی که نمی توان به آنها اعتماد کرد که نظم و مسئولیت پذیری داشته باشند، خیلی خطرناک است. 

برای اینکه ام ام تی موفقیت آمیز باشد، ضرورت دارد خط مشی سازان بخش خصوصی بدهکار را ردگیری کنند. زیرا امکان دارد، چنین بدهکاری خطرناک شود. کمااینکه بین سال های 2006 تا 2008 در آمریکا چنین بود، و احتمالا اینک در کانادا چنین است. 

البته بدهی دولت به اندازه بخش خصوصی خطرناک نیست. زیرا ظاهرا امکان ندارد، دولت ها ورشکست شوند. همچنین بنا بر این است که دولت ها چاله چوله های اقتصاد را شناسایی، و آنها را با هزینه کرد بیشتر و وام گرفتن با نرخ بهره پایین پر کنند. 

موافقان ام ام تی به پول خرج کردن، وام گرفتن و پرداخت بدهی از طریق آن از سوی دولت مرکزی آمریکا در خلال بحران مالی سال های 2007 تا 2009 اشاره می کنند. اقدامی که برغم پیش بینی اقتصاددانان سبب تورم نشد. هواداران این اقدام هم می گویند، خرج کردن می توانست و باید حتی بیشتر بود. زیرا در این صورت رشد اقتصادی زیادی به وجود می آمد. 

 

 

بااینهمه بین اقتصادی که دارد به سرعت سقوط می کند و یا بسیار زیر ظرفیت لازم است از یک سو، با اقتصادی که در آن اشتغال به شکل کامل موجود می باشد یعنی مانند وضعیت کنونی کانادا و آمریکا از دیگر سو، تفاوت زیادی وجود دارد. ولی حتی در چنین حالتی معلوم نیست آیا به خرج کردن بیشتر نیاز است؟، یا اینکه چنین اقدامی در واقع زیانبار می باشد؟ 

یاری دهندگان آمریکایی ام ام تی می خواهند با استفاده از آن محیطی سرشار از خشنودی ایجاد کنند، که در صورت اجرای کامل هزینه ای تریلیون دلاری دارد، و به بیکاری گسترده در بخش صنایع سوخت فسیلی پیوسته به آنها منجر می شود. البته پوشاندن کاستی ها از طریق دادن پول دولتی به افراد مربوطه، بی تریدد وسوسه برانگیز است. اما امکان دارد، آسیب های جدی به بار بیاورد. همچنین جابه جایی مقدار عظیم منابع می تواند، برای دهه ها به رشد اقتصادی صدمه بزند. کمااینکه مالیات زیاد بر نیروی خورشیدی و بادی برنامه های یارانه ای در آلمان و اسپانیا، سبب هزینه های بالاتر مواد سوختی شد. 

نظریه پردازان/ تئوریسین های ام ام تی نه تنها مدعی اند که بیشتر خرج کردن سبب ایجاد تورم نمی شود، بلکه همچنین تصریح می کنند که هرگونه افزایش فراوان هزینه باید ارزش افزوده به بار بیاورد. زیرا هزینه باید از جمله مولد بوده، بیکاری را به اشتغال تبدیل کند، سبب ایجاد آموزش بیشتر و مهارت ها شود و…

باید دانست پرداخت پول به افراد برای انجام اندکی و یا هیچ کار ارزشمندی، ایجاد ظرفیت بیشتر در صنایعی که برایشان تقاضایی اندک و یا اصلا هیچ تقاضایی وجود ندارد، و یا سایر منابع مالی، در نهایت سبب کاهش ظرفیت اقتصادی واقعی و مولد می شوند. مساله ای که به نوبه خود به ایجاد تقاضای بیش از اندازه برای کالاها و خدماتی محدود، و تورم منجر می گردد. بنابراین هزینه کرد و پرداخت بدهی بیشتر با قرض کردن، به تورم هم می انجامد. یعنی همان چیزی که در ونزوئلا و زیمبابوه رخ داد، و در دهه 1970 در آمریکا، کانادا و سایر کشورهای غربی آغاز شد. 

البته امکان دارد برای کسری بودجه بیشتر دولت ها که از سوی بانک های مرکزی پرداخت می شوند، دلایل خوبی وجود داشته باشد. اما این مساله باید تنها در هنگام فشارهای اقتصادی شدید در خلال جنگ ها و یا رکودهای شدید اقتصادی توجیه پذیر باشد. 

چکیده اینکه ممکن است ام ام تی مزیت های محدودی برای جهش آغازین اقتصادهای راکد داشته باشد. اما نباید برای کسر بودجه های گسترده، تامین اعتبار مالی برای گسترش زیاد اندازه، قدرت، و کنترل و تسلط دولت بر اقتصاد و زندگی ما، توجیه شود. کمااینکه تاریخ و عقل نشان می دهند، که در پیش گرفتن چنین راهی خطرناک است.

برچسب ها

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *