صفحه اصلی / زنان / ادل: ملکه قلب ها

ادل: ملکه قلب ها

ادل اخیرا در بورلی هیلز خانه ای خرید. چراکه برای ضبط ترانه هایش زیاد در لس آنجلس به سر می برد. بنابراین بهتر دید برای رهایی از پرداخت اجاره، صاحب خانه خودش شود. اما این خرید دلایل دیگری هم داشت. مثلا او می خواست محل زندگی شان برای سکونت انجلو پسر چهارساله شان هم مناسب، و همچنین حریم خصوصی بهتری داشته باشد. پدر این پسر یعنی سایمن کُنِکی 5 سالی می شود، دوست پسر ادل بوده است.

house

ادل با صداقت تمام درباره لذت ها و مشکلات مادر شدن سخن می گوید. مثلا در این مورد که به گفته دیگران خیلی شجاع بوده که درست در گرماگرم موفقیت کاری فرزندش را به دنیا آورده، خاطرنشان می کند: به نظر من شجاعانه ترین اقدام این است، که انسان اصلا فرزندی به دنیا نیاورد. من و تمامی دوستانم احساس می کردیم، برای به دنیا آوردن فرزند زیر فشار هستیم. چراکه این کاری است، که بزرگسالان انجام می دهند. البته به اندازه ای عاشق پسرم هستم، که هیچ کس را در دنیا به اندازه او دوست ندارم. در عین حال اجازه نمی دهم کسی به وی نزدیک شود. چون خیلی عاشقش هستم. اما در زندگی روزمره ام لحظاتی پیش می آیند که آرزو می کنم، می توانستم هر چه را می خواهم و در هر کجا که می خواهم، انجام دهم. آرزویی که با وجود پسرم امکانپذیر نیست. البته تا جایی که می دانم، بسیاری از مادران دیگر هم همین احساس را دارند. اما می ترسند اگر احساسشان را به زبان بیاورند، دیگران فکر کنند آنها مادران بدی هستند.  

kid

او در پاسخ به این پرسش که آیا می خواهد فرزند دیگری هم داشته باشد؟، می گوید: فکر نمی کنم.

البته در ادامه تایید می نماید، که معمولا والدین می خواهند فرزندشان خواهر یا برادری داشته باشد. اما از آنجا که سایمن از ازدواج پیشینش یک دختر دارد، انجلو صاحب خواهر است. بنابراین نیازی به یک بچه دیگر وجود ندارد.  

جالب اینکه ادل در واقع این دختر را بلیط برنده خود می داند. زیرا از اینکه دوباره بچه دار شود، می ترسد. کمااینکه خاطرنشان می کند: از چنین کاری خیلی می ترسم. زیرا با تولد انجلو دچار افسردگی شدید پسازایمان شدم. البته در ابتدا این مساله را با کسی در میان نگذاشتم. در صورتی که دوست پسرم بر این باور بود، که باید با زنان دیگر در موقعیت مشابه صحبت کنم. اما خودم تمایل چندانی به چنین کاری نداشتم. جالب اینکه سرانجام به شکلی ناخودآگاه به سراغ اینگونه زنان رفتم. بااینهمه گوش کردن به حرف های آنان برایم آسان نبود. چون به شدت احساس خستگی می کردم. از دیگر سو با گفتار و رفتارم سبب خشم و نارحتی آن دسته از دوستانم می شدم، که فرزند ندارند. به همین سبب سرانجام فهمیدم که باید در کنار دوستان دیگرم که بچه دارند بنشینم، و با آنها چرت و پرت بگویم. زیرا همه در وضعیتی مشابه بودیم، و بنابراین کسی از دیگری انتقاد نمی کرد. البته از خانه بیرون زدنم به این سبب نبود، که نخواهم در کنار فرزندم باشم. بلکه این بود، که می ترسیدم به او صدمه بزنم.

ادل در مورد ازدواج نکردن با دوست پسرش می گوید: نیازی به این کار نمی بینم. به نظر من بچه دار شدن از یکدیگر تعهد بزرگتری است.

adele-pic

در ادامه نیز خاطرنشان می کند که سایمن مردی است، که با موفقیت او روی صحنه به راحتی کنار می آید. وی سبب این راحت کنار آمدن را تفاوت سنی 14 ساله خود با دوست پسرش می داند. همچنین بر این باور است از آنجا که حوزه کاری سایمن با خودش متفاوت می باشد (سایمن یک سازمان نیکوکاری به نام قطره برای قطره را اداره می کند)، بینشان رقابتی وجود ندارد.

یکی از نکات خیلی جالب در مورد ادل این است که گرچه خواننده ای بسیار محبوب و همچنین سرشناس می باشد که تاکنون ده جایزه گرمی را از آن خود کرده، اما همچنان از رفتن روی صحنه می ترسد. کمااینکه می گوید: البته ترسم مانند پیشترها نیست، اما به نظرم شکلش عوض شده است. کمااینکه عصبی می شوم، حالت تهوع به من دست می دهد، و تلاش می کنم از رفتن روی صحنه خودداری نمایم.

gram

او در مورد سفرهای کاری/ تور نیز، خاطرنشان می کند: من همچنان ترجیح می دهم، تنها ترانه بخوانم، ضبط کنم، و به بازار عرضه نمایم. به همین سبب اگر هرگز دوباره صدای کفن زدن های مردم را نشنوم، برایم مهم نیست. در عین حال اینکه به چنین سفرهایی می روم، واقعا به سبب درآمد و پول نیست. زیرا من انگلیسی هستم، و ما انگلیسی ها مانند برخی از افرادی نیستیم، که همواره در پی درآوردن پول بیشتر می باشند. بنابراین از آن رو به اینگونه سفرها می روم، که دوست دارم پشتیبانان خود را از نزدیک ببینم… به عبارت دیگر از اینکه به سبب ترانه هایم مشهور شده ام، خوشحالم. اما دوست ندارم، مرتب در معرض دید دیگران باشم. در عین حال سکه شهرت روی بدی هم دارد. اما درباره آن حرف نمی زنم. زیرا خیلی ها هستند که امید دارند مشهور شوند، و بتوانند کارهایی را که دوست دارند انجام بدهند. یا اینکه مثلا به سفر بروند. دلم نمی خواهد، اینگونه افراد را ناامید کنم.

ادل پیش از بچه دار شدن سیگار می کشید، و مشروبخور قهاری بود. اما پس از به دنیا آمدن انجلو سیگار را به کلی ترک کرد. همچنین در کل هفته تنها دو گیلاس شراب می نوشد. ولی هرگز به سوی مواد مخدر نرفته است. زیرا وقتی کم سن و سال بود یکی از آشناهای خانوادگی شان بر اثر استفاده بیش از اندازه هروئین جان سپرد. خودش در این باره می گوید: آنقدر می ترسم، که هرگز به سوی مواد مخدر نخواهم رفت. در عین حال پیشترها حسابی مست می کردم. اما اینک نه حال و حوصله، و نه وقت این جور بدمستی ها را دارم. همچنین از زمانی که بچه دار شده ام، دیگر به اندازه سابق بی قید نیستم. زیرا حالا از خیلی چیزها می ترسم. چراکه نمی خواهم بمیرم. بلکه می خواهم زنده بمانم، و دور و بر کودک خود باشم. همچنین دیگر به اندازه آن وقت ها بیرون نمی روم.

adeli

ادل در مورد احساسش درباره زنان خاطرنشان می کند: هر روز که از عمرم می گذرد و بزرگتر می شوم، قدر زنان را بیشتر و بیشتر می دانم. زمانی که انسان 15 تا 19 سال دارد، ممکن است به زنان دیگر به چشم رقیب نگاه کند. اما وقتی سنش بالاتر می رود مشاهده می نماید آنها تجربیاتی مشابه خودش دارند، و در مواقع ضروری دستش را می گیرند، و نجاتش می دهند.

performance-bmw-banner

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *