صفحه اصلی / مقالات / آیا واقعا کسی به دست درازی های جنسی اهمیت می دهد؟

آیا واقعا کسی به دست درازی های جنسی اهمیت می دهد؟

banner-niazmandiha2

ادامه دردناک حملات و تجاوزهای جنسی

پس از مطرح شدن ماجراهای پرشمار آزارها و دست درازی های جنسی هاروی واینستین در قبال همکاران هالیوودی اش، ادعاهای زیادی نیز در مورد بسیاری دیگر از چهره های دنیای سرگرمی سازی مطرح شدند. چراکه زنان دیگری نیز دل و جرأت پیدا کردند که پا پیش بگذارند، و در مورد آنچه بر آنها رفته افشاگری کنند. بنابراین می توان گفت، که آگاهی و گفت و گو در مورد حملات جنسی افزایش یافته است. اما آیا همین کافیست؟

اینک دست کم یک سده می شود، که ما از حملات جنسی در هالیوود آگاهی داشته ایم. اما این مساله را نادیده گرفته ایم که قربانیانی که افشاگری را برگزیده اند، چقدر تنها مانده اند، دوباره قربانی شده اند، و داغ ننگ بر پیشانی شان خورده است. در حالی که اعتراف به وجود فرهنگ تجاوز می تواند به عنوان عاملی آگاه کننده، و موقعیت مناسبی برای شهروند بهتر و یا متفاوت شدن، عمل نماید. همچنین از توانایی ایجاد تغییرات بنیادین در تعاملات اجتماعی، آموزشی، و آگاهی بهتر ما از نژادپرستی، استعمار و زن ستیزی فطری مان در قبال حملات جنسی، برخوردار است. در عین حال می تواند به ما این اجازه را بدهد، که میزان عملکرد تجاوزهای جنسی به عنوان سرگرمی در رسانه ها را مشاهده کنیم. در این مورد کافیست، به تماشای یکی از قسمت های مجموعه قانون و نظم بنشینیم.

آه البته که سیاست هایی برعلیه حملات جنسی وجود دارند، در مورد آنها تحقیقاتی صورت می گیرند و… و صد البته که در برهه پساواینستین شمار آنها بیشتر هم خواهد شد. مثلا همین اقدام اخیر دولت استانی انتاریو مبنی بر دستور اجباری شدن داشتن سیاست هایی نوین برعلیه حملات جنسی در دانشگاه ها، گواهی بر این مدعاست. اما چرا هیچ گزارشی در مورد افشاگری های اخیر حملات جنسی در قبال سیاهپوستان، مردم اقوام نخستین، رنگین پوستان، معلولان، تن فروش ها، مهاجران و… که در این مورد آسیب پذیرترین ها هستند و قرار بود پرونده هایشان از سوی پلیس گشوده شوند، در دست نبود؟ در واقع دست اندر کاران چندین کمیسیون و تحقیق درباره قتل، تجاوز جنسی و گم شدن زنان و دختران این اقوام، به سبب غفلت و تبعیض مجرم هستند. پلیس هم همچنان به ناکارآمدی اش در مورد اطلاع رسانی به ما درباره حملات جنسی که خود این نیرو از آنها خبر دارد، و ارزش قایل شدن برای دستگیری بیش از محافظت، ادامه می دهد. این در حالی است که اذعان به جنسیت گرایی، تبعیض بین معلولان و غیرمعلولان، و ترس از دگرجنسگرایان که ما با آنها زندگی می کنیم، برای درک فرهنگ تجاوز جنسی نقشی کلیدی دارند. زیرا برغم تصور دولت ها، دانش پژوهان، فمنیست ها، رسانه ها و بازیگران عمده این حوزه، هیچ کس با تخطئه کردن و یا اعلام جرم بر علیه اینگونه تجاوزها، در این زمینه کارشناس نمی شود. بلکه تنها از طریق بودن به عنوان بخشی از جوامع تاثیرپذیرفته از این تجاوزها که هدف این جرم ها بوده و هستند، در موردشان می نویسند، و کارهای هنری انجام می دهند، در این زمینه کارشناس می شود. راه دیگر چنین متخصص شدنی مدنظر قرار دادن حضور در دادگاه های رسیدگی کننده به حملات جنسی، حشر و نشر با کسانی که وضعیت اقتصادی- اجتماعی، هویت نژادی و جنسی خاصی دارند، افرادی که اینگونه حملات را گزارش کرده اند، و کسانی که مسوول دفاع و قضاوت در مورد این افراد شده اند، است….

البته اینها مفاهیم جدید نمی باشند. اما نادیده گرفتنشان و کارشناس دانستن افرادی که در واقع در این زمینه متخصص نیستند، به نوعی حمایت از فرهنگ تجاوز جنسی می باشد.

جریمه های در نظر گرفته شده برای مرتکبان جرائم جنسی، و پیامدهای آنها برای این افراد

تحقیر در ملأعام، می تواند عاملی بازدارنده باشد. اما آیا این کار، یا جریمه های نقدی، کار اجباری و استقرار مجدد معنی دار، کافی هستند؟ خیر! زیرا مرتکبان با احکام صادره مبارزه می کنند. همچنین میزان بسیار اندک محکوم شدن آنها در مجامع قانونی، خیلی زود به آزادی شان منجر می شود. بااینهمه برداشتن این گام ها دست کم از سیاست ها و مجازات های قانونی کنونی، بازدارنده تر هستند.

بله امکان دارد، هاروی واینستین رسوا شده باشد. اما شمار مجرمان دیگری که راست راست می گردند، چقدر است؟ نقش قضات در این میان چیست؟ آیا اینکه بورلی لاچلین رئیس دیوانعالی کشور اخیرا اعلام کرده شکات حملات جنسی نباید از سیستم قانونی انتظار بیش از اندازه ای داشته باشند، تنها حرفی می باشد که می تواند بگوید؟ سرکار خانم، ما که خودمان از پیش این چیزها را می دانستیم. اصولا به همین سبب هم هست که قربانیان، هدف حملات و تجاوز جنسی قرار گرفتن خود را به مقامات مربوطه گزارش نمی دهند.

آخرین باری که در مورد تجاوز جنسی، نژادپرستی بر علیه سیاهپوستان، و جرم محسوب نشدن تن فروشی در مبارزات انتخاباتی چیزی شنیدیم، کی بود؟ چرا سیاستمداران دولت های شهری (شهرداری ها)، استانی و ملی، ارتقای تساوی جنسیتی را به عنوان مساله ای عمده در دستور کارشان قرار نمی دهند؟ چند مورد دیگر از این دست باید رخ بدهد، تا تغییری به وجود بیاید؟ ما در میزگردها و کمیته ها با ماموران پلیس، حقوقدانان و دیوان سالاران می نشینیم، تا راه حل و آموزش ارائه دهیم. اما شمار کسانی که درآمدهای عالی دارند، از ما بیشتر است، و ما را نادیده می گیرند. بنابراین تا زمانی که نپذیریم سیستم های مان غیرانسانی بوده و فرهنگ تجاوز جنسی را ترغیب می کنند، نمی توان هیچ چیز را تغییر داد.


پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *