مقالاتمقالات اجتماعی

آیا در افزایش نابرابری مبالغه شده است؟ 

پت مورفی- Troy Media

به گزارش تروی مدیا، افزایش نابرابری اقتصادی یکی از بارزترین ویژگی های قرن بیست و یکم است.

بحث بر سر آن در مسابقه ریاست جمهوری داغ داغ است: ثروتمندان- به ویژه یک درصد پیشانی سفید- را باید مجبور کرد سهم خود را بپردازند. 

مسلما بحث توزیع درآمد مساله تازه ای نیست، اما مدل توماس پیکتی و امانوئل سائز، اقتصاددان، در سال 2003 آن را بیش از گذشته مطرح کرد. نتایج کار آنها که بعدا توسط اقتصاددان دیگری به نام گابریل زوکمن اصلاح و به روز شد، تصویر افزایش نابرابری بین آمریکایی ها را ترسیم کرد.

این تحلیل به شدت تاثیرگذار بود و بسیاری کشورها از آن الگو گرفتند. در نتیجه، با اینکه در اینجا بحث درباره آمریکاست، می توان آن را به سایر کشورها نیز تعمیم داد.

 

 

از منظر رفاه، درآمد بعد از کسر مالیات (با احتساب کمک هزینه های دولتی) مهم ترین شاخصی است که منابع مالی کامل در دسترس خانواده یا فرد را نشان می دهد. 

اگر فقط درآمد بازار را در نظر بگیرید- یعنی آنچه فرد به دست می آورد- رشد کمک هزینه های های دولتی را در نیم قرن اخیر از قلم خواهید انداخت. در آمریکا، این هزینه ها بین سال های 1960 تا 2015 به عنوان درصدی از درآمد ملی به بیش از سه برابر افزایش یافته است. و چون این هزینه ها برای قشر کم درآمد بسیار تاثیرگذارتر از قشر مرفه است، بی توجهی به آن تصویر نابرابری را از آنچه هست بدتر نشان می دهد. 

مالیات تاثیر یکسانی بر همه اقشار جامعه دارد. هرچند بر اساس مطالعات انجام شده، تاثیر مالیات نیز رو به افزایش است.

برای درک این معنا، به تحقیقی که توسط Congressional Budget Office انجام شد توجه کنید که درآمد بازار، کمک هزینه دولتی، و مالیات در سال 2013 را مورد مطالعه قرار می دهد. اگر فقط فاکتور درآمد بازار را در نظر بگیریم، نسبت یک پنجم بالای جامعه به یک پنجم پایین جامعه 1 به 16 است. اما زمانی که مالیات و کمک هزینه های دولتی نیز به آن اضافه می شود، این نسبت به 1 به 8 کاهش می یابد.

بنابراین، اگر با نظرات مختلف روبرو شدید برای یافتن حقیقت درباره تعریف عبارات پرس و جو کنید.

برچسب ها

نوشته های مشابه

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *