صفحه اصلی / مقالات / آیا ترودو می تواند موقعیت خود و تمامیت ارضی کشور را حفظ کند؟

آیا ترودو می تواند موقعیت خود و تمامیت ارضی کشور را حفظ کند؟

 

کانراد یاکابوسکی- گلوب و میل

بحران گسترش خطوط نفتی موسوم به ترنس مانتین جهت رساندن نفت خام و همچنین پالایش شده از استان آلبرتا به ساحل غربی استان بریتیش کلمبیا که به التیماتوم کیندر مورگان یعنی شرکت مجری این طرح هم منجر شده، به هر شکلی که خاتمه یابد، ماهیت قدرت دولت مرکزی دیگر هرگز مشابه وضعیت کنونی نخواهد بود.

آخرین اظهارات نخست وزیر ترودو در پیوند با این لوله های نفتی در نهم آوریل در کبک این بود، که به زبان فرانسوی در پاسخ به خبرنگاران که در این مورد پرسش های زیادی مطرح می کردند، گفت: می توانم به کانادایی ها در سراسر کشور اطمینان بدهم، که این پروژه در راستای منافع ملی تکمیل خواهد شد.

بحران مورد اشاره از جمله دولت نوین دمکرات نویی استان بریتیش کلمبیا را در برابر همتای همحزبی خود در استان آلبرتا قرار داده است. همچنین در این مناقشه دولت استان کبک به اندازه صنعت نفت آلبرتا، جنبش محیط زیستی و دولت مرکزی، منافع دارد. در عین حال هواداران استقلال این استان مایلند، در این مورد شاهد موضع محکم و تهاجمی دولت مرکزی باشند.

بنابراین در واقع اگر دولت مرکزی، محاکم مربوطه و یا یک تقلا در جهت رقابتی عاقلانه و صادقانه، سبب کوتاه آمدن دولت بریتیش کلمبیا در تقابل با ساخت این لوله ها شود، نتایج آن برای کل کشور به همان اندازه گسترده خواهد بود، که دولت مرکزی برغم اینکه دولت بریتیش کلمبیا مستقیما اختیاراتش را به چالش کشیده، از درخواست مبتنی بر اختیارات قانونی خود جهت انجام این کار خودداری نماید. به همین سبب ترودو باید در این مورد بسیار دست به عصا راه برود.

باید گفت شرکت نفت و گاز ترنس کانادا هم – که پیش از آنکه نخست وزیر ناچار شود در باره پیشنهاد خطوط موسوم به انرژی شرق آن تصمیم بگیرد- از پیشنهادش صرفنظر کرد، در واقع به آقای ترودو لطف نمود. تصمیم به اعلام انصراف از این پروژه از سوی هیئت مدیره این شرکت گرفته شد. زیرا با توجه به جمیع جهات مشاهده کردند، پیشنهادشان در مسیری قرار دارد که سرانجام خوشی نخواهد داشت.

سیاستمداران و تحلیلگران غرب کشور نخست وزیر را به سبب ناکامی در تقابل با هواداران محیط زیست   و سیاستمداران کبک، به کارشکنی در کار شرکت مورد اشاره متهم می کنند. به گفته آنها هدف این هواداران و سیاستمداران از بین بردن آن پروژه بود. در نتیجه با توجه به اینکه سرنوشت لیبرال های دولت مرکزی در انتخابات 2019 به تواناییشان در حفظ کرسی های حوزه های انتخاباتی کبک گره خورده، آقای ترودو در برابر دوراهی قانونی سختی قرار داشت. اما به سبب انصراف آن شرکت، شانس آورد. زیرا ناچار نشد یکی از این دو گزینه را انتخاب کند، که هر کدام می توانست برایش گران تمام شود.

در عین حال جدای از حوزه سیاست، آن دوراهی شبیه وضعیتی بود که اینک نخست وزیر در پروژه ترنس مانتین با آن روبرو است. زیرا هر کاری که در قبال این پروژه انجام دهد، در کبک پیامدهای ناگواری به بار می آورد. چراکه اگر حفظ صلح و آرامش موجود بین دولت های مرکزی و استانی هدف آقای ترودو باشد، تا جایی که به پروژه ترنس مانتین مربوط می شود، در بهترین حالت به خاتمه تهدیدات دولت استان در مورد پیشگیری از این پروژه منجر می گردد. درصورتی هم که چنین نشود، کشور به سوی مخاطره پذیری می رود. زیرا اگر دولت مرکزی پیش یا پس از آنکه دیوانعالی به نفع پروژه مورد اشاره وارد عمل شود، به ناچار از اقتدارش استفاده کند، سبب ایجاد یک نیروی محرکه کاملا نوین در روابط دولت های مرکزی و استانی می گردد. در این صورت شبح دولت های مرکزی آینده که در جهت منافع ملی با زیرپاگذاشتن قوانین استانی پروژه های بین استانی را تحمیل می کنند، سبب نیروگرفتن هواداران استقلال کبک می شود. بنابراین اگر چیزی بتواند مخاطره احیای این جنبش رو به مرگ را به همراه داشته باشد، دقیقا همین مسئله است.

امسال دولت استان کبک از دولت مرکزی 11 میلیارد و 700 میلون دلار دریافت می کند، و مصمم به افزایش 13 درصدی این مبلغ برای سال آینده است. اما همزمان از نظر مسائل محیط زیستی خود را بهتر از دولت استان آلبرتا می داند که به نفت اتکاء دارد، و به همین سبب دریافت مالیش از دولت مرکزی بسیار بی تناسب است. بنابراین البته می توان با در کنارهم قرار دادن این دو مورد، دولت استان کبک را دورو و ریاکار خواند. اما تلاش برخی از سیاستمداران غرب کشور نیز که به خاطر دستاوردهای کوتاه مدت سیاسی موجب تقویت خشم در قبال کبک می شوند، می تواند همه ما را در راهی خطرناک قرار دهد، که همگی از کرده خود پشیمان گردیم. پس افرادی مانند جیسون کنی که سابقه وزارت در دولت مرکزی پیشین را هم دارند، باید روش بهتری در پیش بگیرند. به طریق مشابه زمانی که دنیس کودره شهردار پیشین مونترال که او نیز پیشترها در دولت مرکزی خدمت کرده از لغو پروژه انرژی شرق به عنوان پیروزی عظیم نام برد، آن هم در حالی که دولت های استان های آلبرتا و برانزویک نو در این مورد به شدت ناراحت بودند، کارش یک اقدام سیاسی سبک و بی ارزش بود.

بنابراین آقای ترودو در برهه رهبری خود با آزمایشی روبروست که نه تنها می تواند سبب فنا کردن حرفه سیاسی خودش بشود، بلکه به تقویت نوعی خشم منطقه ای دامن بزند، که روزگاری کشور را تا نزدیکی لبه تجزیه برد. آیا او از پس چنین کاری برمی آید؟


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *