صفحه اصلی / مقالات / آیا امکان دارد در ایران انقلاب دیگری صورت بگیرد؟

آیا امکان دارد در ایران انقلاب دیگری صورت بگیرد؟

پیش درآمد

خیزش مردم ایران تنها در چند روز چنان ابعاد گسترده ای به خود گرفته، که برای پشتیبانان و منتقدانش نیز چندان قابل پیش بینی نبود. به همین سبب بسیاری از ایرانیان در داخل و خارج از زاویه دیدگاه خویش، در مورد آن نوشتارهای فراوانی منتشر کرده اند. دست اندرکاران ایران جوان برای خودداری از تکرار مکررات بر آن شدند، که این خیزش را از نقطه نظر یک خارجی به تصویر بکشند.

آنچه در پی می آید، نوشتار الیزابت نهاس به قول خود نه راست و نه چپگرا (که البته این مقاله اش گواه به شدت راستگر بودنش است) می باشد. این نوشتار زیر نام ” آیا امکان دارد، در ایران انقلاب دیگری صورت بگیرد؟” در نشریه آن-لاین American Thinker منتشر شده است. دیدگاه این خانم نظریات خود او، و نه الزاما ایران جوان، است.

 

1979 سال مهمی بود. در دنیای کوچک من فارغ التحصیلی از دانشگاه با شور و حرارت جشن گرفته می شد. در مقیاس گسترده تر جهانی نیز انقلاب ایران رخ داد، که با چنان خرابی برخاسته از خشم و کینه ای همراه بود، که نه ایرانیان و نه مردم سایر نقاط دنیا هرگز تصورش را هم نمی کردند. در آن هنگام من با آگاهی های اندکی که داشتم، به این چیزها توجه چندانی نمی کردم. به جز اینکه بفهمم شاه و پلیس مخفیش ساواک سرنگون شده، یک آیت الله با ظاهر قرون وسطایی و ارعاب آور بر ایران سلطه یافته، آمریکایی ها گروگان گرفته شده، و در نهایت آزاد شده اند.

چندین سال بعد از طریق رسانه ها مطالبی در مورد این کشور عقب مانده آشکار شد. مثلا فیلم “بدون دخترم هرگز” یک زن آمریکایی قوی را که با مردی ایرانی ازدواج کرده، و تلاش ها و سرانجام موفقیت وی در گریز از آن جهنمی را نشان داد، که وی خود را در آن یافته بود. کتاب بسیار عالی جرالدین بروکز زیر عنوان نه/9 بخش اشتیاق نیز، زندگی زنان ایران را به تصویر کشید. فتوای آیت الله خمینی در مورد سلمان رشدی که رشدی را ناچار ساخت خود را پنهان کند، تبدیل به خبری جهانی گردید. جشنواره فیلم ایران که سالانه برگزار می شد، فیلم هایی را به آمریکا آورد که عملکرد جامعه ایران برای اشتیاق به داشتن زندگی آزادتر را برای بسیاری از ما  برملا می کردند. ما دریافتیم که ایرانیان از جمله زنان ایرانی در کنار اسرائیلی ها، از تحصیل کرده ترین های خاورمیانه هستند.

من نیز مانند بسیاری از خوانندگان این صفحات که آگاه تر شده اند- آن را آموزش واقعی بخوانیم- حقیقت را در مورد پیامدهای ناخواسته انقلاب ایران آموختم. (اینکه) بیانیه های ساده لوحانه و خطرناک جیمی کارتر بر علیه شاه همپیمان آمریکا، نقطه آغاز سقوط شاه شد. “روزنامه کسب و کار سرمایه گذاران” در اواسط دهه 2000 در نوشتاری فوق العاده چکیده آن پیامدهای ناخواسته مشمئزکننده را منتشر کرد. (اینکه) اعدام های شاه در 25 سال، کمتر از یک سال دوره  آیت الله خمینی بود. آیت الله که مثلا مردی مذهبی بود، از سازمان تروریستی حماس پشتیبانی می کرد. همچنین قول داد، از خانواده های بمب گذاران انتحاری که به اسرائیل حمله می نمودند، حمایت مالی کند. حزب الله لبنان که سازمانی شیعه و تروریست است، به سبب ایران تندرو به وجود آمد. مردم در دوران این رژیم رنج بردند. بخشی از کتاب بچه های بهشت به قلم لورا سکور به اعدام های گسترده زندانیان سیاسی در اوائل و اواخر دهه 1980 می پردازد.

این مسیر (یادگیری) گرفتاری های مردم ایران، در من احساس همدردی به وجود آورد. به همین سبب به خانه آزادی/ Freedom House  کمک مالی اهداء می کردم، و می خواستم کمک هایم به درگاه وب/ web portal گذار برسد، که اطلاعات در اختیار این مردم می گذاشت. کوتاه مدتی پس از روی کار آمدن آقای اوباما، وزارت امور خارجه تأمین اعتبار مالی گذار را متوقف کرد. برای این اقدام عذرهایی هم تراشیده شد. برخی و به ویژه از جناح چپ باور داشتند، که گذار مبارزه سازمان های غیردولتی/ NGO ها برای اصلاحات را به مخاطره می اندازد. به همین سبب از تصمیم آقای اوباما مبنی بر از دست اندرکاری به جای تأمین اعتبار مالی، پشتیبانی می کردند.

خوب لازم به گفتن نیست، که این روش تا چه اندازه در ارتقای آزادی مردم ایران بی تأثیر بوده است. آن دسته از ما که آقای اوباما را آنگونه که هست مشاهده می کنیم، از رخدادهای در پیوند با خیزش سال 2009 ایرانیان ناراحت شدیم، اما شگفت زده نشدیم. زیرا انقلاب سبز تآثیر داشت، و تنها چیزی که آنها از رئیس جمهور جهانگرای ما می خواستند، یک پشتیبانی لفظی بود. اما واکنش فرمانده کل قوای ما سکوتی کرکننده بود. مردم ایران این پیام بلند و آشکار را فهمیدند: نه اینکه نمی توانیم، بلکه نمی کنیم.

به زودی روحیه آنها تضعیف شد، اراده شان به سستی گرائید، و سرکوبگران آنچه را باقی مانده بود، درهم شکستند. آیا اگر آقای اوباما از زبان نقره ای خود برای کمی پشتیبانی استفاده می کرد، تغییری به وجود می آمد؟ ما هرکز پاسخ این پرسش را نخواهیم دانست. اما با توجه به اینکه او در بسیاری از کشورهای دیگر مداخله می کرد، اینکه نیرومندترین رهبر جهان آزاد نمی توانست برای برخی دیگر همان آرزو را داشته باشد، مسخره است.

زمانی که آقای اوباما با فرمان اجرایی خود در مقابل کنگره پیش دستی کرد و میلیاردها دلار دولت ایران را در قبال قول عدم تولید سلاح های هسته ای بازگرداند، ما بیشتر با انگیزه هایش آشنا شدیم. آیا آقای اوباما چیزی در باره تقیه نشنیده است؟ احتمالا او بیش از آنچه ما فکر می کنیم، در مورد این کلمه آگاهی دارد. مهمتر از همه اینکه آیا اصلا این کار و یا هر یک از اقدامات وی، به مردم ایران یاری رساند؟ خیر! بلکه در واقع اگر تأثیری داشت، این بود که ملاهای ستمگر را جسور کرد. کمااینکه اخیرا در مورد پروژه کاساندرا شنیده ایم، که تحقیقات پیرامون قاچاق موادمخدر در پیوند با حزب الله در درون خاکمان است. اما دولت اوباما برای پیشگیری از بی نتیجه ماندن قرارداد هسته ای، مانع آن پروژه شد. کسی چه می داند، چه چیزهای دیگری در مورد معاملات آقای اوباما و ایرانیان، یا آن راسپوتین متولد ایرانش -والری جارت- برملا خواهد شد؟ ممکنست ما هرگز از تمامی حقیقت آگاه نشویم.

حالا در شهر ما کلانتر دیگری روی کار آمده است. آقای ترامپ برغم آقای اوباما پیامش را با دلپذیری آنچنانی نمی رساند، و ما رقت برانگیزان برعکس نخبگان چپ و راست از این مسئله خشنودیم. زیرا او رک، صادق، و مستقیم، حرف می زند. احتمالا پیام آزادی از طریق نیرومندی وی، به کمک رسانه های اجتماعی مجازی و اینترنت از دیوارهای سانسور عبور می کند، و به مردم ایران می رسد. (این) رئیس جمهور فریاد و نارضایتی آنها را بلند و آشکار می شنود. (کمااینکه) از هم اینک نیز، در صفحه توئیتر خود پیام پشتیبانی از این مردم را درج کرده است.

آیا مردم ایران می توانند، برای یک خیزش دیگر دست به مخاطره بزنند؟ گذشت زمان پاسخ این پرسش را خواهد داد. (اما) اگر اراده و نیروی انجامش را داشته باشند، باید بدانند آمریکایی های دوستدار آزادی پشتیبان هدف و جنبش آنها هستند. آیا 2018 می تواند سال مربوطه باشد؟ اگر چنین باشد، سرانجام می توانیم شاهد آغاز چشم انداز نوین خاورمیانه باشیم. امکان دارد، چنین چیزی در حال حاضر خواب و رؤیا به نظر برسد. اما چه کسی می توانست حتی خوابش را ببیند که یک بازرگان بتواند بر همه نامزدهای حزب جمهوریخواه، یک رقیب ملکه وش، و رسانه های یکسونگر و فاسد فائق آید، و بر کرسی ریاست جمهوری آمریکا تکیه بزند؟

بله خواب ها می توانند تعبیر شوند، و می شوند. این خطابی به مردم ایران است.


پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *