صفحه اصلی / مقالات / آزار آن-لاین: فشار منجر به خودسانسوری زنان و اقلیت ها
Stressed businesswoman

آزار آن-لاین: فشار منجر به خودسانسوری زنان و اقلیت ها

Leeza

گزارش نتایج پژوهش مشترک موسسه تحقیقاتی اطلاعات و جامعه، و مرکز پژوهش نوآوری های بهداشت عمومی آمریکا، در اواخر نوامبر منتشر شد. گزارشی که حکایت از آن دارد، که 47 درصد از مردم این کشور فشار آن-لاین را تجربه کرده اند. گرچه چنین آزارهایی به خودی خود سبب نگرانی هستند، اما این گزارش نگرانی های بیشتری را هم دامن زده است.چراکه گستره آن فشار و آزارها برای بسیاری از این افراد غیرقابل تحمل شده است. مثلا زن جوان رنگین پوستی که در محله ای از نیویورک زندگی می کند که ساکنانش را افراد کم درآمد تشکیل می دهند، می گوید البته در زندگی روزمره خود نیز با چالش های فراوانی روبروست. اما دنیای مجازی بیشتر سبب نگرانی اش می شود. او این دنیا را به جهانی تشبیه می کند، که در آن سگان به جان هم افتاده اند، و یکدیگر را می خورند.

البته روزی روزگاری مردم باور داشتند، اینترنت مکانی عالی برای تساوی خواهد بود. مکانی که در آن مردم از نژادها و طبقات گوناگون با یکدیگر آشنا می شوند، از هم چیز یاد می گیرند، و به گفت و گو در سطح ملی کمک می کنند. اما پژوهش مورد اشاره نشان می دهد، سوءظن منتقدان پرشمار این فناوری بی مورد نیست. منتقدانی که می گویند، در دنیای آن-لاین همه از حق و صدای مساوی برخوردار نمی باشند. دست کم بخشی از سبب وجود وضعیت کنونی این است، که مردم به حاشیه رانده شده در سایر حوزه های زندگی خود، بگونه ای ساختارمند (سیستماتیک) از مشارکت در اینترنت نیز بازداشته می شوند.  

البته این احتمال وجود دارد، که مردان و زنان به یک اندازه هدف آزارهای آن-لاین قرار بگیرند. اما در عمل زنان طیف گسترده تری از آزارها و فشارهای اینترنتی از جمله خشونت های سخت تری را تجربه می کنند. همچنین کودکان و نوجوانان بیش از بزرگسالان هدف اینگونه آزارها و فشارها قرار می گیرند. این تجربه در بین زنان جوان تر هم، بیش از مردان و زنان سن و سال دارتر است. همجنسگرایان و دوجنسگرایان نیز، وضعیت مشابهی دارند.

پژوهشگرانی که تحقیق مورد اشاره را انجام داده اند، در خلال کار خود به کرات دریافتند که افراد برای مصون ماندن از انتقام، دچار خودسانسوری می شوند. البته این امر به خودی خود مثبت است. زیرا مثلا اگر کسی فکر کند برای استفاده از واژه های نژادپرستانه هدف انتقاد شدید قرار می گیرد، احتمالا از چنین استفاده ای منصرف می شود. اما یافته های این پژوهشگران واقعیت دیگری را نشان می دهند. اینکه به ویژه این زنان جوان تر و افراد همجنسگرا هستند، که به سبب نگرانی از مورد حمله قرار گرفتن، خیلی کمتر نظرات خود را ابراز می کنند.

همچنین حتی در هنگامی که مردان و زنان در این زمینه تجربه ناخوشایند مشابهی دارند، مردان کمتر از این تجربه به عنوان آزار یاد می کنند. این امر نشانگر آن است که مردان – به ویژه سفیدپوست و دگرجنسگرا-، در دنیان مجازی کمتر احساس آسیب پذیری می نمایند. به همین سبب هم احتمال خودسانسوری آنها کمتر است.

بی تردید شبکه های اجتماعی مجازی مانند توییتر و فیسبوک دارای نقص و کاستی هستند. اما در عین حال به عنوان میزبانان گفت و گوهای مردم در مورد طیف بسیار گسترده ای از مسایل اجتماعی هم، عمل می کنند. بنابراین اگر زنان، رنگین پوستان و همجنسگرایان استفاده کننده از اینترنت به سبب ترس از انتقام، از روند این گفت و گوها کنار بکشند، حضور آنها در این حوزه مهم جامعه مدنی از بین خواهد رفت.

اما این شبکه ها الزامی ندارند، که چنین عملکردی داشته باشند. ولی باید به اینگونه واقعیت های موجود توجه داشت که کسانی که در این حوزه قلدری می کنند، عمدتا مردان سفیدپوست و آسیایی هستند. به همین سبب هم مسوولان طراز اول شبکه های اجتماعی مجازی از خشونت های آن-لاین پیشگیری نمی کنند. چراکه معمولا افراد ابزارهایی برای خود و همگنانشان ایحاد می نمایند. بنابراین با توجه به اینکه مسوولان فناوری این شبکه ها عمدتا همین مردان سفیدپوست هستند، در نتیحه تمهیدی برای پیشگیری از آزارها و فشارهای آن-لاین نمی اندیشند. زیرا این آزارها و فشارها عمدتا افرادی که پیشتر به آنها اشاره شد، و نه مردان سفیدپوست، را هدف قرار می دهند.

البته اخیرا- و اگرچه دیرهنگام،- برخی از شبکه های اجتماعی مجازی مانند توییتر روش های گوناگونی را برای مبارزه با آزارها و فشارها به کار گرفته اند. اما خالقان این شبکه ها به طور تاریخی دیدگاه ساده آزادی بیان را بر قانونمند کردن محتوا مقدم داشته اند. این امر حتی در هنگامی که حضور برخی از افراد به شکلی ساختارمند از مشارکت دراین شبکه ها حذف شده، مصداق دارد. این در حالی است که در جامعه گونه گون آمریکا اینکه همه افراد صدایی داشته باشند، امری حیاتی به شمار می رود. بنابراین شبکه های اجتماعی مجازی باید دراین مورد به شکلی مناسب موضعگیری کنند. همچنین احراز اطمینان نمایند، که رفتار ویرانگر اینترنتی، مردم را از مشارکت در ابراز عقیده محروم نکند.

hamidreza-safipour

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *